شعر پاییزی

شعر پاییز
پاییز که از راه رسید رفت توی باغ و گل چید پرستوها تا دیدنش پریدند ابرا یواش روی زمین چکیدند پاییز دوید و رفت کنار گل‌ها آهسته گفت: «لالایی لایی لالا» گل‌ها همه خوابیدند خواب بهارو دیدند سروده‌ی افسانه شعبان نژاد از کتاب گرپ گرپ شعر «باد و پیراهن من» سروده‌ی افسانه شعبان نژاد
شعر باد و پیراهن من
آقای باد که اومد خونه پر از صدا شد از روی بند خونه پیراهنم جدا شد باد و پیراهن من بالای بالا رفتند من توی خونه بودم اون ها از این جا رفتند پیراهن منو، باد با های و هوی و هو برد شاید که دختری داشت آن را برای او برد افسانه شعبان نژاد
شعر گرپ گرپ- افسانه شعبان نژاد
شعر گرپ گرپ این شعر سروده‌ی افسانه شعبان نژاد است که در کتاب گرپ گرپ به چاپ رسیده است.  دیشب که توفان اومد پنجره رو به هم زد باز روی بام خونه گُرپ گُرپ قدم زد میون خونه پیچید صدای خنده هایش توی اتاق نشستم ترسیدم از صدایش صبح همه جای خونه حسابی ریخت و پاش بود توفان نبود و امّا هر جایی، جای پاش بود...
شعر صدای باد - اسدالله شعبانی
پنجره اتاقم باز می شه بسته می شه این کیه پشت پرده این کیه پشت شیشه؟ من می دونم کسی نیست فقط آقای باده هو هو هو گوش کنین ! اینم صدای باده از کتاب «هر کی یه رنگی داره»، نوشته اسدالله شعبانی خرید کتاب هر کی یه رنگی داره
باران - پروین دولت آبادی
ابر سیاه ابر سفید رو آسمان پرده کشید باران دانه دانه ریخت روی حوض خانه نشست رو برگ گل‌ها رو غنچه‌های زیبا رو بوته‌های گندم رو خانه‌های مردم برگ درخت را تر کرد از شاخه‌ها گذر کرد باران دانه دانه آمد رو بام خانه پروین دولت آبادی