راهنما

آموزش و پرورش و کتابخانه مدرسه
آموزش و پرورش و کتابخانه مدرسه
خسرو آقایاری

ماه مهر و بازگشایی دوباره مدرسه ها فرصت مناسبی است، برای این که به این بهانه پیرامون کتابخانه مدرسه و جایگاه و تأثیر آن در آموزش و پرورش و فرهنگ سازی گفت و گو کرد. ضرورت این توجه از آن جا ناشی می شود که دو گروه عمده از کسانی که از ادبیات کودک و نوجوان بهره می برند و به نوعی با آن در ارتباط هستند، یعنی کودکان و نوجوانان و معلمان و مربیان با مدرسه و کتابخانه آن ارتباط دارند.

از گذشته های بسیار دور، آموختن علم و روش های گسترش دانش و تربیت دانش پژوه با دو شیوه امکان پذیر بوده است:
۱ – وجود آزمایشگاه (تحت هر عنوان) همراه با معلمان و مربیان آگاه.
۲- دست یابی به کتابخانه های ارزشمند و غنی که دانش پژوه را از حضور  استاد بی نیاز می کرد و امکان دست رسی به علوم رایج زمان و دانش پیشینیان را برای او فراهم می ساخت.
مرحله مقدماتی آموختن دانش برای طالبان علم همیشه با کمک معلم و مربی آگاه همراه بوده است. اما پس از طی مقدمات و آشنایی با روش ها و فراهم شدن زمینه برای آموختن بیشتر، مرحله دوم یعنی پژوهش و خودآموزی به خودانگیختگی و امکان دست یابی به منابع میسر بوده است. آن چنان که در گذشته های دور و پیشینه فرهنگی این سرزمین دانشمندان بزرگ همواره در جست و جوی کتابخانه های بزرگ بوده اند که معمولاً در اختیار سلاطین و بزرگان بوده است. بسیای از دانشمندان در آرزوی رسیدن به این کتابخانه ها سوختند و برخی در اثر لطف پروردگار و شرایط موافق از این امکان بزرگ بهره مند شدند. آن چنان که بوعلی پس از مداوای یکی از سلاطین از بیماری صعب، در پاسخ سلطان که از او پرسید، در ازای این خدمت چه می طلبی؟ تقاضا کرد که امکان استفاده از کتابخانه سلطنتی را به او بدهند.
بزرگی مقام و شرافت علمی دانشمندان را  عظمت کتابخانه ای که از آن بهره مند بود، معلوم می کرد. بسیاری از دانشمندان در این کتابخانه ها به عنوان کتابدار و در راه استنساخ کتب کم یاب عمر خود را گذرانداند. اگرچه شرایط دست یابی به دانش و مواد آموزشی امروز با گذشته ای که درباره آن به اختصار سخن گفتیم، بسیار متفاوت شده است؛ اما دو چیز هم چنان سیطره خود را حفظ کرده است:
۱- وجود کتابخانه هم چنان مثل گذشته زنده و پر تأثیر نقش اثر گذار خود را حفظ کرده است.
۲- نقش دسترسی به کتابخانه و منابع علمی و آموزشی و اهمیت خواندن و فهمیدن هم چنان اهمیت خود را حفظ کرده است.
حتی امروز بیش از گذشته نقش و اهمیت خودآموزی و کوشش دانش آموزان برای خواندن و فهمیدن مورد تاکید قرار دارد. آن چنان که حتی در دوره مقدماتی و سطوح نخستین نیز که بیشتر طی این مرحله با کمک معلم و مربی و کتاب های آموزشی همسان ممکن بود، امروز با رشد شیوه های آموزشی و تکنولوژی آموزشی تأکید بیش از پیش بر تلاش دانش پژوه بر خودآموزی و خود فراگیری استوار است. در این شرایط، نقش معلم و استاد به حداقل ممکن رسیده است و حوزه کتاب و منبع آموزشی از تک کتابی گسترش یافته و به تعدد و تنوع منابع رسیده است. با کاسته شدن نقش معلم و استاد، آن چه که در این میان نقش محوری و عمده یافته، کتابخانه است.
لذا آن چنان که از گذشته مرسوم بوده، در دنیای امروز نیز کتابخانه و کتابخانه مدرسه به عنوان نهادی فرهنگی و هنری که می تواند دانش آموزان را با تکاپوی فرهنگی و مطالعه هدفمند آشنا سازد، شناخته شده است.
اگر می خواهیم آموزش و پرورشی پیشرفته داشته باشیم و اگر می خواهیم نظامی پویا را در آموزش و پرورش بنا بگذاریم که متناسب با دنیای در حال توسعه امروز باشد، باید نقش ویژه کتابخانه را در مدرسه مورد بازبینی قرار دهیم و دقیق این که باید نظام آموزشی را بر محوریت کتابخانه باز تعریف کنیم. اگر در گذشته های نه چندان دور نظام آموزشی بر مبنای ملعم محوری (کلاس محوری) و یا (کتاب محوری، ابتناء بر اساس کتاب های یکسان و واحد آموزشی) تعریف شده بود؛ در جامعه در حال توسعه ضرورت دارد سیستم آموزشی بر مبنای کتابخانه (و یا کتابخانه محوری) باز تعریف شود.
کتابخانه مدرسه به عنوان نهادی مستقل که ماهیتی و مولد دارد و علاوه بر آن پایگاهی برای ارتباطات اجتماعی دانش آموزان و تعامل فرهنگی و آموزشی است، باید جایگاه خود را در نظام آموزشی بیابد. بدون تعریف و تبیین این نهاد، نظام آموزشی ناقص و ضایعه آفرین است.
اگرچه پس از پیرزوی انقلاب در بخش سخت افزاری کتابخانه های آموزشگاهی، تلاش های زیادی به عمل آمده است، اما بدون تردید مشکل عدم گسترش کتابخانه و نیافتن جایگاه مطلوب در سیستم آموزشی به خاطر فقر نرم افزاری و فقدان دیدگاه های کارشناسی و فنی است. فقدان همین دیدگاه کارشناسی سبب شده است که به رغم تمامی تلاش ها، هنوز مشکلات سخت افزاری کتابخانه حل نشده است و کتابخانه جایگاه خود را در نظام آموزش و پرورش نیافته است. کتابخانه مدرسه هنوز فاقد مکان و فضای مناسب، امکانات و بازر متناسب، مربی کتابدار متخصص، کتاب مناسب، زمان مراجعه به کتابخانه و برنامه کتابخانه ای است.
کتابخانه مدرسه نهادی فرهنگی و مستقل است که هدف هایی مثل هدف هایی زیر را دنبال می کند:
۱ – ایجاد ارتباط با گروه های مخاطبان و ایجاد جامعه فرهنگی دانش آموزان
۲- گسترش فرهنگ مطالعه و ایجاد عادت کتابخوانی در بین دانش آموزان با استفاده از شیوه های مستقیم و غیر مستقیم.
۳- تلاش برای تأمین بهداشت روانی و پاسخ گویی به نیازمندیهای عاطفی، حسی و روانی مخاطبان.
۴- کمک به ارتقاء سطح علمی دانش آموزان و حل مشکلات آنان از طریق گسترش فرهنگی خودآموزی و پژوهش علمی.
یکی از نیازمندی های اساسی دانش آموزان در دوره های مختلف سنی، فهم و ایجاد رابطه انسانی و تمرین برای دستیابی به این رابطه سالم در محیط های غیر رسمی است که نظم اجباری و مدرسه ای بر آن حاکم نباشد. این نیاز در دوره های سنی بالاتر، ایجاد رابطه تشکیلاتی و اجتماعی با یک جامعه فرهنگی است که به شخصیت اجتماعی و فرهنگی آن ها کمک شایانی خواهد کرد. کتابخانه مدرسه با فضای باز و غیر رسمی خود می تواند، بهترین مکان برای تحقق این اهداف باشد.

بعد ازاین هدف عمومی و دیگر اهداف پرورشی، اصلی ترین هدف کتابخانه مدرسه، گسترش فرهنگ ماطلعه است. در کتابخانه مدرسه، ارتباط فرهنگی با اعضایی که ممکمن است بسیاری از آنان از مطالعه گریزان باشند، هدف ایجاد عادت به مطالعه از طریق تنها امانت دادن کتاب و مجبور کردن بچه ها به خواندن کتاب و اعمال روش های مستقیم به دست نمی آید. بلکه این مهم با روش هایی هنرمندانه  که آنها را تحت عنوان برنامه های کتابخانه ای تعریف کرده اند و برخی از این برنامه ها تحت عنوان بازی ها و برنامه های قبل از مطالعه برای علاقه مند کردن و برانگیختن رغبت های مطالعه در کودکان و نوجوانان تعریف شده، قابل دستیابی است. تمامی این ضرورت ها گوشزد می کند که کتابخانه مدرسه در کنارکلاس  درس، نهادی مستقل و فرهنگی است که با ایجاد و تعریف مختصات آن می توان به اجرای برنامه های کتابخانه ای و هدف ایجاد رغبت های کتابخانه ای رسید و گرنه با تغییر تعریف ها و استانداردهای کارشناسی و تبدیل نهاد کتابخانه به کمد کتاب که گاهی در دفتر مدیر مدرسه و گاه در کنج نمازخانه و گاه راهرو و برخی موارد در انباری های و راه پله منتهی به پشت بام قرار دارد، نمی توان به هدف های یاد شده رسید.
سال های پیش، برخی مسئولین برای حل کردن مشکل و فرار از ایجاد نهاد کتابخانه تصمیم گرفتند که صورت مسئله را پاک کنند، لذا برای فریب اذهان، طرح کتابخانه کلاسی را به جای نهاد کتابخانه مدرسه مطرح کردند. غافل از این که کتابخانه کلاس، شعبه ای از نهاد کتابخانه مدرسه است که در کنار آن، هدف هایی ثانویه ای را دنبال می کند. چنان چه کتابخانه مدرسه وجود نداشته باشد، کتابخانه کلاس هرگز نمی تواند حتی نقش خود را ایفا کند.
در حال حاضر برخی پژوهش های به عمل آمده در آموزش و پرورش، وضعیت کتابخانه مدرسه را به این ترتیب تصویر می کند:1

۱ – وضعیت مکانی و وجود کتابخانه در مدارس کشور:

وضعیت مکانی کتابخانه های آموزشگاهی ابتدایی راهنمایی دبیرستان
مدارسی که کتابخانه ندارند. ۵/۴۳٪ ۸/۲۲٪ ۶/۱۵٪
مدارسی که کتابخانه آنها در اتاق مدیران و معلمان است.  ۷/۱۸٪ ۳/۳۹٪ ۹/۵۳٪
مدارسی که کتابخانه آنها در نمازخانه است. ۴/۶٪ ۳/۱۰٪ ۱/۷٪
مدارسی که کتابخانه آنها در راهرو است ۷٪ ۶/۱۴٪ ۷/۱۰٪
مدارسی که دارای مکانی مستقلی برای کتابخانه هستند ۵/۲۴٪ ۱۳٪   ۷/۱۲٪
میانگین مساحت کتابخانه ۷۷/۲٪ ۶۶/۶٪ ۱/۱۲٪

۲ – وضعیت اداره کنندگان کتابخانه مدارس:

  ابتدایی راهنمایی دبیرستان
وضعیت اداره کنندگان کتابخانه های مدارس ۱ ۲ ۳
مدارسی که کتابخانه ندارند. ۵/۴۳٪ ۸/۲۲٪ ۶/۱۵٪
مواردی که کتابدار عهده دار کتابخانه است ۴/۰٪   ۷/۰٪ ۵/۹٪
مواردی که معلم یا مدیر مدرسه عهده دار کتابخانه است .   ۱/۱۹٪ ۱/۵٪ ۲/۲٪
مواردی که مربی پرورشی عهده دار کتابخانه است. ۳۱٪ ۴/۴۸٪ ۱/۴۹٪
مواردی که دانش آموزان عهده دار کتابخانه هستند. ۱/۱۱٪ ۲/۴۲٪ ۲/۴۷٪
مواردی که فرد دیگری عهده دار کتابخانه است. ۸/۰٪ ۹/۰٪ ۱/۱٪
کتابخانه هایی که به صورت قفسۀ باز اداره می شوند. ۶/۴۴٪ ۲/۶۰٪ ۹/۷۲٪

3 – زمان استفاده از کتابخانه :

  ابتدایی راهنمایی دبیرستان
زمان استفاده از کتابخانه های مدرسه ۱ ۲ ۳
مواردی که ساعت استفاده از کتابخانه زنگ تفریح است. ۹/۳۸٪ ۲/۶۶٪ ۴/۷۸٪
مواردی که ساعت استفاده از کتابخانه قبل از کلاس است. ۳/۵٪ ۸/۱۰٪ ۲/۲۱٪
مواردی که ساعت استفاده از کتابخانه بعد از مدرسه است. ۳/۱۰٪ ۸٪ ۸/۱۰٪
مواردی که ساعت استفاده از کتابخانه در ساعات درس است. ۹/۲٪ ۱/۳٪ ۷/۸٪
مواردی که ساعت استفاده از کتابخانه زنگ ورزش است. ۶/۸٪ ۶/۵٪ ۲/۱۶٪
مواردی که ساعت استفاده از کتابخانه ساعات دیگر است. ۵/۶٪ ۷/۱۰٪ ۷/۱۱٪
میانگین ساعات فعال کتابخانه درهفته ۹۱/۳٪ ۴۷/۶٪ ۱۴/۱۴٪

این جداول وضعیت نه چندان مطلوب کتابخانه های آموزشگاهی را می رساند. البته در پژوهش های دیگر و پژوهشی که توسط دفتر خدمات ماشینی وزارت آموزش و پرورش در آبان ماه سال ۱۳۸۱ تهیه و منتشر شده و ظاهراً دقیق ترین آمار موجود است، وضعیت کتابخانه های مدارس از آن چه گذشت هم وخیم تر است. اما وخامت این شرایط وقتی معلوم می شود که بدانیم همین میزان کتابخانه های موجود نیز به خاطر افزایش دانش آموز و کسری کلاس های آموزشی تبدیل به کلاس درس می شوند و کسی قادر به پیشگیری از این اتفاق نیست!
این پدیده تأسف آور مبین این واقعیت است که مشکل کتابخانه مدرسه در مرحله اول از جنس نرم افزاری و تعریف و تبیین دیدگاهی است. تا جایگاه کتابخانه در نظام آموزشی به وضوح روشن و تعریف نشود، هم چنان باید شاهد تبدیل شدن کتابخانه به کلاس درس باشیم.
اما دیدگاه موجود در سیستم آموزش و پرورش در همین وضع در دو شاخه معاونت آموزشی و معاونت پرورشی در همه سطوح و مقاطع در دو تولرانس افراطی و تفریطی جریان دارد. در شاخه آموزشی کتابخانه مدرسه در یک نگاه افراطی به عنوان کتابخانه ای صرفاًٌ کمک آموزشی و علمی تعریف می شود. کتابخانه ای که باید محور اصلی آن تنها کتاب ها و منابع آموزشی و کمک آموزشی باشد و به جز آن را به صلاح پیشرفت و موفقیت های تحصیلی و علمی دانش آموزان نمی داند.
این دیدگاه بدون تردید تأثیر مستقیم نظام کلی آموزش و پرورش است. نظامی که تنها برای انتقال مواد آموزشی آن هم با منحط ترین دیدگاه و روش ها ایجاد شده و به جز آن برای هیچ پدیدۀ حتی فرهنگی ذره ای انعطاف ندارد و هرگز حاضر نیست به این واقعیت بیندیشد که بی پاسخ گذاردن نیازمندی های حسی، عاطفی و ذوقی مخاطبان کودک و نوجوان، عامل بسیاری از ناموفقیت های علمی و آموزشی و دلیل اصلی بسیاری از بحران های تربیتی و رفتاری و اخلاقی است.
در مقابل این دیدگاه، شاخه معاونت پرورشی و امور تربیتی قرار دارد که دیدگاه او نقطه مقابل دیدگاه پیشین و تفریطی در برابر افراط یاد شده است. در این شیوه نیز کتابخانه مدرسه با سلیقه و تعریفی که اینان می پسندند، باید بر مبنای محوری خاص تعریف شود.
آیا این جریان می تواند به این تحلیل برسد که شیوه های تفریطی و تحمیل های بی رویه، در سنوات پیش، عامل بسیاری از ارزش گریزی های نوجوانان و جوانان شده است. این جریان نیز همانند جریان نخست، نگاهی سلیقه ای و گزینش گر نسبت به مواد کتابخانه ای دارد که البته در طیف این سلیقه، نیازمندی های واقعی، حسی و عاطفی کودکان و نوجوانان کم تر قرار دارد.
در این میان، آن چه که باقی می ماند، کودکان و نوجوانان هستند با کوله باری از نیازمندی ها و ضرورت های فراموش شده و مورد تغافل قرار گرفته.
در چنین شرایطی، ضرورت دارد که همه موسسه ها و مراکز فرهنگی و هنری و حتی بخش خصوصی در حوزه نرم افزاری به یاری آموزش و پرورش بشتابند. چرا که بزرگ ترین مخاطبان ادبیات کودک، بیشترین ساعات فعال روزانۀ خود را در آموزش و پرورش می گذرانند. تا مشکل کتابخانه مدرسه حل نشود، بچه ها کتابخوان نخواهند شد. اما تا به حال چه کمکی به آموزش و پرورش کرده ایم؟
بخش خصوصی تنها نگاه انتفاعی و بازرگانی به آموزش و پرورش دارد. اقیانوسی برای آب کردن کالا! البته ناشران برای گذراندن میز و یا ویترین فروش و معرفی کتاب زیاد به سراغ مدرسه ها می روند. سایر موسسه های فرهنگی و مراکز مسئول نیز کم و بیش همین نگاه را دارند. نیم نگاهی به هفته کتاب و سیل کتاب هایی که برای تجهیز کتابخانه ها راهی مدارس می شود، این مدعا را تأیید می کند.
به نظر بسیاری از کارشناسان، معضل کتابخانه آموزشگاهی و اهمیت فرهنگی آن، بیش از آن است که تنها از آموزش و پرورش انتظار داشته باشیم، تا بر این مشکلات غلبه کند. راهگشایی برای کتابخانه مدرسه نیاز به عزمی ملی دارد. اهمیت فرهنگی و تربیتی این پایگاه آن قدر هست که انتظار داشته باشیم تا نهادی مستقل و جامع تمامی تجارب و دیدگاه ها مسئولیت تعیین تکلیف کتابخانه مدرسه را عهده دار شود. اگر خواهان رشد و تقویت حوزه ادبیات کودک هستیم، باید به یاری کتابخانه های آموزش و پرورش بشنابیم.
 

hodak.png