کتاب‌های معرفی شده به قلم «عادله خلیفی» در کتابک

در این صفحه کتاب‌های معرفی‌شده به قلم «عادله خلیفی» آمده است.
خورشید چطور به خانه‌ی کوکو رسید

خورشید چطور به خانه‌ی کوکو رسید

بازی باب گراهام با نور خورشید شگفت‌انگیز است. او در کتاب «خورشید چطور به خانه کوکو رسید» طلوع خورشید را بهانه‌ای برای نشان دادن برخی رخدادها در سراسر دنیا کرده است. این کتاب، می‌تواند ادامه‌ی کتاب «دکمه‌های نقره‌ای» باشد. در یکی از صفحه‌های کتاب، بر دیوار خانه‌ی کوکو، دختر داستان، نقاشی او را از جودی و جاناتان می‌بینیم.

ادامهٔ نوشته ...
دکمه‌های نقره‌ای

دکمه‌های نقره‌ای

کتاب «دکمه‌ها‌ی نقره‌ای» داستان دیدن چیزها و کسانی است که روزانه به آن‌ها توجه نمی‌کنیم؛ چیزها و کسانی که از ما دور هستند و نمی‌توانیم آن‌ها را ببینیم، اما شبیه همه‌ی رخدادهای این کتاب همواره پیرامون‌ ما در جریان‌اند.

ادامهٔ نوشته ...
برتی و خرس

برتی و خرس

خرس دنبال برتی گذاشته در کتاب «برتی و خرس». بی‌مقدمه و بدون هیچ آغازی، کتاب با این جمله آغاز می‌شود: «چون خرس دنبال برتی گذاشته بود.» چرا کتاب این جمله را می‌گوید؟ چون برتی را می‌بینیم که دارد می‌دود و پشت سرش به خرسی نگاه می‌کند که دهانش باز است و انگار می‌غرد و می‌خواهد برتی را بخورد. غرش خرس در تصویر با هیچ واژه و نام‌آوایی نشان داده نشده است؛ پس شاید خرس فقط دهانش را باز کرده و چیزی نمی‌گوید! برتی هم پسربچه‌ای با کلاه قرمز است که مانند همه‌ی شخصیت‌های تصویرهای پاملا آلن، تپل و بامزه است.

ادامهٔ نوشته ...
تا خانه در باران

تا خانه در باران

کتاب «تا خانه در باران» نمایشی از رخدادهای یک شب بارانی است از فاصله‌های نزدیک و دور. مادری با فرزندش در راه خانه است، سوار بر ماشین. در این شب بارانی که جاده‌ها شلوغ و لغزنده است، کودک شاهد رخدادهایی عجیب و ساده‌ است. ما از نماهای دور و نزدیک مانند یک فیلم، نظاره‌گر این داستان نمایشی هستیم. از خرگوش‌ها و موش‌ها و ماهی‌ها و اردک‌ها تا حتی حلزون. از وسایل و جزئیات لباس و ماشین‌ها، تا خیابان و آسمان و بزرگراه. همه چیز در این کتاب دیدنی است و خواندنی.

ادامهٔ نوشته ...
چه کسی قایق را غرق کرد؟

چه کسی قایق را غرق کرد؟

«چه کسی قایق را غرق کرد؟» با تصویری از نمایی دور آغاز میشود که دریا و خانه‌ای را نشان می‌دهد که از میان تپه‌هایش یک گاو و یک الاغ را می‌توانیم ببینیم. دیدن سه جانور دیگر پشت الاغ و گاو برای‌مان آسان نیست. این تصویر ابتدای کتاب، آغاز داستان است اما بدون هیچ واژه‌ای. ما تماشاچی و ببیننده‌ی این داستان هستیم و کتاب با اولین تصویرش ما را به واقعیت فانتزی کتاب فرامی‌خواند. واقعیت است، چون همانند یک رخداد واقعی روایت می‌شود و فانتزی است، چون داستان جانورانی است که روی دوپای‌شان می‌خواهند سوار قایق شوند.

ادامهٔ نوشته ...
کدو قلقله زن

کدو قلقله زن

جایی میان کوه و جنگل انبوه

نزدیک رود، دهی کوچک بود.

توی این ده، مادرجان کلبه داشت

یک دختر و یک گربه داشت.

ادامهٔ نوشته ...
فضانوردها در کوره آجرپزی

فضانوردها در کوره آجرپزی

«فضانوردها در کوره آجرپزی»، داستان دو پسر مهاجر از خراسان جنوبی است که کارگران کورهٔ آجرپزی هستند. «سبزعلی»، یکی از پسران، پای‌اش در میان خاک به چیزی تیز گرفته و زخمی شده و گرفتار بیماری مهلک کزاز شده‌ است. «چمن»، پسر دیگر، می‌خواهد او را نجات دهد؛ اما از این بیماری خلاصی نیست. سبزعلی بیمار است و هذیان می‌گوید: «بی‌بی من رفتم توی کوزه شنا کنم. آن‌قدر به من نگو سوسک سیاه! ببین ماهی شدم!... نه مرا نیاندازید توی تنور!» چمن که می‌خواهد او را زنده نگه دارد، به یاد فیلمی می‌افتد که در تلویزیون دیده‌اند: فیلمی درباره‌ی سفر به ماه: «مگر قرار نیست با هم به کره ماه برویم؟ فضانوردها را یادت رفته؟ کره ماه را چه؟ نگاه‌اش کن، از پنجره پیداست! آن سیاهی‌های روی‌اش را ببین! آن‌جا آب و درخت است!» اما سبزعلی آرام نمی‌گیرد و مرتب تکرار می‌کند که می‌میرد. او از مرگ می‌ترسد: «من که مردم، زیر خاک‌ام می‌کنید! مثل بابا غریب! چمن نگذار مارها گوشت تن‌ام را بخورند!» چمن با تصویرهایی که از سفر به ماه برای سبرعلی می‌سازد، تلاش می‌کند او را تا سحر بیدار نگه دارد؛ زیرا گفته‌اند سبزعلی، سحر را نخواهد دید و این درد، درمانی ندارد: «درمان‌اش مرگ است!»

ادامهٔ نوشته ...
منِ آبی منِ سبز

منِ آبی منِ سبز

«منِ آبی منِ سبز»، صدای شاعری که مخاطب نوجوان را می‌شناسد. 

ادامهٔ نوشته ...
آواره بی‌خورشید

آواره بی‌خورشید

«آواره بی‌خورشید»، روایت مهاجرت و کوچ از کشوری به کشور دیگر بر اثر جنگ و ناامنی است. سال‌ها است که مردم افغانستان درگیر جنگی فرسایشی هستند، چه با نیروهای متجاوز و چه با نیروهای واپسگرای داخلی مانند طالبان. دوره‌ای از زندگی در افغانستان با تسلط طالبان همراه شد. دوره‌ای سخت که مردم افغانستان بسیاری از چیزهایی  که داشتند، از جمله میراث فرهنگی کهن‌شان مانند پیکره‌های عظیم بودا در بامیان را از دست دادند. در دوره‌ای که طالبان کم کم می‌رفتند‌بخش های اصلی افغانستان را در اختیار بگیرند، به منطقه بامیان رسیدند. داستان «آواره بی‌خورشید»، در چهار نقطه در جریان است، بامیان در روزگاری که طالبان روستا به روستا پیش می‌رفتند، در کابل، که دیگر آن را در اختیار گرفته بودند و در حومه‌های تهران و شهریار، و ورامین که مهاجران افغان به کارگری در زمین‌های کشاورزی یا کارهای دیگر می‌پردازند. و البته مکان آخری که این داستان در آن بسته می‌شود، اردوگاه پناهندگان افغان در نزدیکی مرز خراسان و هرات است.

ادامهٔ نوشته ...
دشمن

دشمن

«جنگ ادامه دارد...» این جمله‌ای است که کتاب «دشمن» با آن آغاز می‌شود. واژه‌ها به رنگ سرخ و درشت نوشته شده‌اند در زمینه‌ای سیاه! کتابِ «دشمن» پیش از آغازِ داستان، از آغازِ جنگ می‌گوید. «این‌جا انگار بیابان است...» و در دو صفحه، چند تکه شاخه‌ی خشک را می‌بینیم. «... بیابانی با دوگودال...گودال‌هایی با دو سرباز...» پیرامون هر دو گودالی که دو سرباز در آن هستند، سیم خاردار است و هر دو سرباز، نردبان دارند برای بیرون آمدن از گودال و کلاه‌هایی شبیه هم. همه چیز این دو سرباز شبیه هم است و پرده کنار می‌رود و داستان آغاز می‌شود. سربازی در میانه‌ی یک پرده‌ی نمایش قرمز نشسته است با تفنگی در دست‌اش. و در زمینه‌ی قرمز، در صفحه‌ی روبه‌روی‌اش، واژه‌ی «دشمن» سیاه و درشت نوشته شده است. داستان آغاز شده.

ادامهٔ نوشته ...
فانتزی در ادبیات کودکان

فانتزی در ادبیات کودکان

فانتزی در ادبیات کودکان

اثری ماندگار در زمینه نظریه پردازی ادبیات کودکان

چرا ادبیات؟ چرا خواندن ادبیات؟ خواندن متن‌های ادبی یا دیدن تولیدات دیگری که از ادبیات بهره می‌برند، مانند فیلم‌ها، چه کاربردی برای ما دارد؟ ما چگونه به دنیا نگاه می‌کنیم؟ با چه ابزاری؟ نگاه ما مستقیم است و بی‌واسطه یا همه داریم از واسطه‌ها بهره می‌بریم؟

هر متن ادبی، داستان، شعر و سایر تولیدات، شیوه‌ای برای نگریستن به جهان است، تجربه‌ای از زیستن است. با خواندن ادبیات، دانش زبانی، فکری و حتی دانش عمومی ما ارتقا می‌یابد. ادبیات، شیوه‌ی سخن گفتن، دیدن و رفتار ما را تغییر می‌دهد. کنش و واکنش ما را در جامعه تغییر می‌دهد. تعریف ما را از دنیا و پیرامون‌مان و حتی خودمان را تغییر می‌دهد.

ادامهٔ نوشته ...
خرگوشان چشمه ماه

خرگوشان چشمه ماه

زبان رودی رونده است، که همراه با زمان و انسان به پیش می‌رود. زبان ادبیات نیز چنین خصلتی دارد. زبانی که روزگاری برای آن مردم روشن بوده است، امروز ممکن است برای ما چندان روشن و مفهوم نباشد. این به ویژه درباره زبان‌های عتیق بیش تر صدق می‌کند. فارسی زبانی عتیق است.

ادامهٔ نوشته ...
جدال بر سر رنگین‌کمان

جدال بر سر رنگین‌کمان

دو سرزمین جدا از هم اما در کنار هم! خرس‌ها و گرگ‌ها در دو کشوری زندگی می‌کنند که فقط یک جوبیار خروشان، بین‌شان فاصله هست. هم خرس‌ها پادشاه خود را دوست دارند و هم گرگ‌ها. همه چیز در این دو سرزمین و میان ساکنان این دو، خوب است. صلح و صفا و دوستی بین‌شان برقرار است.

ادامهٔ نوشته ...
هیزم‌شکن فقیر و کبوتر

هیزم‌شکن فقیر و کبوتر

داستانی درباره‌ی آرزوها! کبوتری که آرزوهای هیزم‌شکن فقیری را برآورده می‌کند. اما برآورده شدن آرزوها چه سرانجامی برای هیزم‌شکن دارد؟

ادامهٔ نوشته ...
گربه آقای براون

گربه آقای براون

«گربه‌ آقای براون» کتابی عجیب درباره‌ی یک دوستی عجیب است درباره‌ی یک عشق است که پایانی عجیب دارد؛ اما ساده با راه‌حلی شگفت!

ادامهٔ نوشته ...
گرگ نیکوکار

گرگ نیکوکار

گرگ شرور است، خرگوش ترسو، روباه زیرک است و جغد باهوش؟ یا این‌ها: «باورهای ساده‌لوحانه‌ی مردم است.»؟ کتاب «گرگ نیکوکار» داستان گرگی درمان‌گر است اما در لایه‌های کتاب، داستان دیگری می‌بینیم که در آن شخصیت اصلی‌اش نه یک گرگ نیکوکار، که یک جغد خبیث و شرور است.

ادامهٔ نوشته ...
روباه کوچک

روباه کوچک

«کنجکاوی، شوقی کشنده است» این واژه‌ها از کتاب «روباه کوچک» است، واژه‌هایی که معنای زندگی است برای روباه کوچک و همه‌ی آن‌ها که در جست‌وجوی دنیاهای تازه هستند و از روزمرگی گریزان.

ادامهٔ نوشته ...
هولپل تولپل، دوست پر زور من

هولپل تولپل، دوست پر زور من

ترس، یواش یواش سرک می‌کشد به اتاق اِفی. پشت همه‌ی درها و دیوارها و پنجره‌‌هاست. مادر بیرون رفته و اِفی الان لقمه‌ی خوبی برای ترس است! ترس دو گوش بلند و چهره‌ای دودی و سیاه و محو دارد با چشمانی که دو لکه‌ی زرد خالی هستند. ترس، ترسناک است! و اِفی از ترسِ ترس، به زیر میز می‌رود.

ادامهٔ نوشته ...

ماجراهای رری دایناسور

یک سفر شگفت در کتاب «ماجراهای رری دایناسور» رُری، دایناسور کوچک سبز رنگی است که با پدرش در یک جزیره و روی یک خانه درختی زندگی می‌کنند. رُری پرجنب و جوش و عاشق بازی است. پدر ُرری هم بیش‌تر وقت‌ها همراه رُری است و با او ماهیگیری می‌کند، صدف جمع می‌کند و این دو با هم بازی می‌کند.

ادامهٔ نوشته ...
آقا کوچولو خانه‌اش را از دست می‌دهد

آقا کوچولو خانه‌اش را از دست می‌دهد

باران خانه‌ی آقا کوچولو را در کتاب «آقا کوچولو خانه‌اش را از دست می‌دهد» خراب کرده است. یک چهار دیواری مقوایی که سقف‌اش درِ جعبه‌ی کفش است. آقاکوچولو در این خانه شاد و آسوده بود اما سه روز باریدن باران، جعبه‌اش را نرم و خیس کرد. دو تصویر روبه‌روی هم رخدادهای جالبی را نشان می‌دهد.

ادامهٔ نوشته ...
آقا کوچولو به یک دوست کمک می‌کند

آقا کوچولو به یک دوست کمک می‌کند

در کتاب «آقا کوچولو به یک دوست کمک می‌کند»، قورباغه توی یک بطری گیر کرده است. او بطری را از رودخانه پیدا می‌کند و به کرانه‌ی رودخانه می‌برد. قورباغه‌ی کنجکاو یک کاغذ درون بطری می‌بیند و برای درآوردن کاغذ به درون بطری می‌رود اما دیگر نمی‌تواند بیرون بیاید.

ادامهٔ نوشته ...
آقا کوچولو خوش‌بختی را پیدا می‌کند

آقا کوچولو خوش‌بختی را پیدا می‌کند

کتابِ «آقا کوچولو خوش‌بختی را پیدا می‌کند» در جست‌وجوی خوش‌بختی و پاسخ به آن است، با یک داستان ساده و شیرین اما عمیق! کتاب با به چالش کشیدن یک باور سنتی یا بهتر است بگویم، یک باور خرافی، می‌خواهد نشان دهد، خوش‌بختی، چیزی نیست که در جست‌وجوی‌اش باشیم یا با یافتن یک شبدرچهاربرگ گمان کنیم پیدای‌اش کرده‌ایم. خوش‌بختی پاسخ به خود زندگی است. زیستنِ زندگی است، خود زندگی است!

ادامهٔ نوشته ...
وقتی اندوه به دیدارم می‌آید

وقتی اندوه به دیدارم می‌آید

کتاب «اندوه به دیدارم می‌­آید» داستانی است برای شناخت حسی مهم. حسی که قرار است با کمک این کتاب، به جای فرار کردن و نادیده گرفتنش بیاموزیم که چگونه آن را بپذیریم. غم را باید دید، درآغوش گرفت و بالاخره با آن کنار آمد.

ادامهٔ نوشته ...
مجموعه کتاب‌های مفهومی لولوپی

مجموعه کتاب‌های مفهومی لولوپی

مجموعه‌ی مفهومی لولوپی، شامل چهار کتاب تصویری مفهومی برای کودکان است. شخصیت‌های کتاب «دوستان خوب» از مجموعه‌ی شمارورزی لولوپی برگرفته شده. شمارورزی لولوپی، اندیشه‌ورزی ریاضی را به ساده‌ترین شکل با خردسالان سهیم می‌شود.

ادامهٔ نوشته ...
ادوینا دایناسوری که خبر نداشت منقرض شده

ادوینا دایناسوری که خبر نداشت منقرض شده

کتاب «ادوینا دایناسوری که خبر نداشت منقرض شده» درباره‌ی دایناسوری است که همه‌ی مردم شهر او را می‌شناسند و دوست‌اش دارند. او با بچه‌ها بازی و به همه کمک می‌کند و برای بچه‌ها کلوچه درست می‌کند. همه ادوینا را دوست دارند جز یک پسر به نام رجینالد ون هوبی دوبی.

ادامهٔ نوشته ...
آتشی در قلبم: قصه‌های کردی

آتشی در قلبم: قصه‌های کردی

کتاب «آتشی در قلبم» دربردارنده‌ی افسانه‌ها و قصه‌های کردی است. فرهنگ کردی، باستانی و غنی است و سروده‌ها، پای‌کوبی‌ها و داستان‌های بی‌شماری را از روزگار دور تا به امروز در خود دارد. بسیاری از داستان‌های این کتاب از مناطق کردنشین ترکیه جمع‌آوری شده است.

ادامهٔ نوشته ...
دو موش ناقلا – مجموعه دنیای پیتر خرگوشه و دوستان

دو موش ناقلا – مجموعه دنیای پیتر خرگوشه و دوستان

کتاب «دو موش ناقلا» داستان دو موشی است که به سراغ خانه‌ی اسباب‌بازیی می‌روند که صاحب‌اش، عروسک‌ها را برای بازی برداشته و خانه برای گشت‌وگذار موش‌ها و کنجکاوی در آن آماده شده است.

ادامهٔ نوشته ...
سنجاب کجا رفته بود؟

سنجاب کجا رفته بود؟

«سنجاب کجا رفته بود؟» داستان سنجابی است که در یک بطری گرفتار می‌شود. بطری‌ای که دوست‌اش، پسری کوچک، آن را دور انداخته است.

ادامهٔ نوشته ...
غول قوطی ماکارونی

غول قوطی ماکارونی

«غول قوطی ماکارونی» از یک قوطی معمولی ماکارونی بیرون می‌آید. آرماند در کارخانه تولید ماکارونی مسئول کنترل کیفیت است و از یکی از همین قوطی‌ها یک غول زرد ماکارونی بیرون می‌آید.

ادامهٔ نوشته ...
مجموعه‌ی لطیفه‌های سر و ته (قلقک)

مجموعه‌ی لطیفه‌های سر و ته (قلقک)

کتاب «لطیفه‌های سر و ته» را اگر دل‌تان خواست سر و ته بخوانید! اصلا سر و ته بگیرید دست‌تان، از آخر شروع‌اش کنید و در آغاز تموم‌اش.

ادامهٔ نوشته ...
داستان یک خرگوش بد زورگو

داستان یک خرگوش بد زورگو

کتاب «داستان یک خرگوش بد زورگو» با تصویر دو خرگوش آغاز می‌شود، یکی با سبیل‌های ترسناک و پنجه‌های تیز، و دیگری مهربان و با یک هویج. خرگوش زورگو، هویج خرگوش خوب را می‌گیرد و به او چنگ می‌زند. خرگوش خوب با دلخوری در سوراخی قايم می‌شود. خرگوش زورگو روی صندلی هویج مي‌خورد که سروکلّه‌ی یک شکارچی پیدا می‌شود، و بنگ! او را با تیر می‌زند. خرگوش بد زورگو فرار می‌کند، اما دُمش روی صندلی جا می‌ماند.

ادامهٔ نوشته ...
ولفی و فلای: گروه در حال فرار

ولفی و فلای: گروه در حال فرار

«ولفی و فلای: گروه در حال فرار» جلد دوم مجموعه «ولفی و فلای» باز هم یک دردسر دیگر برای رناتا اتفاق می‌افتد. این‌بار او باید در مسابقه استعدادیابی مدرسه شرکت کند.

ادامهٔ نوشته ...
ولفی و فلای

ولفی و فلای

رناتا ولف‌من کتاب «ولفی و فلای» هر روز یک مدل لباس می‌پوشد، تی‌شرت سفید، شلوار بنددار و یک جفت کتانی.

ادامهٔ نوشته ...
ناروال قهرمان و ژلی فلفلی

ناروال قهرمان و ژلی فلفلی

ناروال کتاب «ناروال قهرمان و ژلی فلفلی» این‌بار به سرش زده که یک فوق قهرمان بشود. اما ژلی به او می‌گوید برای فوق قهرمان شدن خیلی چیزها لازم است، مثلا لباس فوق قهرمانی.

ادامهٔ نوشته ...
کره‌ی بادام زمینی و ژلی

کره‌ی بادام زمینی و ژلی

ناروال کتاب «کره‌ی بادام زمینی و ژلی» تا حالا کره بادوم زمینی نخورده است. وقتی ژلی را با یک بیسکویت کره بادوم زمینی می‌بینید فکر می‌کند آن هم وافل است.

ادامهٔ نوشته ...
ناروال تک شاخ دریا

ناروال تک شاخ دریا

ناروال کتاب «ناروال تک شاخ دریا» نهنگی است که در یکی از جاهای ناشناخته دریا یک عروس دریایی می‌بیند به‌نام ژلی‌ای. هر دو از دیدن هم تعحب می‌کنند.

ادامهٔ نوشته ...