راهنما

ضرورت آشنایی با روان شناسی رشد در ادبیات کودکان
ضرورت آشنایی با روان شناسی رشد در ادبیات کودکان
فاطمه قاسم زاده

 روان شناسی رشد، رشته ای از روان شناسی است که به توصیف، توضیح و راهنمایی در زمینه ی رشد کودک می پردازد.

  منظور از توصیف، بیان چگونگی فرایند رشد کودک است و به پرسش هایی پاسخ می گوید که این چگونگی را نشان می دهد: چگونه کودک سخن می گوید؟ راه می رود؟ می بیند؟ می شنود؟ چگونه کودک فکر می کند؟ می شناسد؟ عواطف کودک چگونه شکل می گیرد؟ چگونه با دیگران ارتباط برقرار می کند و جامعه پذیر می شود؟...
منظور از توضیح، بیان چرایی رشد کودک و تعبیر و تفسیر آن است و به پرسش هایی پاسخ می دهد که دلایل رفتارهای کودک را نشان می دهند: چه عواملی بر رشد کودک تأثیر گذار است؟ نقش عوامل ارثی و محیطی بر رشد کودک چگونه است؟ چرا کودکان در جریان رشد خود دچار مشکلات می شوند؟...
منظور از راهنمایی، ارایه راهکارهایی برای رشد و پرورش بهتر کودکان بر اساس توصیفات و توضیحات ذکر شده است.
هدف روان شناسی رشد، تنها شناخت فرایند رشد کودکان نیست، بلکه کمک به بزرگسالان و کودکان برای تأمین رشد و سلامت آنان است. از این رو ارایه الگوها، توصیه ها و راهنمایی های لازم برای پیشگیری از مشکلات، کاهش آن ها و تضمین زندگی بهتر برای کودکان ، مهم ترین اهداف روان شناسی رشد است.
رشد، تغییراتی است که در طول زندگی افراد ایجاد می شود. این تغییرات ویژگی های زیر را داراست:

پیوستگی رشد:
رشد یک جریان پیوسته است و گذشته ی کودک با حال و آینده ی او در ارتباط است. در تمام جنبه های رشد، این پیوستگی مشاهده می شود. به عنوان مثال، سخن گویی کودک از آواهای نامفهوم آغاز می شود و سپس به گفتن کلمات، جمله سازی و ... می پردازد.

تدریجی بودن رشد:
رشد به صورت تغییرات تدریجی در انسان رخ می دهد. رفتارهای کودک در همه ی زمینه ها ناگهان ظاهر نمی شود، بلکه به صورت تدریجی شکل می گیرد. به عنوان مثال ، کودک یک باره شروع به سخن گفتن نمی کند، بلکه تدریجاً مراحل سخن گویی را طی می کند.

تأثیر پذیری رشد:
رشد هر فرد تابع دو عامل ارثی و محیطی و تأثیرات متقابل این دو عامل است. در میان تغییرات محیطی، نقش تغذیه، بهداشت، خانواده، گروه همسالان، مدرسه و رسانه های جمعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

تفاوت رشد:
فرایند رشد در همه ی کودکان به شکل یکسان صورت نمی گیرد؛ زیرا عوامل به وجود آورنده ی آن، یعنی عوامل ارثی و محیطی در کودکان متفاوت است.
رشد هر کودک از نظر کمیت و کیفیت با کودک دیگر تفاوت دارد و لازمه ی پرورش درست کودک، توجه پذیرش تفاوتهای فردی است.

الگوی کلی رشد:
رشد از یک الگوی معین و قابل پیش بینی پیروی می کند. هر یک از انواع جانداران الگوی خاص رشد خود را دارند که بر اساس آن می تواند رشد هر فرد از آن نوع را پیش بینی کرد. چگونگی رشد در انسان نیز بر اساس الگوی مشخصی است که با وجود تفاوت هایی در همه ی انسان ها، قابل مشاهده و پیش بینی است. به عنوان مثال الگوی رشد سخن گویی در همه ی انسان ها از آواهای بی معنی شروع می شود و تا گفتن کلمات و جملات ادامه می یابد.

جامعیت رشد:
جنبه های متفاوت رشد کودک با یکدیگر ارتباط متقابل و به هم تنیده دارند که جدا کردن آن ها تنها به منظور مطالعه و بررسی بیشتر و دقیق تر است و در واقع این جنبه ها به صورت کل واحد در کودک نمودار می گردد.
جنبه های اساسی رشد شامل رشد جسمی، حرکتی – رشد عاطفی، روانی و رشد اجتماعی است.

نیازهای رشد:
کودکان برای رشد همه جانبه ی خود نیاز به امکانات مناسب دارند. این امکانات را می توان در دو زمینه ی اساسی رشد یعنی عوامل ژنتیکی و محیطی مورد توجه قرار داد.
به ویژه عوامل محیطی، نقش تعیین کننده دارند. منظور از محیط مناسب، محیطی است که رشد متعادل و همه جانبه ی کودک را در چهار جنبه ی اصلی رشد تأمین کند. تغذیه ، بهداشت، آموزش، حمایت و رفتار مناسب با کودک از جمله عوامل مهم تسهیل کننده ی رشد کودک است.

دشواریهای رشد:
کودکان در جریان رشد خود با دشواری هایی روبرو می شوند که یا ناشی از عوامل ارزثی است و یا از عوامل محیطی سرچشمه می گیرد. از آنجا که بسیاری از این مشکلات شناخته شده هستند، پیشگیری از آن ها نقش موثری در رشد کودکان دارند. پاسخگویی مناسب به نیازهای کودکان می تواند در کاهش مشکلات رشد، موثر باشد.

با توجه به اهداف روان شناسی رشد، آگاهی از ا صول و مبانی آن برای تمام کسانی که به نحوی با کودکان سرو کار دارند، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. والدین، معلمان، نویسندگان، هنرمندان و هر کس که فعالیتی در زمینه ی کودکان انجام می دهد، نیازمند آن هستند که موضوع کار خود یعنی کودکان را بشناسند، از ویژگی های او آگاه باشند، نیازهای اساسی او را بدانند، تا بتوانند بین کودک و فعالیت خود ارتباط لازم را برقرار سازند.
ادبیات کودکان نیز از این قاعده مستثنی نیست و شاید بیشتر از هر رشته ی دیگری که به دلایل زیر نیازی به برقراری پیوند بین خود و روانشناسی رشد دارد:

علاقه مندی کودکان به ادبیات:
ادبیات مجموعه ی خواندنی های کودکان در زمینه ی داستان، شعر، نمایش، نشریه و ... است. کودکان به دلایل مختلف به ادبیات علاقه نشان می دهند و به خوبی با آن ارتباط برقرار می کنند. از آن لذت می برند، می آموزند و به دنیای ناشناخته ها سفر می کنند. تخیلات خود را به کمک آن بازسازی می کنند و رویاهای خود را شکل می دهند و در یک کلام، با آن زندگی می کنند.
ادبیات برای پاسخگویی درست به این علاقه مندی کودکان، لازم است که با شناخته بیشتر و بهتر از نیازها و ویژگی های آنان، آثار مناسبی را برای تأثیرگذاری بر آن ها پدید آورد.

نقش ادبیات در رشد شناختی کودکان:
ادبیات نقش موثری در رشد شناختی کودکان دارد. کودکان، بسیاری از مطالب را از طریق ادبیات می آموزند. داستان، شعر ، نمایش و ... روش مناسبی برای آموزش کودکان به شمار می رود. پژوهش های متعدد نشان داده است که میزان آموزش های غیر رسمی کودکان بسیار فراتر از آموزش های رسمی و مدرسه ای است و برای آنان جذاب تر و خوش آیندتر است.
ادبیات در صورتی می تواند تأثیر گذاری خود را در رشد ذهنی و شناختی کودکان داشته باشد که پدید آورندگان آن از ویژگی ها و چگونگی رشد شناختی کودکان اطلاع کافی داشته باشند: کودکان چگونه فکر می کنند و چگونه یاد می گیرند؟ چگونه به درک مفاهیم می رسند؟ تخیل کودکان چگونه و در چه سنی شکل می گیرد؟ عوامل تقویت کننده و موانع خلاقیت کودکان کدام ها هستند؟ پدیده هایی مانند جاندار پنداری، حس آمیزی، خیال پردازی و ... در کودکان چگونه است؟ چه ارتباطی بین سن و رشد شناختی کودکان وجود دارد؟
پاسخ به این گونه پرسش ها که در روان شناسی رشد مطرح می شود، لازمه ی پدید آوردن آثار مناسب و مفید برای کودکان است.

نقش ادبیات در رشد عاطفی روانی کودکان:
ادبیات در رشد عاطفی – هیجانی کودکان تأثیر گذاری فراوانی دارد. کودکان به ویژه استفاده از شعر و داستان، می توانند به شناخت احساسات و حالات خود و دیگران دست یابند و با شیوه های بیان عواطف و ابراز هیجان ها به صورت درست، آشنا شوند. ادبیات می تواند در تقویت عواطف مثبت مانند امید، شادی، محبت، همدلی و ... سهم موثری داشته باشد، همان گونه که در شناخت و تعدیل عواطف منفی از جمله خشم، ترس، اندوه، حسادت، دشمنی و ... نقش موثری دراد. اما تأثیرگذاری ادبیات بر هیجان ها و عواطف کودکان در صورتی امکان پذیر است که نویسندگان آن ها از چگونگی رشد عاطفی – روانی کودکان آگاه باشند: هیجان ها چگونه شکل می گیرند و رشد می یابند؟ کودکان چگونه احساسات و عواطف خود را بیان می کنند؟ چگونه می توان عواطف کودکان را برانگیخت؟ روان شناسی رشد به این پرسش ها که برقراری ارتباط عاطی آثار ادبی و نویسندگان آن ها را با کودکان امکان پذیر می سازد، پاسخ می دهد.

نقش ادبیات در رشد اجتماعی اخلاقی کودکان:
رشد اجتماعی – اخلاقی، بخش مهمی از رشد همه جانبه ی کودکان است. این جنبه از رشد، ارتباط نزدیکی با ادبیات کودکان دارد. بررسیهای انجام شده نشان می دهد که تقویت رفتارهای مثبت اجتماعی – اخلاقی کودکان به صورت مستقیم یا از راه پند و اندرز میسر نمی گردد، بلکه ارایه ی الگوهای مناسب در عمل و یا از طریق شخصیت پردازی های جذاب در داستان ها، اشعار، سرگذشت ها و ... در این زمینه ی تأثیر گذاری بیشتری دارد. اما این اثر بخشی در صورتی امکان پذیر است که پدید آورندگان آثار کودکان از روندن جامعه پذیری آنان آگاه باشند، عوامل موثر در این فرآیند را بشناسند، از مراحل و چگونگی رشد اخلاقی کودکان اطلاع کافی داشته باشند و از انگیزه های کودکان در انجام رفتارهای اجتماعی و اخلاقی با خبر باشند. آشنایی با روان شناسی رشد، راهی برای آگاهی از این موارد است.
به عنوان جمع بندی نقش ادبیات کودکان در جنبه های اساسی رشد آنان و ضرورت آشنایی با روانشناسی رشد، در کار با کودکان، می توان گفت که نویسندگان آثار کودکان باید دو ویژگی مهم داشته باشند:

  • الف – خلاقیت برای ارایه ی آثار خلاق .
  • ب – شناخت موضوع کار خود یعنی کودک، به منظور تأثیر گذاری بر رشد و شخصیت کودک. خلاقیت بدون شناخت، اهداف اصلی و محتوای آثار را نادیده می گیرد و در نهایت تنها درساختار اثر متجلی می گردد. شناخت بی بهره مندی از خلاقیت، جذابیت خود را از دست می دهد و ارتباط کودک را با اثر کم رنگ و تأثیر گذاری آن را اندک می سازد.

آشنایی با روان شناسی رشد در دو حوزه ی اصلی ادبیات کودکان ضرورت دارد:

  • در حوزه ی تولید برای کودکان
  • در حوزه ی تولید درباره ی کودکان

در زمینه ی تولید و خلق آثار ادبی برای کودکان، از آنجا که این تولیدات مستقیماً در اختیار آنان قرار می گیرد، ضرورت آشنایی با ویژگی های رشد کودک ضروری است.
در حوزه ی ادبیات درباره ی کودکان که شامل نظریه ها، نقد و بررسی، پژوهش و ... می باشد، از آنجا که این آثار، نگرش ها، آگاهی ها، دیدگاه ها و راه کارها را نشان می دهد، ضروری است که منطبق با مبانی رشد و پرورش کودکان باشد. اهمیت این آثار به این علت است که صرف نظر از اخلاقیت تولید کنندگان ادبیات کودکان، این آثار، پایه و اساس ادبیات برای کودکان هستند. با توجه به ارتباط دو جانبه ای که بین ادبیات برای کودکان و درباره ی کودکان وجود دراد، و تأثیرات عمیق و متقابل این دو حوزه بر یکدیگر، جا دارد که در هر دو زمینه، به استفاده از دست اوردهای روان شناسی رشد تأکید می گردد.
توجه به نیازها و ویژگی های کودکان در هر زمینه و رشته ای که به آنان مربوط است، مسئله ی «محوریت» کودکان را مطرح می سازد. محوریت کودکان به معنای توجه بیش از حد به آنان و یا تسلیم در برابر خواسته های گاه غیر منطقی آن ها نیست. محوریت کودکان، یعنی در نظر گرفتن بیشترین منافع آنان، یعنی تأکید بر رشد و پرورش آن ها.
در پیمان نامه ی حقوق کودک، محوریت کودکان به عنوان یکی از اصول مهم پیمان نامه آورده شده است که در «کلیه ی اقدامات مربوط به کودکان، بالاترین منافع آن ها باید در نظر گرفته شود». (ماده ۳ پیمان نامه حقوق کودک)
 توجه به محوریت کودکان در حوزه ی ادبیات کودک به معنایی که گفته شد، پایه ی شکل گیری ادبیات کودک محور، با ویژگی های زیر است.

  • با نیازها و ویژگی های کودکان انطباق دارد.
  • بر مراحل و چگونگی رشد کودکان تأکید دارد.
  • با کودکان ارتباط مناسب برقرار می کند.
  • از خلاقیت و پویایی کافی برخوردار است.
  • با تغییر و تحولات جاری از زندگی کودکان آشنایی دارد.
  • از روش های جذاب برای انتقال پیام به کودکان استفاده می کند.
  • از ترویج خشونت، ترس، اضطراب و ... که تهدیدی برای سلامت روان کودکان است، پرهیز می کند.
  • شوق یادگیری و لذت خواندن را در کودکان بر می انگیزد.
  • کودکان را با فرهنگ و گذشته ی خود که بخشی از هویت آنان است، آشنا می سازد. بدون تردید چنین ادبیاتی می تواند در رشد همه جانبه ی کودکان سهم موثری داشته باشد.

در پایان به جمله ای از «تولستوی» اشاره می شود که می گوید «نوشتن کار شریفی است اما برای کودکان نوشتن، شریف ترین کارهاست» می توان به این جمله افزود که نوشتن کار دشواری است اما برای کودکان نوشتن دشوارترین کارها است.

hodak.png