تحلیل و نقد کتاب کودک و نوجوان

۷ سند موجود است.
تحلیل و نقد کتاب به آب نزدیک نشو دخترم

تحلیل و نقد کتاب به آب نزدیک نشو دخترم

خلاصه داستان و معرفی کتاب به آب نزدیک نشو دخترم
لینک خرید کتاب به آب نزدیک نشو دخترم

دوشنبه, ۱ بهمن, ۱۳۹۷ - ۰۴:۳۱
تحلیل و نقد کتاب الان نه برنارد! در سه نگاه

تحلیل و نقد کتاب الان نه برنارد! در سه نگاه

دیگری از نگاه دیگر؛ سه نگاه در الان نه برنارد! (حالا نه،  بچه!)
و نگاهی به ترجمه فارسی در مقایسه با متن اصلی

برنارد پسر کوچولوی است که پدر و مادرش آن‌قدر گرفتار کارهای روزمره‌اند که از توجه به او غافل مانده‌اند. برنارد سخت تلاش می‌کند تا توجه آن را به خود جلب کند.

دوشنبه, ۲۴ دي, ۱۳۹۷ - ۰۴:۳۰
تحلیل و نقد کتاب هفت اسب هفت رنگ

تحلیل و نقد کتاب هفت اسب هفت رنگ

همزمان با خوانش داستان «هفت اسب، هفت رنگ» در موسسه رنگین کمان سپید، آنرا در گروه پژوهش انجمن دوستداران ادبیات کودک هم جمع‌خوانی کردیم و مفصلاً درباره آن صحبت نمودیم و قرار شد هریک داستانی بر این مضمون بنویسند.

دوشنبه, ۱۷ دي, ۱۳۹۷ - ۰۴:۴۷
تحلیل و نقد کتاب بنی و پستانک

تحلیل و نقد کتاب بنی و پستانک

خلاصه داستان بنی و پستانک: 

بنی، خوک کوچک، صاحب یک برادر شده بود. مادر برای آرام کردن برادر بنی به او پستانک می‌دهد، بنی هم پستانک می‌خواهد اما مادر به او یادآوری می‌کند که دیگر برای پستانک خوردن بزرگ شده است.

دوشنبه, ۱۰ دي, ۱۳۹۷ - ۰۶:۳۷
تحلیل و نقد کتاب سفر به سرزمین وحشی‌ها در سه نگاه

تحلیل و نقد کتاب سفر به سرزمین وحشی‌ها در سه نگاه

خلاصه داستان سفر به سرزمین وحشی‌ها:

شبی پسرک لباس گرگی‌اش را می‌پوشد و شروع به شیطنت می‌کند. آن‌قدر که مادرش با لفظ «وحشی» او را خطاب می‌کند و او بدون شام به رختخواب فرستاده می‌شود.

دوشنبه, ۳ دي, ۱۳۹۷ - ۰۷:۲۳
تحلیل و نقد روزی که زرافه‌ی من گلو درد شد در دو نگاه

تحلیل و نقد روزی که زرافه‌ی من گلو درد شد در دو نگاه

خلاصه‌ی داستان:

کودکی با خمیر بازی می‌کند. با خمیرش داستان‌های کتاب درسی را می‌سازد؛ خرگوش و لاک‌پشت و زاغکی قالب پنیری دید. تا اینکه یک‌روز خمیرش به شکل زرافه‌ ای درمی‌آید.

دوشنبه, ۲۶ آذر, ۱۳۹۷ - ۰۸:۴۶
تحلیل و نقد کتاب اما فردیناند این کار را نکرد در دو نگاه

تحلیل و نقد کتاب اما فردیناند این کار را نکرد در دو نگاه

خلاصه داستان اما فردیناند این کار را نکرد:

در اسپانیا گوساله‌ای به نام فردیناند زندگی می‌کرد که دوست نداشت مثل گوساله‌های دیگر بجنگد. او فقط می‌خواست زیر سایه‌ی‌ درخت بلوط بنشیند و گل‌ها را ببوید.

دوشنبه, ۱۹ آذر, ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۸

عضویت در کانال تلگرام