فهرست کتاب های ماه: فروردین ۹۳

کتاب کودک و نوجوان: کاش من یک ....بودم

کاش من یک ....بودم

کودکان زمانی که با کوچکترین دشواری روبرو می شوند برای نمونه فرزند جدیدی به خانواده اضافه شود یا با باید نبایدهای پدر و مادر روبه رو شوند و یا مایل باشند کارهای عجیب وغریبی انجام دهند آرزو می کنند موجود دیگری فارغ از همه این مشکلات باشند.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: گنجشک من بدو ... بدو....

گنجشک من بدو ... بدو....

در یک روز بارانی بال های گنجشک کوچولو آسیب می بیند و دیگر قادر به پرواز نیست. دوستش، موش، و کلاغ پیر از او پرستاری می کنند. گنجشک پس ازمدتی می فهمد که قادر نیست پرواز کند.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: کولاک

کولاک


جشن سورتمه رانی در راه است و اورسلی خود را برای شرکت در آن آماده می کند. او خواهرش، فلورینا، را برای گرفتن منگوله های رنگی به خانه زن نخ ریس می فرستد تا با آن ها سورتمه اش را تزئین کند. فلورینا هنگام بازگشت گرفتار توفان می شود و زیر درخت پناه می گیرد.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: کلبه عمو ژو

کلبه عمو ژو

لی لی پس از مرگ پدر با شنیدن زمزمه های مادر برای ازدواج مجددش،‌از خانه فرار می کند. او پس از بازگشت بیمار می شود و از رفتن به اردو بازمی ماند. مادر ناچارمی شود او را بطور موقت نزد خاله دنیز و عمو ژو ببرد. آنان تونسی و جزو مهاجرین عرب هستند.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: اسب جنگی

اسب جنگی

جویی اسب جوانی است که صاحب مزرعه ای او را خریداری می کند. آلبرت پسر او تیمار جویی را به عهده می گیرد و چنان به او دلبسته می شود که بارها و بارها به سبب رفتار نامناسب پدر با جویی با پدرش در گیر می شود. جنگ جهانی اول شروع می شود و پدر به دلیل بدهی و بی خبر از  پسرش، جویی را به سروان نیکلاس افسر مهربان سواره نظام که از جنگ دل خوشی ندارد، می فروشد.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: ماجرای زوفی

ماجرای زوفی

زفی دختری شش ساله و کلاس اول دبستان و کلمنز، برادربزرگترش، ده ساله است. زوفی در هر داستان با شیطنت هایش داستانی خنده دار و جذاب برای کودکان خلق می کند.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: پدر اسلاگ

پدر اسلاگ

بهار تازه از راه رسیده بود، اسلاگ همراه دوستش دیوید تصمیم داشتند به مغازه قصابی بروند که اسلاگ پدرش را که مدت ها پیش مرده بود روی نیمکت کنار پارک با کلاه وعصا می بیند. پدرش به قولش عمل کرده بود و در بهار برگشته بود.

ادامهٔ نوشته ...

عضویت در کانال تلگرام