حسام سبحانی طهرانی

فرمانروای عالم هپروت

فرمانروای عالم هپروت

آخرین‌باری که خواب دیدید کی بود؟ خواب‌تان چه رنگی بود و آیا همه چیز سر جای خودش قرار داشت یا اینکه دنیا شکل دیگری بود؟!

ادامهٔ نوشته ...
لوبی ها در من نبودم

لوبی ها در من نبودم

کتاب «لوبی‌ها در من نبودم» داستانی است که با زبان طنز به مخاطبانش نشان می‌دهد که بسیاری از دعواها به دلایل احمقانه رخ می‌دهد.

ادامهٔ نوشته ...
لوبی ها در بلوز جدید

لوبی ها در بلوز جدید

کتاب لوبی ها در بلوز جدید یکی از لوبی ها به نام رابرت برای خودش یک بلوز جدید می‌بافد. لوبی‌ها از دیدن او با این بلوز تعجب می‌کنند چون همه لوبی‌ها باید مثل هم باشند! گیلسپی یکی دیگر از لوبی‌ها از ایده او خوشش می‌آید و برای خود بلوزی شبیه به بلوز رابرت می‌بافد. کم‌کم متفاوت بودن بین لوبی های دیگر هم طرفدار پیدا می‌کند و همه لوبی ها برای خود بلوزی همانند بلوز رابرت می‌بافند تا به این ترتیب آن‌ها هم متفاوت باشند!

ادامهٔ نوشته ...
قلب و بطری

قلب و بطری

قلب و بطری داستان دخترکی است که همانند همه‌ کودکان کنجکاو است و پر از سوال درباره‌ هر آن‌چه که می بیند. پدرش او را به گردش می‌برد و با خواندن کتاب‌ها به پرسش‌هایش پاسخ می‌دهد. اما این شرایط با رفتن پدر تغییر می‌کند. دخترک غمگین قلبش را از سینه‌اش در می‌آورد و درون یک بطری می‌گذارد و از گردنش آویزان می‌کند. دیگر هیچ چیز او را شگفت‌زده نمی‌کند. سال‌ها به همین منوال سپری می‌شود و او بزرگ می‌شود. روزی در ساحل به دختری برمی‌خورد که کلی سوال دارد.

ادامهٔ نوشته ...
شلی، گوسفند پشمالو

شلی، گوسفند پشمالو

 شلی، یک گوسفند زیباست که پشم‌های جذابش را دوست دارد. او دلش می‌خواهد پشم‌هایش مثل بقیه‌ی گوسفندها چیده شود، اما مادرش به او می‌گوید هنوز برای این کار کوچک است. شلی هر روز بزرگ‌تر می‌شود و مانند هر بچه‌ی دیگری به تدریج درس‌هایی می‌آموزد. در ابتدا شلی تصمیم می‌گیرد پشم‌های زیبایش را برای خودش نگه دارد و آن‌ها را با دیگران به اشتراک نگذارد، اما در انتها با راهنمایی یک جغد دانا متوجه می‌شود زیبایی واقعی پشم‌هایش وقتی دیده می‌شود که آن‌ها را به اشتراک بگذارد.

ادامهٔ نوشته ...
غورغوری کوچولو بزرگ می‌شود!

غورغوری کوچولو بزرگ می‌شود!

غورغوری یک بچه قورباغه است که در یک برکه زندگی می‌کند. او از بزرگ شدن بدش می‌آید. وقتی دمش را کم کم از دست می‌دهد غمگین می‌شود و وقتی چهار دست و پای بلند در می‌آورد نمی‌داند با آن‌ها چه کند. قورباغه‌های بزرگ‌تر و همسایه‌ها به او می‌گویند صبور باشد، اما برای او کنار آمدن با این همه تغییرات سخت است. تا این‌که یک روز پاهایش به او کمک می‌کنند بجهد و از دست یک مار فرار کند. با این اتفاق غورغوری دنیای زیبای بیرون از آب را کشف می‌کند و با خودش فکر می‌کند بزرگ شدن شاید چندان هم بد نباشد. 

ادامهٔ نوشته ...
نافل بانی‮‬‏‫: ویژه‌ی کلاس‌های آموزش فلسفه برای کودکان‏

نافل بانی‮‬‏‫: ویژه‌ی کلاس‌های آموزش فلسفه برای کودکان‏

تریکسی، دختر کوچولویی که هنوز نمی تواند صحبت کند، همراه پدر به لباسشویی عمومی می رود تا لباس های چرک را بشویند. تریکسی خرگوش پارچه ای اش، نافل بانی را هم همراه خودش می برد. آن ها تا انتهای خیابان می روند، از میان پارک می گذرند و پس از مدرسه به لباس شویی می رسند. تریکسی به پدرش کمک می کند تا لباس های چرک را داخل ماشین لباس شویی بریزد. 

ادامهٔ نوشته ...
بابا بزرگ سبز من

بابا بزرگ سبز من

کتاب «بابابزرگ سبز من» داستان زندگی پدربزرگی است از زبان نوه اش. پدربزرگ در دوره ای به دنیا آمده است که هنوز تلویزیون و کامپیوتر و تلفن همراه وجود ندارد. او در مزرعه بزرگ می شود و آرزو دارد در دانشگاه رشته باغبانی بخواند. اما جنگ جهانی می‌شود و به جنگ می‌رود. پدربزرگ پس از جنگ در رستورانی با همسر آینده‌اش آشنا می‌شود. آن‌ها بچه‌دار می‌شوند و بعد نوه‌ها به دنیا می‌آیند و دور و برشان شلوغ می‌شود. حالا پدربزرگ پیر است و گاهی چیزهایی را فراموش می‌کند، به جز خاطرات باغبانی‌اش.

ادامهٔ نوشته ...
نجات یک بادبادک

نجات یک بادبادک

قصه از جایی شروع شد که بادبادک فلوید لای شاخ و برگ درختی گیر کرد. او برای پایین آوردن بادبادکش اول لنگه کفش نازنینش را به سمت بادبادک پرتاب کرد، اما آن هم لای شاخ و برگ درخت گیر کرد و مجبور شد برای پایین آوردنش، آن یکی لنگه کفشش را هم پرتاب کند ولی آن هم گیر کرد. برای پایین آوردن کفش‌هایش، گربه‌اش را پرتاب کرد که آن هم بالای درخت گیر کرد و برای پایین آوردن گربه‌اش نردبان را پرتاب کرد و...

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: روزی که همه چیز خوب می شود

روزی که همه چیز خوب می شود

برونو، موش خرمایی، پس از بیدار شدن از خواب زمستانی به جست و خیز می پردازد و سرانجام خسته در گودالی به خواب می رود.

ادامهٔ نوشته ...