شعر کودکانه

شعر حرف آسياب
در گرد خود گردانم   دارم کاری خوشایند یک کار آبرومند با آب اینجا شوم دوست از دانه می‌کنم پوست از کارم راضی دهقان شاد از من آسیابان بسته بر گردنم زنگ زنگوله‌ای خوشاهنگ تا آن‌که با صدایش از خوبی نوایش خوش باشم و گرم کار مردم رو یار و غمخوار عباس یمینی‌شزیف
شعر باد و پیراهن من
آقای باد که اومد خونه پر از صدا شد از روی بند خونه پیراهنم جدا شد باد و پیراهن من بالای بالا رفتند من توی خونه بودم اون ها از این جا رفتند پیراهن منو، باد با های و هوی و هو برد شاید که دختری داشت آن را برای او برد افسانه شعبان نژاد
شعر کتاب خوب
من یار مهربانم دانا و خوش بیانم گویم سخن فراوان با آن که بی زبانم پندت دهم فراوان من یار پند دانم من دوستی هنرمند با سود و بی زیانم از من مباش غافل من یار مهربانم عباس یمینی شریف
شعرهدیه قشنگ
قرمز و زرد و آبی دنبال هم دویدند مداد رنگی شدند به دفترم رسیدند برای من کشیدند گل‌های رنگارنگی مامان جونم دید و گفت چه هدیه قشنگی اسدالله شعبانی از کتاب «هرکی یه رنگی داره»
شعر مثل انگشتر
مثل یک انگشتره نگین داره هزارتا صبح که بشه، دوباره گم می‌شه پشت ابرا ماه سفید و زیبا تو آسمون نشسته به دور اون، یه عالم ستاره حلقه بسته شعر مثل انگشتر از شکوه قاسم‌نیا که در کتاب «دامن چین چینی» به چاپ رسیده است. شعرهای دیگر از شکوه قاسم‌نیا صبح تا حالا - شکوه قاسم‌نیا    شعر الو مامان - شکوه قاسم‌...
شعر الو مامان
      الو مامان کجایی؟ تو راهی یا اداره؟ زودتر بیا، زودتر بیا چون موقع ناهاره این جا کنار سفره منتظرت نشستم هنوز غذا نخوردم با اینکه گشنه هستم زود بیا تا خودم را برای تو لوس کنم می خوام که قبل از غذا صورتتو بوس کنم شکوه قاسم نیا از کتاب دامن چین چینی    شکوه قاسم نیا شاعر و نویسنده کودکان و...
شعر مامان گلی از اسدالله شعبانی
شعر مامان گلی این شعر سروده‌ی اسدالله شعبانی است که در کتاب هرکی یه رنگی داره از مجموعه ورچینک شعر خردسالان به چاپ رسیده است. مادربزرگ مهربون با پارچه های رنگارنگ دوخته برام عروسکی با نمک و خیلی قشنگ یه روسری کرده سرش پاچین گلدار به تنش یه عالمه پنبه و پشم گذاشته توی بدنش با نخ آبی رو لبش یه خال...
شعر گرپ گرپ از افسانه شعبان نژاد
شعر گرپ گرپ این شعر سروده‌ی افسانه شعبان نژاد است که در کتاب گرپ گرپ به چاپ رسیده است.  دیشب که توفان اومد پنجره رو به هم زد باز روی بام خونه گُرپ گُرپ قدم زد میون خونه پیچید صدای خنده هایش توی اتاق نشستم ترسیدم از صدایش صبح همه جای خونه حسابی ریخت و پاش بود توفان نبود و امّا هر جایی، جای پاش بود...
شعر قاب عکس از اسدالّله شعبانی
شعر قاب عکس     دو میخ کوچک روی یه میزه   تو دست نجّار ارّه‌ای تیزه یه قاب قشنگ می‌سازه نجّار آن را می‌زنه به روی دیوار توی قاب عکس یه جوجه‌ی ناز جیک و جیک و جیک می‌خونه آواز اسدالّله شعبانی از کتاب هرکی یه رنگی داره شعر‌های دیگر از اسدالّله شعبانی   شعر صدای باد شعر مادربزرگ خوبم​ شعر خروس زری
شعر دوست از جعفر ابراهیمی
شعر دوست یه گربه دارم   دمش درازه خیلی قشنگه گربه ی نازه ! بازی می کنم با اون، همیشه هیچ وقت از بازی خسته نمی شه من براش می شم یه موش کوچک بهش نگفتم که هست عروسک! شعر دوست از جعفر ابراهیمی شعرهای دیگر از جعفر ابراهمی شعر لباس رنگی بابا  شعر بابابزرگ شعر زیر آفتاب شعر رنگ سبز 
شعر بابا آمد از مصطفی رحمان دوست
بابا آمد تق تق تق بر در زد بابا از بیرون آمد رفتم در را وا کردم شادی را پیدا کردم وقتی  بابا را دیدم فوری او را بوسیدم بابا آمد نان آورد با لبخندش جان آورد با او روشن شد خانه او شمع و ما پروانه مصطفی رحمان دوست
شعر قناری من از شکوه قاسم‌نیا
تو دفترم می کشم قناری قشنگی   می خوام که رنگش کنم با یک مداد رنگی اما قناری من بال و پرش رو بسته   چون که مداد زردم نوک نداره، شکسته شکوه قاسم نیا
کتاب کودک و نوجوان: گرپ گرپ
شعرهای این کتاب با شعرهای آشنایی چون «بارون میاد جرجر»، «لی‌لی حوضک»، «جم جمک برگ خزون»، «دس دسی بابا می آد» و «آفتاب مهتاب چه رنگه؟» آغاز می‌شود. اشعار موزون و آهنگین این کتاب با موضوع‌های طبیعت، خانواده، دوستی و...با تصویری دو رنگ همراه شده‌اند. این کتاب از مجموعه کتاب‌های ورچینک شعر خردسالان است...
شعر دامن دامن فروردین از محمود کیانوش
یک گل، ده گل، صدتا گل این‌جا، آن‌جا، هر جا گل دامن، دامن، فروردین می‌روید بر دل‌ها گل باغ و دره پُر گل شد کوه و دشت و صحرا گل لب‌ها را گل خندان کرد شد از شادی لب‌ها گل   محمود کیانوش
شعر عیدت مبارک از محمود کیانوش
کودک من، بهارمن مایه ی افتخار من، عیدت مبارک کودک مهربان من، بلبل خوشزبان من، عیدت مبارک ای گل خوبروی من، طوطی قصه گوی من، عیدت مبارک   کودک من ، امید من ، بخت خوش سفید من، عیدت مبارک   محمود کیانوش
شعر سفره‌ی هفت سین از عباس یمینی شریف
سبزی بیار سیر بیار سیب و سماق گیر بیار سنجد و سرکه پیدا کن در وسط سفره گذار وقتی که گوید آن عمو آی سمنو آی سمنو صداش بزن بیاد جلو کاسه بده بخر از او ماهی و آرد و آب و شیر سبزه و گل نون و پنیر شمع و گلاب خوب بیار هر چه که لازمه بیار سفره بینداز به زمین تمام چیز هفت سین ظرف به ظرف پیش هم درست و...
شعر رقص باد، خنده‌ی گل از پروین دولت آبادی 
باد سرد آرام بر صحرا گذشت سبزه‌زاران، رفته‌رفته، زرد گشت   تک درخت نارون شد رنگ رنگ زرد شد آن چتر شاداب و قشنگ برگ برگ گل به رقص باد ریخت رشته‌هاى بید بن از هم گسیخت چشمه کم‌کم خشک شد بی‌آب شد باغ و بستان ناگهان در خواب شد کرد دهقان دانه‌ها در زیر خاک کرد کوته شاخهء پیچان تاک فصل پاییز و زمستان می‌...
شعر باز می‌رسد بهار از پروین دولت آبادی
نارون به باد گفت ای دم تو گرم آمدی که بر تنم کنی آن حریر نرم با تو هر نفس بهار می‌دمد به پیکرم آمدی خوش آمدی بیا با تو می‌شود بهار باورم باد رقص کرد گرد نارون سربسر پر از جوانه شد باغ خنده کرد و گل دمید نارون بهار را نشانه شد پروین دولت آبادی 
شعر بهار آمد از پروین دولت آبادی
بهار آمد، گل آمد نسرین و سنبل آمد گل‌های سرخ و زیبا در باغ خانه‌ی ما چشم‌ها را باز کردند با خنده ناز کردند بنفشه دسته دسته کنار جو نشسته در روز آفتابی در آسمان آبی پرنده‌ی خوش آوراز پر زد و کرد پرواز بهار آمد، گل آمد نسرین و سنبل آمد   پروین دولت آبادی   درباره پروین دولت‌آبادی بیشتر بخوانید
شعر درخت از عباس یمینی‌شریف
به دست خود درختی می‌نشانم به پایش جوی آبی می‌کشانم کمی تخم چمن بر روی خاکش برای یادگاری می‌فشانم درختم کم‌کم آرد برگ و باری بسازد بر سر خود شاخساری چمن روید در آن جا سبز و خرم شود زیر درختم سبزه‌زاری به تابستان که گرما رو نماید درختم چتر خود را می‌گشاید خنک می‌سازد آن جا را زسایه دل هر رهگذر را می‌...