شعر کودکانه

باز باران با ترانه در خاطره جمعی چند نسل از کودکان و بزرگسالان
باز باران با ترانه شعر کودکانه، تا مرزهای یک خاطره جمعی به مناسبت صدو‌ده‌امین زادروز گلچین گیلانی (۱۱ دی ۱۲۸۸ در سبزه میدان رشت - ۲۹ آذر ۱۳۵۱ در لندن) باز باران، با ترانه، با گهرهای فراوان می‌خورد بر بام خانه. من به پشت شیشه تنها ایستاده در گذرها، رودها راه اوفتاده. شاد و خرم یک دو سه گنجشک پر گو...
رنگ ِبهار زرد شد از ترس
آن خانه باغ سبز فرو ریخت خاموش شد ترانه‌ی روشن ای آب ها! چگونه گذشتید؟ ازکوچه‌های ِکودکی من ای آب ها که زمزمه بودید در گوش ِگلّه؛ خرم و جاری لالایی زلال علف‌ها    در دشت های پاک بهاری ای رودخانه از سر ِبازار هرگز لباس عید خریدی؟ آیا به نام  بازی و شادی بر ترک یک دوچرخه پریدی؟ سیل آمد و شکوفه...
هوای نو بهاری
هوای نو بهاری نم نم بارون چهچه ی قناری بر لب ِایون سبزه‌ی ریشه ریشه میون ِبشقاب تُنگ ِبلور و ماهی  آینه و آب شاخه‌ی پشت ِشیشه پر از جوونه خنده و دیده بوسی خونه به خونه عید شما مبارک عید شما هم همیشه شاد باشیم همیشه با هم
هفت تا سین
سفره‌ی هفت سین ما پر شده از هفت تا سین تو هم بیا مثل من کنار هفت سین بشین سنجد و سیر و سرکه با سمنو قشنگه سکه و سبزه و سیب ببین چه رنگارنگه یه تخم مرغ رنگی  کنار تنگ کوچک ماهی پولکی پوش  عید شما مبارک
شعر عمو نوروز
باز عمو نوروز اومده با حاجی فیروز اومده هدیه داره خیلی قشنگ خوردنی‌های رنگارنگ سفره هفت سین داره او نقل و نبات، چلو و پلو عیدی میده به بچه‌ها خنده می‌کاره رو لبا تو این خونه، تو اون خونه هرکی ببینی، خندونه انگاری که عروسیه موقع دیده بوسیه
شعر درخت زمستان
درخت زمستان چه آرام خواب است و در زیر برفی که تا زیر زانو رسیده در اندیشه آفتاب است درخت زمستان پر از خواب و رؤیاست خیالش پر از کودکانی است که با خنده آنجا بیایند درخت زمستان پر از خاطرات گذشته خیالش پر از قیل و قال و هیاهو و رؤیای برگ است و برگ است در خاطر او افسانه شعبان‌نژاد
شعر آدم برفی
برف دیشب یک‌ریز تا سحر باریده بر سر هر کوچه هر گذر باریده شهر، امروز به سر کرده یک چادر ناز مثل مادر که به سر می‌کند وقت نماز پدرم از سر صبح برف پارو کرده پشت بام ما را خوب جارو کرده برف موهایش را زود می‌تکانم مثل آدم برفی شده باباجانم! مریم اسلامی
شعر تولد جوجه
شعر تولد جوجه از اسدالله شعبانی ترک ترک ترک خورد یه تخم مرغ کوچک یهو به دنیا اومد یه جوجه‌‌ ی وروجک تا مرغه و خروسه تبریکی گفتند به او جوجه از آن‌ها پرسید: «کیک تولدم کو» اسدالله شعبانی از کتاب هرکی یه رنگی داره
شعر خروسه کجاست؟
خروسه کجاست؟ رو پرچین چی داره؟ تاج چین چین بالش رو هی تکون می‌ده به این و اون نشون می‌ده می‌گه که خوش به حال من رنگین کمونه بال من هم قوی، هم قشنگم هیچ کس نیاد به جنگم بعد چی می‌شه ؟ می‌خونه تا خسته می‌شه وقتی می‌آد به لونه نمونده آب و دونه سروده‌ی افسانه شعبان‌نژاد شعر پاییز سروده‌ی...
ترانه‌ی توپ سفیدم
ترانه‌ی توپ سفیدم توپ سفیدم قشنگی و نازی حالا من می‌خوام برم به بازی بازی چه خوبه با بچه‌های خوب بازی می‌کنیم با یه دونه توپ چون پرت می‌کنم توپ سفیدم را از جا می‌پره می‌ره تو هوا قل قل می‌خوره تو زمین ورزش یک و دو و سه و چهار و پنچ و شش با صدای هنگامه یاشار دریافت فایل صوتی ترانه توپ سفیدم...
شعر پاییز
شعر پاییز از افسانه شعبان‌نژاد پاییز که از راه رسید رفت توی باغ و گل چید پرستوها تا دیدنش پریدند ابرا یواش روی زمین چکیدند پاییز دوید و رفت کنار گل‌ها آهسته گفت: «لالایی لایی لالا» گل‌ها همه خوابیدند خواب بهارو دیدند سروده‌ی افسانه شعبان نژاد از کتاب گرپ گرپ شعر «باد و پیراهن من» سروده‌ی...
شعر نهال من
شعر نهال من - اسدالله شعبانی سال گذشته نهالی داشتم بردم آن را تو باغچه کاشتم نهال من شد پر از جوونه رو شاخه هاش ساخت پرنده لونه ریشه ها در خاک شاخه ها در باد قد کشید و شد شادشادشاد تا کم کمک شد درختی زیبا سایه اش رو داد به من و بابا اسدالله شعبانی شعر قایق مورچه از اسدالله شعبانی
قایق مورچه - اسدالله شعبانی
قایق مورچه - اسدالله شعبانی یه برگ درخت افتاده تو جو سوارش شده مورچه کوچولو مورچه کوچولو دریانورده قایقش چیه ؟ یه برگ زرده ... جوی آب براش یه اقیانوسه ماسه ها نهنگ ماهیا، کوسه اسدالله شعبانی شعر هدیه قشنگ سروده‌ی اسدالله شعبانی
اسب ابری
اسب ابری - اسدالله شعبانی کوه، کوه  به شکل کله قند است قله برفی آن بلند است دشت، دشت  پر گل و رنگارنگ است خانه‌ی ما در این‌جا قشنگ است ابر، ابر  اسبی سپید و ناز است  یال و دم اسب من دراز است  من‌، من  اسب سپیدی دارم  به روی زین اسبم سوارم  اسب ، اسب  در آسمان می‌پرد  هرجا دلم...
شعر حرف آسياب
حرف آسياب - عباس یمینی شریف در گرد خود گردانم دارم کاری خوشایند یک کار آبرومند با آب اینجا شوم دوست از دانه می‌کنم پوست از کارم راضی دهقان شاد از من آسیابان بسته بر گردنم زنگ زنگوله‌ای خوشاهنگ تا آن‌که با صدایش از خوبی نوایش خوش باشم و گرم کار مردم رو یار و غمخوار عباس یمینی‌شزیف
شعر باد و پیراهن من
باد و پیراهن من - افسانه شعبان نژاد آقای باد که اومد خونه پر از صدا شد از روی بند خونه پیراهنم جدا شد باد و پیراهن من بالای بالا رفتند من توی خونه بودم اون ها از این جا رفتند پیراهن منو، باد با های و هوی و هو برد شاید که دختری داشت آن را برای او برد افسانه شعبان نژاد
شعر کتاب خوب
شعر کتاب خوب - عباس یمینی شریف من یار مهربانم دانا و خوش بیانم گویم سخن فراوان با آن که بی زبانم پندت دهم فراوان من یار پند دانم من دوستی هنرمند با سود و بی زیانم از من مباش غافل من یار مهربانم عباس یمینی شریف
شعرهدیه قشنگ
شعر هدیه قشنگ - اسدالله شعبانی قرمز و زرد و آبی دنبال هم دویدند مداد رنگی شدند به دفترم رسیدند برای من کشیدند گل‌های رنگارنگی مامان جونم دید و گفت چه هدیه قشنگی اسدالله شعبانی از کتاب «هرکی یه رنگی داره»
شعر مثل انگشتر
شعر مثل انگشتر- شکوه قاسم‌نیا مثل یک انگشتره نگین داره هزارتا صبح که بشه، دوباره گم می‌شه پشت ابرا ماه سفید و زیبا تو آسمون نشسته به دور اون، یه عالم ستاره حلقه بسته شعر مثل انگشتر از شکوه قاسم‌نیا که در کتاب «دامن چین چینی» به چاپ رسیده است. شعرهای دیگر از شکوه قاسم‌نیا صبح تا حالا - شکوه...
شعر الو مامان
شعر الو مامان - شکوه قاسم‌نیا الو مامان کجایی؟ تو راهی یا اداره؟ زودتر بیا، زودتر بیا چون موقع ناهاره این جا کنار سفره منتظرت نشستم هنوز غذا نخوردم با اینکه گشنه هستم زود بیا تا خودم را برای تو لوس کنم می خوام که قبل از غذا صورتتو بوس کنم شکوه قاسم نیا از کتاب دامن چین چینی  شکوه قاسم نیا...