مقاله‌ها و نوشته‌های ترویج خواندن و ادبیات کودکان

۳۱۸ سند موجود است.
شگردهایی برای نوشتن یک داستان خوب، بررسی کتاب هفت اسب هفت رنگ، بخش دوم

شگردهایی برای نوشتن یک داستان خوب، بررسی کتاب هفت اسب هفت رنگ، بخش دوم

بخش دوم: خواندن معنا با ضربه‌های متن

اول بروید سراغ کلمات و جملات توصیفی یا اضافه‌های تشبیهی یا استعاری یا ابهام و ایهام و یا کنایه؛ یکی از روش‌های خواندن معنا همین است، بروید سراغ جملاتی که سرراست نیستند. اما می‌خواهم در این بخش با چیز دیگری هم شما را آشنا کنم.

دوشنبه, ۱۳ اسفند, ۱۳۹۷ - ۰۴:۵۵
شگردهایی برای نوشتن یک داستان خوب، بررسی کتاب هفت اسب هفت رنگ، بخش نخست

شگردهایی برای نوشتن یک داستان خوب، بررسی کتاب هفت اسب هفت رنگ، بخش نخست

بخش اول: تا کجا کلمه؟

حتما با کسانی روبه‌رو شده‌اید که خیلی حرف می‌زنند و این حرف زدن بی‌وقفه، شما را کلافه می‌کند در ذهن‌تان یک سوال می‌چرخد. پس کی می‌خواهد ساکت شود؟ این اتفاق برای خودتان هم افتاده؟ جایی بودید، حرفی زدید و از گفتن‌اش پشیمان شدید، یک‌دفعه از دهانتان بیرون پریده و این جمله را به خودتان گفتید: «چقدر حرف می‌زنی؟ چرا ساکت نمی‌شوی؟» کلمات با ما چه می‌کنند؟ برای چه به کارشان می‌بریم؟ برای سخن گفتن؟ برای ابراز احساسات؟ گاهی یک رفتار شما و یا حتی نگاه‌تان پرمعناتر از کلماتی است که می‌گویید. پس چرا کلمه و اگر یک نویسنده باشید با کلمه باید چه کنید؟

يکشنبه, ۱۲ اسفند, ۱۳۹۷ - ۰۴:۵۸
یک کتاب، یک نگاه، رویای روزی که...

یک کتاب، یک نگاه، رویای روزی که...

کتاب را در دست می‌گیرم. اول از همه جلد توجهم را جلب می‌کند. از این ناشر پیش از این چیزی نخوانده‌ام. این جلد خیلی هنرمندانه از آب درآمده است. تناسب رنگ‌ها، انتخاب فونت، نحوه چینش، قطع، و نوع تصویرگری خیلی هنرمندانه است، شبیه یک تابلو بدون هیچ آرم یا عنصر اضافی. آگاهانه از خاصیت ورنی‌بودن بعضی قسمت‌ها بهره برده‌اند، در پشت جلد هم. فقط کاش رنگ عنوان سفید نبود. سفید یعنی ناخوانایی...البته در این جلد مشکل خاصی به وجود نیامده است.

دوشنبه, ۶ اسفند, ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۲
شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب، بررسی کتاب فراتر از یک رویا، بخش دوم

شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب، بررسی کتاب فراتر از یک رویا، بخش دوم

بخش دوم: روایت روایت روایت!

پدربزرگ‌ام، روی تخت سفید بود. با ملافه  نازکی روی‌اش که طرح‌های کم رنگ آبی داشت. صورت‌اش خاکستری شده بود. دست‌اش سرد بود و دهان‌اش باز. زندگی انگار از درون دهان‌اش پرکشیده بود بیرون. دورتادورش همه چیز سفید و بی‌رنگ بودند. تنها رنگ‌های آن اتاق، لباس آبی و سرمه‌ای پرستاران بود. هوا سرد نبود اما من سردی مرگ را حس کردم. بار اول جرأت نکردم به دست‌اش دست بگذارم. حس کردن مرگ آن‌قدر برای‌ام غریب بود که شجاعت مواجهه نداشتم.

دوشنبه, ۶ اسفند, ۱۳۹۷ - ۰۴:۳۹
شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب، بررسی کتاب فراتر از یک رویا، بخش دوم

شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب، بررسی کتاب فراتر از یک رویا، بخش نخست

بخش نخست: کنارهم گذاری!

من مرگ را دیدم، خالی شدن کالبد پدربزرگ‌ام از زندگی. در آن لحظه هم اندوهگین بودم از رفتن‌اش و هم با حسی مواجه شده بودم که قادر به درک‌اش نبودم، نمی‌شناختم‌اش و برای‌ام شگفت‌انگیز بود. حس می‌کردم پیکرش از زندگی خالی شده اما مرگ را پایان حس نمی‌کردم. حس می‌کردم نیروی زندگی‌اش، به طبیعت بازگشته و آن طرف هم زندگی است و به شکلی دیگر در جریان. از آن روز، معنای قبرستان برای‌ام تغییر کرد.

يکشنبه, ۵ اسفند, ۱۳۹۷ - ۰۷:۲۸
 شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب بررسی کتاب دوقلوهای خل و چل، بخش سوم

شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب بررسی کتاب دوقلوهای خل و چل، بخش سوم

بخش سوم:  آدم بودن به چه درد می‌خورد؟

«آن‌وقت بچه را داد دست چل و توی راه فوتی کرد و رفت. خیلی خوشحال بود که از این بچه‌های کله پوک ندارد. خل گفت: این بچه را از کجات درآوردی؟ ما که بچه نداشتیم. چل گفت: مگه با چشمات ندیدی همسایه‌مون آورد؟ خل گفت: ولی ما که چشم نداریم. چشم‌هامون زیر تخته... چل گفت: مامان! بیا دیگه من دارم مثل این خل می‌شدم.» چقدر این گفت‌وگوها خوب است، چقدر! آخر برای چی این‌قدر خوب است؟ چرا چرا؟... برگردیم به داستان. همسایه فوتی می‌کند یعنی چی؟ بعدش چه می‌گوید داستان؟ خوشحال است از این بچه‌های کله‌پوک ندارد. توی پرانتز(خودش از همه کله‌پوک‌تر است. نیست؟ هست که بچه می‌گذارد پیش کله‌پوک!) پس آن فوت یعنی تأسف همسایه.

دوشنبه, ۲۹ بهمن, ۱۳۹۷ - ۰۵:۲۱
 شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب بررسی کتاب دوقلوهای خل و چل، بخش سوم

شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب، بررسی کتاب دوقلوهای خل و چل، بخش دوم

بخش دوم: توی کله‌تان چه دارید؟

‌مشق‌هایتان کو؟ اول تخم‌مرغ‌تان را ببینم! پول، پولی که پیدا کردید توی جیب‌تان است یا انداختید در جوی آب؟ آب نداشت که دلیل نمی‌شود توی جیب‌تان بماند! نامه‌ی اخراج از محل کارتان کو؟ نسخه‌هایی که نوشتید؟ ببینم سوراخ دماغ‌تان را؟ اوه اوه، توی کله‌تان چه خبر است! آن چیست... آن‌که آن گوشه قایم شده؟ «ت» را می‌بینم... اوووم...«ر» را هم دیدم و.... و... «س».  شما «ترس» دارید توی کله‌تان!

دوشنبه, ۲۹ بهمن, ۱۳۹۷ - ۰۵:۰۴
 شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب بررسی کتاب دوقلوهای خل و چل، بخش سوم

شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب، بررسی کتاب دوقلوهای خل و چل، بخش نخست

بخش نخست: عاقلِ دیوانه باشید!

تا به حال شده به عمد بگذارید دست‌تان خط بخورد؟ نه اینکه هنگام نوشتن کسی بزند به دست‌تان، خودتان کاغذتان را خط خطی کنید، حتی مچاله‌اش کنید؟ طنزنویسی درست از همین جا شروع می‌شود. طنز، خط زدن جهان است، نه لزوما به معنای کج و کوله کردن‌اش. گاهی عناصر جهان از جای خودشان، بیرون آمده و باید برگردند سرجای‌شان، راست شوند. گاهی هم به‌نظر شما باید کج شوند. همه چیز بستگی به این دارد که از کدام زاویه به این عناصر دررفته یا درنرفته و سرجای خودشان مانده و یا سرجای خودشان نمانده، نگاه کنید. یک چشمی بیینید، عینک داشته باشید، دو چشم‌تان را ببندند و یا دلتان نخواهد چشم‌تان بیفتد به ریخت جهان!

يکشنبه, ۲۸ بهمن, ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۰
شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب، بررسی کتاب پیکو جادوگر کوچک، بخش دوم

شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب، بررسی کتاب پیکو جادوگر کوچک، بخش دوم

بخش دوم: ما همه جادوگر هستیم

چرا جادوگری پیکو عجیب است؟ پیش از این‌که به این سوال پاسخ بدهم، در ذهن‌تان جادوهایی را که در داستان‌ها خوانده و یا در فیلم‌ها دیده‌ و یا درباره‌شان شنیده‌اید، مرور کنید. جادو چه شکلی است و چه اتفاقی باید بیفتد که بگوییم جادو رخ داده؟ جادوگری مداخله در چیست و چه چیزی را تغییر می‌دهد؟ جادوگری دخالت در طبیعت است. هر جادویی را که به یاد بیاورید، شکلی از این مداخله است. جادوگری به‌هم ریختن قوانین طبیعت است. تا جایی‌که پیکو سوار بر چوب جارو می‌شود، او جادوگری است شبیه جادوگرهای دیگر. اما شکل این مداخله از زمانی که پیکو در میان فکرهای سگ به پرواز در می‌آید، تغییر می‌کند.

دوشنبه, ۲۲ بهمن, ۱۳۹۷ - ۰۷:۲۳
شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب، بررسی کتاب پیکو جادوگر کوچک، بخش نخست

شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب، بررسی کتاب پیکو جادوگر کوچک، بخش نخست

بخش نخست: مانند یک جادوگر ببینید!

چرا نویسندگان داستان‌هایشان را با: «در زمان‌های قدیم، در سرزمینی دور... » آغاز می‌کنند؟ مسئله‌شان با زمان است یا سرزمین که می‌تواند نقش مکان را داشته باشد و فضای داستانی بسازد؟ چرا هر دو را قدیم و دور انتخاب می‌کنند؟ چون هر چه بیشتر پیوندهای داستان را با آن‌چه از پیش می‌شناسید، کم‌رنگ‌تر کنند، شما کم‌تر در داستان‌شان دنبال دلایلی از جنس شناخت‌های خودتان می‌گردید. مکان‌ها و زمان‌های ناشناخته، قدرت‌های عجیبی به دست نویسنده می‌دهند برای ساختن جهان داستانی منحصر به خودش.

يکشنبه, ۲۱ بهمن, ۱۳۹۷ - ۰۹:۴۶
شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب: بررسی کتاب فرغولی و از ما بهترون

شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب: بررسی کتاب فرغولی و از ما بهترون

چطور جهان داستان را بسازیم؟

بررسی کتاب «فرغولی و از ما بهترون» و «اژدهای عینکی کله اره‌ای»

جهان داستان چیست؟ چطور ساخته می‌شود؟ از ایده تا پایان، باید چه اتفاقی در داستان بیفتد تا آجرهای جهان‌اش از جایشان پایین نیفتد و داستان روی سر خواننده آوار نشود؟ با یک ایده فقط می‌توانیم یک جهان داستانی بسازیم؟ یا به تناسب زاویه‌های دیدی که داریم امکانات ساخت ما گسترش می‌یابد؟ اگر زاویه‌مان را انتخاب کردیم، باید خودمان را محدود کنیم یا دستمان را باز بگذاریم؟

دوشنبه, ۱۵ بهمن, ۱۳۹۷ - ۰۴:۴۲
معرفی کتاب و فواید بلندخوانی به مناسبت هفته بلندخوانی

معرفی کتاب و فواید بلندخوانی به مناسبت هفته بلندخوانی

نوش‌آفرین انصاری: «قصه‌ها، بچه‌ها را به ریشه‌ها و گذشته‌شان بر می‌گرداند. برای هر نسلی جذاب است که بداند نسل قبل چگونه زندگی می‌کردند. پایداری قصه‌ها باعث پایداری فرهنگ می‌شود.»

چهارشنبه, ۱۰ بهمن, ۱۳۹۷ - ۰۷:۰۰
شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب: بررسی کتاب هویج پالتوپوش - بخش دوم

شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب: بررسی کتاب هویج پالتوپوش - بخش دوم

بخش دوم: کیمیاگری بدانید!

جادو شما را تغییر می‌دهد! انگشت‌های نویسنده، ابزار جادوی‌اش هستند که وقتی در کلمات فرو می‌برد، داستانی از سر انگشتان‌اش می‌ریزد در کتاب و دستتان می‌دهد که بعد از خوردنِ، خواندن، داستان‌اش امکان ندارد همان آدم قبلی باشید. پس نویسندگان کیمیاگران خوبی هستند. البته نه همهٔ نویسندگان! چون گاهی نویسنده‌ای مس را طلا می‌کند و اگر کیمیاگری نداند، طلا را فلزی بی‌ارزش!

سه شنبه, ۹ بهمن, ۱۳۹۷ - ۰۸:۲۲
طرح آرامگاه آذر یزدی خاک می‌خورد

طرح آرامگاه آذر یزدی خاک می‌خورد

پس از درگذشت استاد مهدی آذر یزدی در تیر ۱۳۸۸، جلسات گوناگونی در دفتر معاون سیاسی استانداری یزد، چه در دولت دهم و چه در دولت یازدهم با حضور مدیران و نمایندگان ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداری، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نهاد کتابخانه‌های عمومی، آموزش و پرورش و دیگر سازمان‌های مربوطه در یزد و نیز برخی از دوستداران آذر یزدی برگزار گردیده و متأسفانه هربار در این جلسات تصمیم‌های گوناگونی گرفته شده ولی به دلیل عدم همکاری شهرداری یزد، تا کنون هیچ‌کدام از این تصمیمات اجرایی نشده است.

سه شنبه, ۹ بهمن, ۱۳۹۷ - ۰۴:۱۷
شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب: بررسی کتاب «هویج پالتوپوش» - بخش نخست

شگردهایی برای خواندن یک داستان خوب: بررسی کتاب هویج پالتوپوش - بخش نخست

بخش اول: داستان را چگونه بخوانیم؟

چرا شگرد؟ همه ما برای انجام کارها، شگردهایی داریم، بپرسید از اطرافیانتان. معلم‌ها، آشپزها، مکانیک‌ها، رفتگران و هر شغل و کاری که می‌خواهید در ذهن بیاورید. شاید به شگردها نیندیشیده باشیم اما به کارشان می‌بریم. بستگی به دانش، تجربه و شناخت ما از کارمان دارد. نویسنده‌ها هم شگردهایی برای نوشتن داستان‌هایشان دارند.

دوشنبه, ۸ بهمن, ۱۳۹۷ - ۰۴:۴۳
خاطره‌ای پنهان، اما ماندگار با کتاب

خاطره‌ای پنهان، اما ماندگار با کتاب

نوشتاری درباره اهمیت بلندخوانی کتاب برای زیر سه سال:

هیچ کس از سه سال نخست زندگی خود، رخدادی را به یاد نمی‌آورد و خاطره‌ای برای روایت ندارد. «زیگموند فروید» این موضوع را «فراموشی دوره طفولیت» نامید و آن را به عنوان یکی از مراحل رشد مطرح کرد. از نظر علوم «شناخت» اما، دلیل این مسئله پدیده فراموشی کودک است که ناشی از عدم رشد کافی قسمتی از مغز به نام «هیپو کامپوس» است که در ثبت و ضبط رخدادها نقش دارد.

چهارشنبه, ۳ بهمن, ۱۳۹۷ - ۰۶:۴۸
مغز فرزندتان را روشن کنید

مغز فرزندتان را روشن کنید

پدران و مادران گرامی، همه چیز به شما بستگی دارد. سال‌های نخستین زندگی، زمانی حیاتی در رشد مغز کودک است. از این زمان نهایت استفاده را کنید. یادتان باشد که زود دیر می‌شود. از همین امروز کتابخوانی برای فرزندتان را آغاز کنید.

سه شنبه, ۲ بهمن, ۱۳۹۷ - ۰۸:۳۳
تحلیل و نقد کتاب به آب نزدیک نشو دخترم

تحلیل و نقد کتاب به آب نزدیک نشو دخترم

خلاصه داستان و معرفی کتاب به آب نزدیک نشو دخترم
لینک خرید کتاب به آب نزدیک نشو دخترم

دوشنبه, ۱ بهمن, ۱۳۹۷ - ۰۴:۳۱
کنجکاوی‌هایی درباره اندازه‌ ها

کنجکاوی‌هایی درباره اندازه‌ ها

کودکان اجسام ۳۰ سانتی‌متری را با اندازه گیری استاندارد و غیراستاندارد پیدا می‌کنند. پس از آن تلاش می‌کنند تا با یکدیگر برای اجسامی که پیدا کرده‌اند، داستانی بنویسند.

شنبه, ۲۲ دي, ۱۳۹۷ - ۰۴:۰۵
تحلیل و نقد کتاب بنی و پستانک

تحلیل و نقد کتاب بنی و پستانک

خلاصه داستان بنی و پستانک: 

بنی، خوک کوچک، صاحب یک برادر شده بود. مادر برای آرام کردن برادر بنی به او پستانک می‌دهد، بنی هم پستانک می‌خواهد اما مادر به او یادآوری می‌کند که دیگر برای پستانک خوردن بزرگ شده است.

دوشنبه, ۱۰ دي, ۱۳۹۷ - ۰۶:۳۷

عضویت در کانال تلگرام