شعر کودک

شعر می‌روم تا رسم به دریایی از پروین دولت‌آبادی
چشمه جوشید و آب روشن آن گشت در جویبار پاک روان سبزه‌ها در کنار جو رُستند خزه‌ها تن در آب جو شستند نرگس آن تاج زر گرفت به سر آب آیینه دار داد خبر که چه زیباست نرگس خوش بو! خوش نشسته است شاد بر لب جو! بید آشفته کرد گیسو را دید در پای خویش چون جو را رفت آرام جوی تا بَرِ رود ریخت در رود و راه خویش گشود...
شعر کبوتر کاغذی از محمود کیانوش
بادبادک سفیدم باد که آمد هوا رفت کَلّه و دم تکان داد یواش یواش بالا رفت تو آسمان آبی شد مثل یک کبوتر نخ را که شُل می‌کردم بازهم می‌رفت بالاتر کوچک شد و کوچک شد شد قد یک ستاره یک دفعه باد نخش را کشید و کرد پاره انگار که یک شکارچی تیری انداخت به بالش کبوتر کاغذی گیج خورد و بد شد حالش زد چندتایی...
شعر بره‌ی کوچولو از محمود کیانوش
بره‌ی خوشگل سفید کوچک چاق تُپُلی چشم سیاه لب کلفت برف تن زبان گلی بَع بَع تو به گوش من چهچه بلبلان باغ چشم تو با نگاه گرم مثل شب پر از چراغ تو دره‌ها بچر، بدو بگرد و جست و خیز کن آن بدن لطیف را تو چشمه‌ها تمیز کن
شعر منظره از محمود کیانوش
پاشو، پاشو، کوچولو از پنجره نگاه کن با چشم‌های قشنگت به منظره نگاه کن آن بالا، بالا خورشید تابیده در آسمان یک رشته کوه پایین‌تر پایین‌ترش درختان نگاه کن، آن دورها کبوتری می‌پرد شاید برای بلبل از گل خبر می‌برد
شعر قناری از محمود کیانوش
یک روز صبح جمعه دلتنگ و خسته بودم از بس که در اتاقم تنها نشسته بودم دیدم که چشم‌هایم دیگر نمی‌توانند خط درشت را هم با راحتی بخوانند باد بهار از در آمد به هوشم آورد آواز آشنایی با خود به گوشم آورد در خانه‌ی مجاور می‌خواند یک قناری با چهچهی دل انگیز یک نغمه‌ی بهاری بستم کتاب و دفتر رفتم که توی ایوان...
شعر روزگارت جاودان نوروز باد از پروین دولت‌آبادی
می‌دَمَد خورشید و می آرد نُوید کز بهاران تازه گردد زندگی مژده آرد سبزه‌ی رقصانِ شاد از جوانی، سرخوشی، پایندگی در بهار عُمری، ای باغ امید برگ و بار زندگی از آنِ توست کشتزار زندگانی پیکرت مایه‌ی هستی همه در جان توست روزگارت جاودان نوروز باد راستی را، روز تو نوروز توست دانش اندوزی، هنرآموز باش کامیاری...
شعر جویبار و رود و دریا از محمود کیانوش
یک روز، چشمه ساری، باریک چون نواری، از کوه سر درآورد، گردید جویباری. با خنده و ترانه بر کوه شد روانه، از مارپیچ دره می‌رفت شادمانه. راهش که تنگ می‌شد خیلی زرنگ می‌شد، با سنگ‌های سر سخت مشغول جنگ می‌شد. شاد از بهار می‌رفت، با پشتکار می‌رفت، از شوق کشتزاران امیدوار می‌رفت. خود را به سنگ می‌زد در خاک...
شعر کجا رفتی؟ از محمود کیانوش
کجا رفتی؟         - کبوتر جان، کجا رفتی؟                           - نمی‌آیم، نمی‌آیم. بیا بر بام ما بنشین.                                   بگو بامت صفایش کو؟ برایت دانه می‌ریزم،                                   بگو شهر پُر از دودت. توتوک، توک توک، توتوک برچین.                هوایش کو، هوایش کو...
شعر باغ الفبا از محمود کیانوش
- کیست؟ کیست؟ - های! هو! باد خَزانَم، بگو باغ الفبا کجاست؟ آمده‌ام، تند و سرد، تا ببرم برگ زرد، بازکن، اینجا کجاست؟ - باد سرد، قاه، قاه! خوب به ما کن نگاه، در بَرِ گل‌های ما نیست تو را هیچ کار، هست همیشه بهار باغ الفبای ما.
شعر دریا از محمود کیانوش
هر کجا چشم می‌رود آب است از افق تا افق همه دریاست. آب آیینه‌ای است پهناور صورت آسمان در آن پیداست. خنده‌ی گرم و روشن خورشید بر تن سردِ آب می‌ریزد. موج در پیش موج می‌خوابد موج از پشت موج می‌خیزد. می‌کشد آب دامنش را نرم بر تن پاک ماسه‌های کبود. می‌برد لذت از نوازش آب ساحل بی خیال خواب آلود. دست دریا...
شعر بهار آمد از پروین دولت آبادی
بهار آمد، گل آمد نسرین و سنبل آمد گل‌های سرخ و زیبا در باغ خانه‌ی ما چشم‌ها را بازکردند با خنده ناز کردند بنفشه دسته دسته کنار جو نشسته در روز آفتابی در آسمان آبی پرنده‌ی خوش آواز پَر زد و کرد پرواز بهار آمد، گل آمد نسرین و سنبل آمد
شعرکودک و نوجوان در کشور تاجیکستان نگاهی به دوکتاب جوره هاشمی «چرا شمالک وزید؟» و «موسیقی خاموشی»
چکیده در این پژوهش دو مجموعهٔ شعر کودکانه از کشور تاجیکستان، سرودهٔ جوره هاشمی بررسی می‌شود. در کتاب «چرا شمالک وزید؟» با یک نوع ادبی تازه به نام چِگِلَک آشنا می‌شویم. در فرهنگ تفسیری تاجیکی دربارهٔ معنی واژهٔ «چِگِل» آمده است: به هم پیچیده، پیچ در پیچ، گره در گره، بی ترتیب و بی سر و نوگ. چگلک یک...
فعالیت پیشنهادی برای کتاب مامانی‌ترین هستی!
کتاب تصویری «تو مامانی‌ترین هستی!» مجموعه‌ای از اشعار «هانس و مونیک هاگن» با تصویرگری هنرمند نام‌آشنا «ماریت تورن‌کویست» است. اشعار شیرین و کودکانه‌ی این کتاب از زبان دخترکی خردسال بیان می‌شود و مخاطب را به گونه‌ای بی‌واسطه و ملموس به دنیای تخیلات، و تجربه‌های کودکانه می‌برد. این فعالیت‌ها برگرفته...
شعر کتاب عیدی من
عمو نوروز بیا! شاد و پیروز بیا عید اومد، بهار اومد تو هم امروز بیا!                       عید اومده دوباره                       بهاره و بهاره عمونوروز سلام عیدی آوردی برام؟ وای چقدر کتاب داری! عیدی من کتاب می‌خوام                    عید اومده دوباره                     بهاره و بهار
تو مامانی‌ترین هستی!
کتاب تصویری «تو مامانی‌ترین هستی» مجموعه‌ای از اشعار «هانس و مونیک هاگن» با تصویرگری هنرمندانه‌ی «ماریت تورن‌کویست» است. این کتاب که دربردارنده‌ی اشعاری شیرین، لطیف و کودکانه از زبان دخترکی خردسال است، به گونه‌ای بی‌واسطه مخاطب را به دنیای تخیلات، احساس‌ها، دغدغه‌ها و تجربه‌های کودکانه می‌برد تا از...
نقش عباس یمینی شریف در تاریخ ادبیات کودکان ایران (بخش نخست)
 پیش‌درآمد: محمود کیانوش یکی دیگر از پیشگامان ادبیات کودکان، در سده‌ای که به دنیا آمده بود، از دنیا رفت. در سده‌ای که رو به پایان و چرخش به سده دیگر است، هر روز از شمار این کوشندگان کم و کم تر می شود. این قانون و جبر زندگی است و چاره ای جز پذیرش آن وجود ندارد. کیانوش در جهش شعر کودک در ایران، نقشی...
شعر نقاشی من از اسدالله شعبانی
من می‌کشم یه نقاشی برای بابا نقاشی را رنگ می‌زنم رنگ‌های زیبا قناری و گل می‌کشم میان باغچه یه گلدان خوب می‌کشم به روی طاقچه قناری رو رنگ می‌زنم پهلوی گل‌ها با آوازش به من می‌گه زردم و زیبا قناری رو من می‌گیرم از توی باغچه می‌ذارمش به روی چی؟ گلدان طاقچه نقاشیم را می‌دهم به دست بابا بابا تماشا می‌...
شعر مدادهای رنگی از اسدالله شعبانی
چند مداد رنگی میان یک جعبه بود جعبه خودش کجا بود؟ داخل کیف محمود محمود آقا تو خواب بود تو کیفش انقلاب بود از این سو و از آن سو مدادها دویدند. نقاشی قشنگی، برای خود کشیدند، روی چه؟ روی دفتر چگونه؟ با یکدیگر «سیاهه» روی کاغذ، کوه بلندی کشید «سفید برفی» آمد کشید ابر سفید «قرمز» بالا پرید. پاشنه‌ها رو...
شعرخورشید خانم از اسدالله شعبانی
خورشید خانم گیسو طلا بیا پایین از اون بالا کجا می‌ری کجا می‌ری چرا به دور دورا می‌ری بیا بیا بازی کنیم تو کوچه‌ها بازی کنیم آفتاب کنیم آفتاب کنیم برف و یخ‌ها رو آب کنیم.        
شعر حیوانات اهلی و وحشی از اسدالله شعبانی
حیوونا خیلی هستند وحشی و اهلی هستند گاو، بچه‌اش گوساله بز، بچه‌اش بزغاله گوسفند و میش و بره می‌چرند توی دره اسب و شتر تو صحرا بار می‌برند به هر جا گنجشک و سار و بلبل می‌رن رو شاخه گل قناری و کبوتر تو باغا می‌کشن پر گوزن و فیل و آهو شغال و گرگ و راسو لاک‌پشت و مار و خرگوش میمون و سنجاب و موش روباه و...