تجربه کتابخوانی یک آموزگار در کمپ سیل‌زدگان گلستان

تجربه کتابخوانی یک آموزگار در کمپ سیل‌زدگان گلستان
نویسنده: 
سیده زهرا موسوی (آموزگار)

روزی که به کمپ فاطمیه امیر اباد در استان گلستان سر زدیم، سه روز از اسکان هم وطنان سیل زدمون می‌گذشت، بچه‌ها سرگردان بین چادرها می‌گشتند، از نماینده هلال احمر و رئیس شورای روستا پرسیدیم این روزها کسی به بچه‌ها سر زده؟

گفتند نه، گفتیم ما اومدیم که با بچه‌ها بازی کنیم و باهم کتاب بخوانیم.

 رئیس شورا بچه ها را جمع کرد و همه دور هم نشستیم. کتاب بپر بپر زیر بارون را با بچه‌ها خواندیم چون گزینه مناسبی بود برای تخلیه هیجانات بچه‌ها و اتفاقاتی که برایشان در آن روزها افتاده بود. وقتی به جمله فیگی رسیدیم که می‌‎گفت:

من از باران متنفرم!

 بچه ها شروع به حرف زدن و بیان احساسشون کردند و آنجا ما معجزه کتاب را  با چشمانمان دیدیم...

چرا باید برای کودکان در بحران کتاب بخوانیم

راهنما

عضویت در کانال تلگرام