شعر از عباس یمینی شریف

شعر فروردین ماه گل‌ها از عباس یمینی‌شریف
فروردین ماه گل‌ها دنیا دارد تماشا اردیبهشت از سبزه زیبا می‌گردد صحرا خرداد آید پیاپی میوه‌های گوارا تیر آرد با خود گرما گرمک می‌گردد پیدا مرداد از هندوانه پر می‌شود همه جا شهریور آید انگور با خوشه‌های زیبا مهر آرد برگ‌ریزان کم‌کم می‌بارد باران آبان انار رنگین آویزد از درختان آذر بِه و خرمالو پیدا...
شعر حرف آسياب
در گرد خود گردانم   دارم کاری خوشایند یک کار آبرومند با آب اینجا شوم دوست از دانه می‌کنم پوست از کارم راضی دهقان شاد از من آسیابان بسته بر گردنم زنگ زنگوله‌ای خوشاهنگ تا آن‌که با صدایش از خوبی نوایش خوش باشم و گرم کار مردم رو یار و غمخوار عباس یمینی‌شزیف
شعر کتاب خوب
من یار مهربانم دانا و خوش بیانم گویم سخن فراوان با آن که بی زبانم پندت دهم فراوان من یار پند دانم من دوستی هنرمند با سود و بی زیانم از من مباش غافل من یار مهربانم عباس یمینی شریف
شعر سفره‌ی هفت سین از عباس یمینی شریف
سبزی بیار سیر بیار سیب و سماق گیر بیار سنجد و سرکه پیدا کن در وسط سفره گذار وقتی که گوید آن عمو آی سمنو آی سمنو صداش بزن بیاد جلو کاسه بده بخر از او ماهی و آرد و آب و شیر سبزه و گل نون و پنیر شمع و گلاب خوب بیار هر چه که لازمه بیار سفره بینداز به زمین تمام چیز هفت سین ظرف به ظرف پیش هم درست و...
شعر درخت از عباس یمینی‌شریف
به دست خود درختی می‌نشانم به پایش جوی آبی می‌کشانم کمی تخم چمن بر روی خاکش برای یادگاری می‌فشانم درختم کم‌کم آرد برگ و باری بسازد بر سر خود شاخساری چمن روید در آن جا سبز و خرم شود زیر درختم سبزه‌زاری به تابستان که گرما رو نماید درختم چتر خود را می‌گشاید خنک می‌سازد آن جا را زسایه دل هر رهگذر را می‌...
شعر سفره‌ی هفت سین از عباس یمینی شریف
سبزی بیار سیر بیار   سیب و سماق گیر بیار سنجد و سرکه پیدا کن     در وسط سفره گذار وقتی که گوید آن عمو آی سمنو آی سمنو صداش بزن بیاد جلو   کاسه بده بخر از او ماهی و آرد و آب و شیر   سبزه و گل نون و پنیر شمع و گلاب خوب بیار    هر چه که لازمه بیار سفره بینداز به زمین تمام چیز هفت سین ظرف به ظرف پیش هم...
شعر شب عید از عباس یمینی شریف
شد شب عید سال جدید جوانه زد درخت بید حالا باید دوید دوید بالا پرید پایین برید خانه تکاند جارو کشید گردگیری کرد اطاق را چید شیرینی و آجیل خرید رخت پاک و تمیز پوشید رفت این را دید رفت آن را دید گفت و شنید تبریک عید
شعر صبح شد از عباس یمینی شریف
شد صبح و خورشید تابید و خندید بر هر چه خندید شد شاد و تابید شد باز گل‌ها خوشرنگ و زیبا سرها گرفتند با ناز بالا پروانه‌ها باز با هم به پرواز بر گل نشینند چون گل شود باز گنجشک دلشاد جیک جیک سرداد پر زد هوا رفت با پر پر باد شد شهر بیدار با سشور بسیار رفتند مردم شاد از پی کار
شعر دختران هنرمند از عباس یمینی شریف
چه دختران ماهی پاکیزه تا بخواهی سوزن و نخ گرفتند به دوخت و دوز نشستند قیچی و انگشتانه آمده در میانه یکی برش میدانه به اوساها میمانه دیگری درز گیره ماهر و بی نظیره این یکی روز تا روزه سوراخ دگمه دوزه آی یکی ریزه میزه اطوکشی تمیزه
شعر بابا بزرگم از عباس یمینی شریف
بابابزرگ پیرم دستشو من می‌گیرم چه خوب و مهربانه چه شاد و خوش زبانه موهای مثل برفش بامزه کرده حرفش چین و چروک رویش با موهای ابرویش چه خوبه و چه زیبا همیشه شاده با ما هرجا او را می‌بینم رو زانوش میشینم قصه میگه برایم میاد تو بازی‌هایم پهلوی من میمانه کتاب برام می خوانه او خیلی خوب و داناست خیلی...
شعر بابا بزرگم از عباس یمینی شریف
ارغوان باز چمن را آراست گل فرو ریخت بر هر سو چپ و راست باز پیراهم گلگون پوشید در ره باد بهاری برخاست آتشی داشت نهان سینه باغ با دلی سوخته داغی بر داغ؟ خرمنی گشته به پا از گل سرخ؟ یا چمن باز برافروخت چراغ؟ گنبدی ساخته گلشن ز عقیق یا ز مرجان زده یک آلاچیق یا که برقی به چمن جسته ز شوق زان به گلزار بپا...
شعر باغ وحش آسمان از عباس یمینی شریف
  در آن کبود گنبد هر چیز هست زیبا در پرده‌های زیباش بسیار دیدنی‌هاست شب‌های پرستاره تاقی است پر ز تصویر بزغاله، گاو، ماهی خرچنگ و عقرب و شیر یک خرس کوچک آن سوش خرس بزرگ پهلوش یک جای آن دو پیکر جای دگر ترازوش یک گله ابر گاهی آید به دشت آبیش گویی که باغ وحشی آید ز دورها پیش یک اسب سرکش آن ور گرگ و...
شعر قایق خواب از عباس یمینی شریف
شب چراغ از لب بام دنیا تابد آرام بر آب دریا گاه چون سایه به خاکستر ابر گاه روشن به دل آبی‌ها سیم پاشیده به دریا مهتاب ماه خوابیده به هر موج و حباب قایقی ساخته گهواره بر آب سرنشینان همه در عالم خواب می‌کشد موج به ساحل‌ها سر رفته قایق به تماشای سحر می‌پرد خواب چو پروانه ز چشم کرده بیداری بر دیده گذر...
شعر ما کودکان از عباس یمینی شریف
  ما کودکانیم شیرین زبانیم تنها و با هم کتاب می خوانیم ما در دبستان شادیم و خندان چون گل که دارد جا در گلستان گفتار ما خوب هر کار ما خوب با هر کسی هست رفتار ما خوب  
شعر کتاب خوب از عباس یمینی شریف
من یار مهربانم دانا و خوش بیانم گویم سخن فراوان با آنکه بی زبانم پَنَدت دهم فراوان من یار پند دانم من دوستی هنرمند با سود و بی زیانم از من مباش غافل من یار مهربانم