نوشته‌های مرتبط با: شگرد برای خواندن

شگرد برای خواندن

در این صفحه نوشته‌های مرتبط با «شگرد برای خواندن» آمده است. چنانچه نوشته ای به اشتباه در این صفحه آمده است به ما بگویید.
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی مجموعه سه کتاب، سه کلاه، بخش دوم

شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی مجموعه سه کتاب، سه کلاه، بخش دوم

پیش از مطالعه این مطلب بخش نخست آن را مطالعه کنید.

هرگز، هیچ‌وقت و هیج‌کجا!

«کلاهم نیست. دلم کلاهم را می‌خواهد» این واژه‌ها اولین جمله‌های کتاب «من می‌خواهم کلاه‌ام برگرد» است یا با عنوان ترجمه شده «چرا از من می‌پرسی».

ادامهٔ نوشته ...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی مجموعه سه کتاب، سه کلاه، بخش نخست

شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی مجموعه سه کتاب، سه کلاه، بخش نخست

چشم‌ها و حباب‌ها را دنبال کنید!

جان کلاسن، نویسنده و تصویرگر سه گانه کلاه در عکس‌هایی که از او منتشر شده، بر سرش کلاه دارد. نمی‌دانم زیر کلاه‌اش چه دارد، خودش هم کلاه‌اش را از جای دیگری برداشته، یا برای نوشتن این کتاب‌ها کلاه سرش گذاشته، یا بعد از نوشتن این داستان‌ها کلاه از سرش نیافتاده؟ اما یک چیز را خوب می‌دانم، او بلد است سر همهٔ ما، خواننده و ببیندهٔ کتاب، کلاه بگذارد. برای همین باید مراقب باشیم سرمان کلاه نرود! اما می‌رود، زیرا در این کتاب‌ها جان کلاسن داستان خود را به گونه‌ای روایت کرده که توانسته سر همه ما و شخصیت‌های قصه‌های‌اش کلاه بگذارد.

ادامهٔ نوشته ...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب درخت قرمز

شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب درخت قرمز

و همه چیز بد و بدتر بشود!

«بعضی وقت‌ها روز در حالی شروع می‌شود که منتظر هیچ چیز نیستی.» روز با این حس آغاز شده و کتاب «درخت قرمز» هم با این جمله‌ها. برای خواندن «درخت قرمز» باید به عقب برویم و تصویرهای پیشین را هم ببینیم. پیش از این صفحه آغاز و پس از صفحه شناسنامه، کتاب تصویری دارد که متنی همراه‌اش نیست. این تصویر با ما چه می‌گوید؟ در این تصویر، ساعت پایه‌دار بلندی را می‌ببینیم که عقربه‌اش کمی مانده تا به یک برگ قرمز برسد.

ادامهٔ نوشته ...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب گرگ‌های توی دیوار

شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب گرگ‌های توی دیوار

...و لوسی بازی می‌کند!

«پدر لوسی گفت: باید برویم در مدار قطب شمال زندگی کنیم... برادرش گفت: به‌نظرم باید برویم در فضا زندگی کنیم... مادرش گفت: باید برویم در صحرای آفریقا زندگی کنیم...» به کجا می‌توانیم فرار کنیم؟ تا کجا؟ برای فرار از صداها چه جایی برای سکونت‌مان بهتر است؟ گریختن، صداها را از ما دور می‌کند؟ تا چه زمانی می‌توانیم بگریزیم؟

ادامهٔ نوشته ...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب هفت رویای کلاغ- بخش دوم

شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب هفت رویای کلاغ- بخش دوم

بخش دوم: «سفر با رؤیا در رؤیا»

بسیاری از ما فکر می‌کنیم که خیال‌پردازی و خیال بافی یکی هستند. خیال، زبان ذهن ما است. ما مجموعه‌ای از اطلاعات دیداری و شنیداری در قالب تصویرها و واژه‌ها در ذهن‌مان داریم.

ادامهٔ نوشته ...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب هفت رویای کلاغ- بخش اول

شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب هفت رویای کلاغ- بخش اول

بخش اول: «بلدیم رؤیا بسازیم؟»

رویاها در کجا ساخته می‌شوند؟ در ذهن‌هایمان؟ با چه چیزی آن‌ها را می‌سازیم؟ آرزوها رؤیا می‌شوند یا رؤیا بخشی از آرزوست یا هیج‌کدام؟ رؤیا چیست؟ نقشه‌ای برای یک زندگی بهتر؟ یک هدف؟ یک نیرو؟ گفتم یک نیرو! رویاها ما را به جلو می‌برند یا ما را سرجای‌مان نگه می‌دارند؟ حتماً می‌پرسید یعنی چی؟ مگر رؤیا می‌تواند باعث توقف شود؟ من از شما می‌پرسم؟ نمی‌تواند؟ این جمله را حتماً شنیده‌اید: «این‌قدر نشین خیال بباف. بلندشو کاری بکن!» خیال بافتن یا رؤیا بافتن بد است؟ می‌دانیم رؤیا از چه ساخته شده و چه کارکردی دارد؟ ما چه رویاهای مشترکی می‌توانیم داشته باشیم؟ تفاوت آرزو و رؤیا چیست؟ نقطهٔ آغاز این دو در ذهن ما کجاست؟

ادامهٔ نوشته ...

عضویت در کانال تلگرام