شعر کودکانه

شعر کلاغ بندباز از محمود کیانوش
کلاغی در خیابان نشسته روی سیمی تکانی می‌خورد گاه به پرواز نسیمی ببین آقا کلاغه عجب جایی نشسته مگر بالش شده زخم مگر بالش شکسته آهای آقا کلاغه همین حالا می‌افتی اگر چرتت بگیرد از آن بالا می‌افتی نه این آقا کلاغه گمانم غم ندارد خیالش هست راحت که چیزی کم ندارد نه پای او شده زخم نه بال او شکسته برای...
شعر مورچه از اسدالله شعبانی
مورم و دانه می‌برم دانه به لانه می‌برم شش پا و دو شاخک دارم صحرا می‌رم دون میارم اینجا می‌رم اونجا می‌رم پایین می‌ام بالا می‌رم تنهایی سخته کار من سنگینه خیلی بار من جمع می‌شویم با مورچه‌ها صف می‌کشیم تو باغچه‌ها دنبال هم مثل قطار با هم می‎‌ریم دنبال کار کار می‌کنیم کار می‌کنیم گندمو انبار می‌کنیم...
شعر گنجشک خوبم از پروین دولت آبادی
گنجشک خوبم، مرغکم آوازخوان کوچکم بر شاخه‌های سبزرنگ بنشین تو‌ای مرغ قشنگ پرواز کن در آسمان برگرد سوی آشیان آوازخوان کوچکم گنجشک خوبم مرغکم
شعر شاپرک از مصطفی رحماندوست
دویدم و دویدم به سبزه‌ها رسیدم رو فرش سبز سبزه گل قشنگی دیدیم کنار گل نشستم نفس زنان و خسته دیدم که روی آن گل شاپرکی نشسته سفید و سرخ و آبی دو بال رنگارنگ داشت لطیف‌تر از پر گل دو شاخک قشنگ داشت
شعر صداها از اسدالله شعبانی
گنجشکه جیک جیک می‌کنه جیک جیک جیک ساعت داره تیک می‌کنه تیک تیک تیک کلاغه قارقار می‌کنه قار قار قار بابا داره کار می‌کنه کار کار کار گربه می‌گه میومیو میو میو میو هاپو به او واق می‌کنه عو عو عو گاوه می‌گه علف می‌خوام مع مع مع بزی می‌گه من تشنه‌ام بع بع بع الاغه فریاد می‌زنه عر عر عر پروانه‌ها پر می‌...
شعر حاجی لک‌لک از اسدالله شعبانی
حاجی لک‌لک آرام آرام با آن دوتا بال زیبا از آن بالا پایین آمد مانند یک هواپیما پرهای او مانند برف خیلی سفید و ناز بود پاهی باریک و سرخش خیلی خیلی دراز بود حاجی لک‌لک پایین آمد روی یک پایش ایستاد با این کار خنده‌دارش عجب چیزی یادم  می‌داد من مثل حاجی لک‌لک یک پایم را بالا بردم اما دیدم خیلی سخت است...
باز باران با ترانه در خاطره جمعی چند نسل از کودکان و بزرگسالان
باز باران با ترانه شعر کودکانه، تا مرزهای یک خاطره جمعی به مناسبت صدو‌ده‌امین زادروز گلچین گیلانی (۱۱ دی ۱۲۸۸ در سبزه میدان رشت - ۲۹ آذر ۱۳۵۱ در لندن) باز باران، با ترانه، با گهرهای فراوان می‌خورد بر بام خانه. من به پشت شیشه تنها ایستاده در گذرها، رودها راه اوفتاده. شاد و خرم یک دو سه گنجشک پر گو...
رنگ ِبهار زرد شد از ترس
آن خانه باغ سبز فرو ریخت خاموش شد ترانه‌ی روشن ای آب ها! چگونه گذشتید؟ ازکوچه‌های ِکودکی من ای آب ها که زمزمه بودید در گوش ِگلّه؛ خرم و جاری لالایی زلال علف‌ها    در دشت های پاک بهاری ای رودخانه از سر ِبازار هرگز لباس عید خریدی؟ آیا به نام  بازی و شادی بر ترک یک دوچرخه پریدی؟ سیل آمد و شکوفه تلف شد...
شعر هوای نو بهاری از اسدالله شعبانی
هوای نو بهاری نم نم بارون چهچه ی قناری بر لب ِایون سبزه‌ی ریشه ریشه میون ِبشقاب تُنگ ِبلور و ماهی  آینه و آب شاخه‌ی پشت ِشیشه پر از جوونه خنده و دیده بوسی خونه به خونه عید شما مبارک عید شما هم همیشه شاد باشیم همیشه با هم
هفت تا سین
سفره‌ی هفت سین ما پر شده از هفت تا سین تو هم بیا مثل من کنار هفت سین بشین سنجد و سیر و سرکه با سمنو قشنگه سکه و سبزه و سیب ببین چه رنگارنگه یه تخم مرغ رنگی  کنار تنگ کوچک ماهی پولکی پوش  عید شما مبارک
شعر عمو نوروز از اسدالله شعبانی
باز عمو نوروز اومده با حاجی فیروز اومده هدیه داره خیلی قشنگ خوردنی‌های رنگارنگ   سفره هفت سین داره او نقل و نبات، چلو و پلو   عیدی میده به بچه‌ها خنده می‌کاره رو لبا   تو این خونه، تو اون خونه هرکی ببینی، خندونه   انگاری که عروسیه موقع دیده بوسیه
شعر درخت زمستان از افسانه شعبان‌نژاد
درخت زمستان چه آرام خواب است و در زیر برفی که تا زیر زانو رسیده در اندیشه آفتاب است درخت زمستان پر از خواب و رؤیاست خیالش پر از کودکانی است که با خنده آنجا بیایند درخت زمستان پر از خاطرات گذشته خیالش پر از قیل و قال و هیاهو و رؤیای برگ است و برگ است در خاطر او افسانه شعبان‌نژاد
شعر آدم برفی
برف دیشب یک‌ریز تا سحر باریده بر سر هر کوچه هر گذر باریده شهر، امروز به سر کرده یک چادر ناز مثل مادر که به سر می‌کند وقت نماز پدرم از سر صبح برف پارو کرده پشت بام ما را خوب جارو کرده برف موهایش را زود می‌تکانم مثل آدم برفی شده باباجانم! مریم اسلامی
شعر تولد جوجه از اسدالله شعبانی
ترک ترک ترک خورد یه تخم مرغ کوچک یهو به دنیا اومد یه جوجه‌‌ ی وروجک تا مرغه و خروسه تبریکی گفتند به او جوجه از آن‌ها پرسید: «کیک تولدم کو»   اسدالله شعبانی از کتاب هرکی یه رنگی داره
شعر خروسه کجاست؟
خروسه کجاست؟ رو پرچین چی داره؟ تاج چین چین بالش رو هی تکون می‌ده به این و اون نشون می‌ده می‌گه که خوش به حال من رنگین کمونه بال من هم قوی، هم قشنگم هیچ کس نیاد به جنگم بعد چی می‌شه ؟ می‌خونه تا خسته می‌شه وقتی می‌آد به لونه نمونده آب و دونه   سروده‌ی افسانه شعبان‌نژاد   شعر پاییز سروده‌ی افسانه...
ترانه‌ی توپ سفیدم
توپ سفیدم قشنگی و نازی حالا من می‌خوام برم به بازی بازی چه خوبه با بچه‌های خوب بازی می‌کنیم با یه دونه توپ   چون پرت می‌کنم توپ سفیدم را از جا می‌پره می‌ره تو هوا   قل قل می‌خوره تو زمین ورزش یک و دو و سه و چهار و پنچ و شش با صدای هنگامه یاشار دریافت فایل صوتی ترانه توپ سفیدم  
شعر پاییز
پاییز که از راه رسید رفت توی باغ و گل چید پرستوها تا دیدنش پریدند ابرا یواش روی زمین چکیدند پاییز دوید و رفت کنار گل‌ها آهسته گفت: «لالایی لایی لالا» گل‌ها همه خوابیدند خواب بهارو دیدند سروده‌ی افسانه شعبان نژاد از کتاب گرپ گرپ شعر «باد و پیراهن من» سروده‌ی افسانه شعبان نژاد
شعر نهال من
سال گذشته نهالی داشتم بردم آن را تو باغچه کاشتم نهال من شد پر از جوونه رو شاخه هاش ساخت پرنده لونه ریشه ها در خاک شاخه ها در باد قد کشید و شد شادشادشاد تا کم کمک شد درختی زیبا سایه اش رو داد به من و بابا اسدالله شعبانی شعر قایق مورچه از اسدالله شعبانی
قایق مورچه - اسدالله شعبانی
یه برگ درخت افتاده تو جو   سوارش شده مورچه کوچولو مورچه کوچولو دریانورده   قایقش چیه ؟ یه برگ زرده ...   جوی آب براش یه اقیانوسه   ماسه ها نهنگ ماهیا، کوسه   اسدالله شعبانی شعر هدیه قشنگ سروده‌ی اسدالله شعبانی
اسب ابری
    کوه، کوه  به شکل کله قند است قله برفی آن بلند است   دشت، دشت  پر گل و رنگارنگ است خانه‌ی ما در این‌جا قشنگ است ابر، ابر  اسبی سپید و ناز است  یال و دم اسب من دراز است    من‌، من  اسب سپیدی دارم  به روی زین اسبم سوارم    اسب ، اسب  در آسمان می‌پرد  هرجا دلم بخواهد می‌برد    اسدالله شعبانی...