حکایت گربه و زال-سعدی

حکایت گربه و زال-سعدی
نویسنده: 
سعدی
ویراستار: 
گروه ویراستاران کتابک

حکایت گربه و زال

این حکایت حکایتی است از باب قناعت کتاب بوستان سعدی.

یکی گربه در خانهٔ زال بود
که برگشته ایام و بدحال بود

دوان شد به مهمان سرای امیر
غلامان سلطان زدندش به تیر

چکان خونش از استخوان، می‌دوید
همی گفت و از هول جان می‌دوید

اگر جستم از دست این تیر زن
من و موش و ویرانهٔ پیرزن

نیرزد عسل، جان من، زخم نیش
قناعت نکوتر به دوشاب خویش

خداوند از آن بنده خرسند نیست
که راضی به قسم خداوند نیست

حکایت گربه و زال، سعدی

دیگر حکایت‌های کخن در وبلاگ کتابک

راهنما

عضویت در کانال تلگرام