کارگاه نویسندگی خلاق بئاته شفر برای کودکان و نوجوانان

کارگاه نویسندگی خلاق بئاته شفر برای کودکان و نوجوانان

بئاته شفر مربی کارگاه نویسندگی خلاق برای کودکان و نوجوانان و نویسندگان حرفه‌ای و همه‌ی کسانی است که از نوشتن لذت می‌برند. به نظر شفر ویراستار اولین و با ارزش‌ترین خواننده و مربی نویسنده است که در فرآیند خلاقیت او را حمایت و کمک می‌کند تا الهام نویسنده به واقعیت بپیوندد. او تاکنون برای نوجوانان، جوانان و بزرگسالان کارگاه‌های زیادی برگزار کرده است. بئاته شفر مدرس ترجمه‌ی ادبی هم است و بیست سال سردبیر نشریات حرفه‌ای بوده است. بئاته در کشورهای مختلفی از جمله آلمان، سوئیس، بلغارستان و مجارستان کارگاه داشته است.

بئاته شفر بیستم اردیبهشت ۱۳۹۷ در انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، کارگاه نویسندگی خلاقی را برای کودکان و نوجوانان برگزار کرد. آنچه که در زیر می‌خوانید گزارشی از این کارگاه است که در سایت انجمن نویسندگان کودک و نوجوان منتشر شده است. معلمان و مربیان می‌توانند با الگوبرداری از این کارگاه و اجرای آن در کلاس مهارت نوشتن دانش آموزان را تقویت کنند.

کارگاه نویسندگی خلاق برای کودکان و نوجوانان

بئاته شفر در آغاز و پیش از هر چیز از شرکت‌کنندگان خواست نام خود را به همراه واژه‌ی مورد علاقه‌شان بگویند. خودش نیز کاغذی در دست داشت تا واژه‌هایی را که به نظرش جالب بودند، بنویسد. پس از این آشنایی مختصر با حاضران، شفر گفت: «امروز می‌خواهیم درباره‌ی ادبیات حرف بزنیم. فرقی نمی‌کند یک نویسنده‌ی حرفه‌ای باشید یا فقط گاهی تفریحی بنویسید؛ در هر صورت حتماً گاهی برایتان پیش آمده که فکرتان پر از فکرهای عجیب و غریبی باشد که دلتان بخواهد از شرشان خلاص شوید. این‌جور وقت‌ها نوشتن به کمک‌تان می‌آید. اگر آزاد و بدون مکث و بدون فکر بنویسید، معمولاً بعدش احساس آرامش و رهایی می‌کنید.»

او سپس از کودکان و نوجوانان حاضر در کارگاه خواست در مدت ده دقیقه بدون مکث و بدون موضوعی خاص، هرچه در ذهنشان دارند روی یک کاغذ بنویسند. این نخستین تمرین کارگاه بود که با استقبال شرکت‌کنندگان مواجه شد. بعد از پایان ده دقیقه، احساس شرکت‌کنندگان را درباره‌ی این تمرین پرسید. بیشتر آن‌ها گفتند: «اول گیج شده بودیم چون نمی‌دانستیم چه بنویسیم، اما وقتی کمی پیش رفتیم احساس خوبی داشتیم.» تنها یکی از نوجوانان از این تمرین خوشش نیامده بود و درباره‌ی آن گفت: «من این تمرین را دوست نداشتم. بزرگ‌ترین قفس نداشتن محدودیت است. این تمرین با آزادی ذهن در تضاد بود.» بئاته هم صحبت او را تأیید کرد و در پاسخ به او گفت: «من هم در ابتدا مثل تو فکر می‌کردم اما به مرور نظرم عوض شد. مهم نیست این تمرین را دوست داشته باشید یا نه. مهم این است که به شما آرامش می‌دهد و ذهنتان را برای کارهای بعدی آماده می‌کند.»

در ادامه، شفر سه موضوع روی تخته نوشت و از نوجوان‌ها خواست یکی از آن‌ها را برای نوشتن داستان انتخاب کنند. نخستین موضوع نوشتن داستانی درباره‌ی کفش قرمز دخترانه بود، دومین موضوع به نوشتن داستانی درباره‌ی حواس پنج‌گانه اختصاص داشت و سومین موضوع نوشتن داستانی از زبان یک شیء بود. کودکان و نوجوانان بیست دقیقه برای نوشتن داستان‌هایشان زمان داشتند.
پس از پایان یافتن زمان مورد نیاز، از آن‌جایی‌که فرصت کافی وجود نداشت تا همه‌ی بچه‌ها داستان‌هایشان را بخوانند و دیگران نقد کنند، قرار شد از هر موضوع دو نفر با قرعه‌کشی انتخاب شوند تا داستان‌هایشان را بخوانند. هم‌چنین هر کدام از افراد انتخاب‌شده باید بهترین شنونده‌اش را انتخاب می‌کرد تا ضمن این‌که همه‌ی حاضران به داستانش گوش می‌کنند، آن یک نفر به صورت اختصاصی داستانش را نقد کند. به این ترتیب دو داستان با موضوع کفش قرمز، دو داستان درباره‌ی حواس پنج‌گانه و دو داستان از زبان یک شیء خوانده شد. سپس یکی از حاضران که داستانی ترکیبی از سه موضوع نوشته بود، متنش را برای حاضران خواند.

در آخرین تمرین، شفر از بچه‌ها خواست به‌شکل فهرست‌گونه لذت‌های خود را بنویسند. سپس بار دیگر از آنان خواست سه تا از لذت‌هایشان را انتخاب کنند تا برای سایر شرکت‌کنندگان در کارگاه بخوانند. لذت‌هایی که اگرچه بعضی جدی بودند (مثل نگاه کردن به دریا) و بعضی شوخی (مثل کتک‌زدن استقلالی‌ها) حسابی حال و هوای کارگاه را عوض کردند.

راهنما

عضویت در کانال تلگرام