کتاب‌های معرفی شده به قلم «عادله خلیفی» در کتابک

عادله خلیفی

در این صفحه کتاب‌های معرفی‌شده به قلم «عادله خلیفی» آمده است.
غول قوطی ماکارونی

غول قوطی ماکارونی

«غول قوطی ماکارونی» از یک قوطی معمولی ماکارونی بیرون می‌آید. آرماند در کارخانه تولید ماکارونی مسئول کنترل کیفیت است و از یکی از همین قوطی‌ها یک غول زرد ماکارونی بیرون می‌آید.

ادامهٔ نوشته ...
مجموعه‌ی لطیفه‌های سر و ته (قلقک)

مجموعه‌ی لطیفه‌های سر و ته (قلقک)

کتاب «لطیفه‌های سر و ته» را اگر دل‌تان خواست سر و ته بخوانید! اصلا سر و ته بگیرید دست‌تان، از آخر شروع‌اش کنید و در آغاز تموم‌اش.

ادامهٔ نوشته ...
داستان یک خرگوش بد زورگو

داستان یک خرگوش بد زورگو

کتاب «داستان یک خرگوش بد زورگو» با تصویر دو خرگوش آغاز می‌شود، یکی با سبیل‌های ترسناک و پنجه‌های تیز، و دیگری مهربان و با یک هویج. خرگوش زورگو، هویج خرگوش خوب را می‌گیرد و به او چنگ می‌زند. خرگوش خوب با دلخوری در سوراخی قايم می‌شود. خرگوش زورگو روی صندلی هویج مي‌خورد که سروکلّه‌ی یک شکارچی پیدا می‌شود، و بنگ! او را با تیر می‌زند. خرگوش بد زورگو فرار می‌کند، اما دُمش روی صندلی جا می‌ماند.

ادامهٔ نوشته ...
ولفی و فلای: گروه در حال فرار

ولفی و فلای: گروه در حال فرار

«ولفی و فلای: گروه در حال فرار» جلد دوم مجموعه «ولفی و فلای» باز هم یک دردسر دیگر برای رناتا اتفاق می‌افتد. این‌بار او باید در مسابقه استعدادیابی مدرسه شرکت کند.

ادامهٔ نوشته ...
ولفی و فلای

ولفی و فلای

رناتا ولف‌من کتاب «ولفی و فلای» هر روز یک مدل لباس می‌پوشد، تی‌شرت سفید، شلوار بنددار و یک جفت کتانی.

ادامهٔ نوشته ...
ناروال قهرمان و ژلی فلفلی

ناروال قهرمان و ژلی فلفلی

ناروال کتاب «ناروال قهرمان و ژلی فلفلی» این‌بار به سرش زده که یک فوق قهرمان بشود. اما ژلی به او می‌گوید برای فوق قهرمان شدن خیلی چیزها لازم است، مثلا لباس فوق قهرمانی.

ادامهٔ نوشته ...
کره‌ی بادام زمینی و ژلی

کره‌ی بادام زمینی و ژلی

ناروال کتاب «کره‌ی بادام زمینی و ژلی» تا حالا کره بادوم زمینی نخورده است. وقتی ژلی را با یک بیسکویت کره بادوم زمینی می‌بینید فکر می‌کند آن هم وافل است.

ادامهٔ نوشته ...
ناروال تک شاخ دریا

ناروال تک شاخ دریا

ناروال کتاب «ناروال تک شاخ دریا» نهنگی است که در یکی از جاهای ناشناخته دریا یک عروس دریایی می‌بیند به‌نام ژلی‌ای. هر دو از دیدن هم تعحب می‌کنند.

ادامهٔ نوشته ...
خورشید خانوم آفتاب کن!

خورشید خانوم آفتاب کن!

یک روز شاد برای بازی! خورشید که در کتاب «خورشید خانوم آفتاب کن!» چهره به آسمان می‌آورد، بازی بچه‌ها هم شروع می‌شود: «ما بچه‌های گرگ‌ایم/ از سرمایی بمردیم» گرگ‌ام به هوا، اولین بازی است که با تقلید از بازی آسمان آغاز می‌شود: «ابرها رو تو جواب کن» بازی نور و تاریکی.

ادامهٔ نوشته ...
جادو

جادو

دخترک کتاب «جادو» روزها و شب‌ها در انتظار بازگشت پدر جنگجوی‌اش است. پدر برای مبارزه با غولی رفته که با چشم‌های‌اش همه را سنگ می‌کند.

ادامهٔ نوشته ...
با هم بزرگ شدیم درخت‌ها و من

با هم بزرگ شدیم درخت‌ها و من

با چه کسانی یا چه چیزهایی بزرگ می‌شویم؟ در کتاب «با هم بزرگ شدیم درخت‌ها و من» راوی با درخت‌ها بالیده است. او از زندگی‌ای می‌گوید که شاهد سال‌های سپری شدن‌اش درخت‌ها هستند.

ادامهٔ نوشته ...
تیلی و تانک

تیلی و تانک

تیلیِ کتاب «تیلی و تانک» فیل کوچولویی است که در یک گردش صبحگاهی در جنگل چیز عجیب و غریبی می‌بیند که مانند خودش خرطوم و دم دارد اما رنگ‌اش سبز است.

ادامهٔ نوشته ...
معلم من یک هیولاست!

معلم من یک هیولاست!

کمتر کسی پیدا می‌شود که از نام کتاب «معلم من یک هیولاست!» تعجب کند. دانش‌آموزانی در همه جای دنیا پیدا می‌شوند که معلم‌شان را دوست نداشته باشند و او را خیلی ترسناک ببینند مانند بابی در این کتاب!

ادامهٔ نوشته ...
بازگشت چستر!

بازگشت چستر!

گربه بازیگوش کتاب «بازگشت چستر!» باز هم اجازه نمی‌دهد که ملانی داستان‌اش را بنویسید. با ماژیک قرمزی که دست‌اش است همه جای کتاب می‌نویسد، داستان را تغییر می‌دهد، حتی روی جلد هم نام نویسنده و تصویرگر را خط زده که یعنی این کتاب برای ملانی وات نیست!

ادامهٔ نوشته ...
چستر!

چستر!

گربه بازیگوش کتاب «چستر!» با ماژیک‌اش از روی جلد به خواننده لبخند می‌زند و شیطنت او را در پایین جلد می‌بینیم که نام نویسنده و تصویرگر کتاب را خط زده و نام خودش را نوشته.

ادامهٔ نوشته ...
چه کسی این بلا را سر شهر آورده؟

چه کسی این بلا را سر شهر آورده؟

کتاب «چه کسی این بلا را سر شهر آورده؟» با همراهی تصاویر، داستانی از زشتی جنگ را برای کودکان روایت می‌کند.

ادامهٔ نوشته ...
گربه‌های لوسی و پرنده‌های رنگارنگ

گربه‌های لوسی و پرنده‌های رنگارنگ

لوسی کتاب «گربه‌ی لوسی و پرنده‌های رنگارنگ» یک باغ دارد پر از پرنده‌های رنگارنگ و زیبا! او یک گربه‌ی پلنگی شکارچی هم دارد که اسم‌اش آرتمیس است و برای ‌لوسی دردسر درست می‌کند.

ادامهٔ نوشته ...
روزی که بابا عضو تیم فوتبال‌مان شد

روزی که بابا عضو تیم فوتبال‌مان شد

فکر می‌کنید در کتاب «روزی که بابا عضو تیم فوتبال‌مان شد» اتفاقی خوبی می‌افتد یا بد؟ پسرک کتاب، فوتبال را بیش‌تر از ترن هوایی، شیرجه زدن در آب و پرواز با سورتمه از تپه‌های برفی دوست دارد.

ادامهٔ نوشته ...
چطوری ستاره‌ای را بگیریم که دارد می‌افتد؟

چطوری ستاره‌ای را بگیریم که دارد می‌افتد؟

خرسِ کتاب «چطوری ستاره‌ای را بگیریم که دارد می‌افتد؟» منتظر است تا آخرین ستاره پاییز بیفتد پایین تا یک آرزو کند!

ادامهٔ نوشته ...
پسری که به دنبال باد رفت

پسری که به دنبال باد رفت

کتاب «پسری که دنبال باد رفت» دنیا را از نگاه یک کودک اوتیستیک نشان می‌دهد. سامی می‌داند با بقیه فرق دارد. او از توی گرد و غباری که نور آفتاب به آن تابیده، شکل‌های مختلف پیدا می‌کند.

ادامهٔ نوشته ...
خط خطی‌های من

خط خطی‌های من

خط خطی‌های گوری در کتاب «خط خطی‌های من» به چه درد می‌خورد؟ هیچ‌کس گوری را دوست ندارد و در مدرسه با او بازی نمی‌کند. گوری متفاوت است، در نقاشی کشیدن، ارتباط برقرار کردن، سر کلاس علوم و حتی نگاه کردن!

ادامهٔ نوشته ...
جزیره شادی

جزیره شادی

تنها نشانی در کتاب «جزیره شادی» راندن به سمت افق است. آیا این کافی است برای دخترکی سوار بر بلم تا جزیره‌ی شادی‌اش را بیاید؟

ادامهٔ نوشته ...
اژدهای آزمایشگاه

اژدهای آزمایشگاه

 کتاب «اژدهای آزمایشگاه» داستان هم‌دلی‌ست؛ مهربانی کردن، وقتی بقیه مهربان نیستند.

ادامهٔ نوشته ...

عضویت در کانال تلگرام