داستان نوجوان

آسیاب عجیب
در روز گارهای قدیم دو برادر بودند یکی ثروت زیادی داشت و دیگری بی‌چیز بود، برادر ثروتمند نسبت به تمام همسایه‌ها مهربان بود اما نسبت به برادر بی‌چیز خود علاقه‌ای نشان نمی‌داد چون می‌ترسید مبادا برادرش چیزی از او مطالبه کند. برادر بیچاره نیز این موضوع را درک کرده بود و هرگز چیزی از او نمی‌خواست در یکی...
قاضی طمعکار
در زمان‌های قدیم دو برادر بودند، یکی از آن دو ثروت زیادی داشت و دیگری هم برعکس برادرش آدم بدبختی بود، حتی برای گرم کردن جایی که در آن زندگی می‌کرد هیزم نداشت. در یکی از سال‌ها سرما و یخبندان زیاد شده بود، ناچار تصمیم گرفت به جنگل برود و هیزم تهیه کند اما چون اسب نداشت نمی‌دانست، به ‌چه وسیله باید...
ارباب ستمکار
در روزگارهای قدیم اربابی بود که خیلی ظلم روا می‌داشت و نسبت به زیردستان و کسانی که برایش کار می‌کردند، کم‌ترین رحمی نمی‌کرد و آن‌قدر از آن‌ها کار می‌گرفت که بیچاره‌ها از پا در می‌آمدند و خسته می‌شدند و قوای خود را از دست می‌دادند، حتی روزهای تعطیل نیز به‌آنها فرصت نم‌یداد تا استراحت کنند. در یکی از...
شهیداله تنبل
در زمان‌­های بسیار قدیم مردی بود به نام شهیداله. این مرد واقعا آدم تنبلی بود. هیچ‌کاری از دستش به عمل نمی‌­آمد. به همین دلیل زن و بچه‌­هایش همیشه گرسنه بودند و لباس­‌های آن‌ها به‌قدری پاره بود که جرأت نمی­‌کردند آن‌را بپوشند و میان مردم ظاهر شوند. زن شهیداله او را ملامت می­‌کرد که نمی‌­خواهد تن به...
اسب طلایی
مردی سه پسر داشت. دو پسر بزرگ‌اش بچه‌های شوخ و خوبی بودند و کارهای خانه را انجام می‌دادند، اما پسر کوچک‌اش ایوان که جوان بی‌آزاری بود وضع دیگری داشت. او یا در جنگل می‌رفت و قارچ‌ها راجمع می‌کرد و یا در خانه کنار بخاری دراز می‌کشید و استراحت می‌نمود. وقتی پیرمرد حس کرد که مرگ‌اش نزدیک شده است، هر سه...
قورباغه شاهزاده
در زمان‌های خیلی قدیم پادشاهی بود که سه پسر داشت. وقتی پسرها بزرگ شدند، روزی پادشاه آن‌ها را خواست و گفت: بچه‌ها، دلم می‌خواست پیش از آن‌که پیر می‌شدم و قدرت و توانایی خود را از دست می‌دادم شما ازدواج می‌کردید و من می‌توانستم بچه‌های شما یا نوه‌های پسر و دخترم را می‌دیدم. هر سه بر پدرشان گفتند:...
اشباح جنگل سوخته
کتاب «اشباح جنگل سوخته» سوگ‌نامه‌ای است برای محیط زیست، برای جنگل‌هایی که به دست آدمیان نابود و برای حیوان‌هایی که منقرض شده‌اند. کتاب «اشباح جنگل سوخته» داستان سیری‌ناپذیری انسان است در ساخت‌وسازهای بی‌رویه و کسب سودهای هنگفت. «اشباح جنگل سوخته» حکایت جهل و نادانی انسان‌هاست که راه را برای سودگران...
پرسش‌هایی از مهدی رجبی برای نویسندگان جوان و علاقه‌مندان به نوشتن
۱. آیا در کودکی و نوجوانی‌تان فکر می‌کردید که نویسنده شوید؟ در کودکی می‌نوشتم. مدام می‌نوشتم و کلمه‌ها را قطار می‌کردم پشت هم. هر چند در کلاس اول ابتدایی کلمه‌ها را برعکس روی کاغذ می‌نوشتم و این کار غیرعادی برایم دردسرساز می‌شد. می‌نوشتم اما واقعاً نمی‌دانستم چرا این کار را می‌کنم. آشنایی‌ام با...
پرسش‌هایی از حمیدرضا شاه آبادی برای نویسندگان جوان و علاقه‌مندان به نوشتن
۱. آیا در کودکی و نوجوانی‌تان فکر می‌کردید که نویسنده شوید؟ راستش فکر نمی‌کردم نویسنده بشوم اما می‌نوشتم! دوران کودکی من مصادف بود با پخش سریال تارزان از تلویزیون و من این سریال را خیلی دوست داشتم. هم‌زمان آقایی بود به اسم نوذر اصفهانی که داستان‌های تارزان را در قالب کتاب می‌نوشت و کتاب‌هایش که...
پرسش‌هایی از طاهره ایبد برای نویسندگان جوان و علاقه‌مندان به نوشتن
۱. آیا در کودکی و نوجوانی‌تان فکر می‌کردید که نویسنده شوید؟ تصور «شدن» و «رخ دادن» یک چیز است و «خواستن» و «آرزو کردن چیز دیگر. من از کودکی عاشق کارهای پیچیده و پر رمز و راز بودم؛ کارهایی که با هیجان و ترس سروکار داشت و به نوعی در آن‌ها کشف اتفاق می‌افتاد؛ مثل باستان‌شناسی، پزشکی و کارآگاهی و...
کتاب کودک و نوجوان: سیاه دل
«مگی» ١٢ ساله قادر است با بلند خواندن کتاب، شخصیت های داستان را از دنیای درونی به دنیای بیرونی بکشاند. این نیروی جادویی که از پدرش آموخته سبب دردسرهایی برای او و خانواده اش می شود. اما سرانجام با کمک همین قدرت بر یک شخصیت منفی کتاب که جان گرفته و قصد نابودی پدر و مادرش را دارد، پیروز می شود. «سیاه...
کتاب نوجوان - ادبیات نوجوان - آتش دزد
پرومتئوس یک ایزد یونانی است که جرمی مرتکب شده است؛ او از زئوس آتش را دزدیده و به انسان ها بخشیده است. زئوس مجازات سختی برایش درنظر می گیرد؛ هر روز صبح پرنده ای (عقاب) غول آسا مامور می شود که او را بکشد و جگرش را بیرون بکشد و بعد دوباره زنده شود. تا این جای کتاب از افسانه های یونان باستان است که...