شیدا رنجبر

فعالیت پیشنهادی برای مجموعه کتاب ریاضی خیلی خیلی بامزه
کتاب‌های مجموعه «ریاضی خیلی خیلی بامزه‌» از آن دست کتاب‌هایی هستند که شما را عاشق ریاضی می‌کنند و لج‌تان را درمی‌آورند که چطور این همه سال با ریاضی مشکل داشتید! «لورا آوردک» در این کتاب‌ها یک سری مسئله‌ بامزه ریاضی را در قالب داستان‌هایی خنده‌دار برای کودکان مطرح کرده است. این داستان‌ها آن‌قدر...
دستگاه جیغ‌زنی و 36 مسئله‌ی دیگر همراه پاسخ
همه‌ی ما می‌دانیم خیلی خوب است که پدر و مادرها موقع خواب برای فرزندان‌شان قصه بخوانند، ولی آیا حاضرند با آن‌ها ریاضی هم کار کنند؟ همان‌طور که کتاب خواندن در خانه بچه‌ها را عاشق کتاب می‌کند، ریاضی کار کردن در خانه هم آن‌ها را عاشق ریاضی می‌کند. هدف مجموعه کتابِ «ریاضی خیلی خیلی بامزه» بسیار ساده است...
شیدا رنجبر از ده‌سالگی کتابک می‌گوید
ده سالگی کتابک را تبریک می‌گویم. از همان سال‌های اولی که کتابک راه‌اندازی شد هر از گاهی به آن سر زده‌ام و همیشه پاسخگوی نیازهایم بوده است. سایت پر و پیمانی است، هر وقت به مدارس رفته‌ام یا با مربیان و اولیایی برخورد کرده‌ام که فهرستی جهت خرید کتاب تقاضا کرده‌اند، با خیال راحت کتابک را معرفی کرده‌ام...
هندوانه و تمساح
کتاب «هندوانه و تمساح» کتابی است برای خندیدن و یادگرفتن. تمساح این داستان یک عشق بزرگ دارد که هندوانه است و یک ترس بزرگ دارد که قورت‌دادن هسته هندوانه است. این تمساح همیشه عاشق هندوانه بوده و هست. برای صبحانه، ناهار، شام و حتی دسر هم دوست دارد هندوانه بخورد؛ اما هنگامی‌که ناگهان یک هسته هندوانه...
آیین یلدا و رونمایی از کتاب‌های نامه‌های نیلی برگزار می‌شود
انتشارات زعفران مراسم آیین یلدا و رونمایی از کتاب‌های نامه‌های نیلی را با حضور برخی از نویسندگان و مترجمان بنام برگزار می‌کند. مهدی رجبی، نویسنده مجموعه کتاب‌های نیلی و مریم رجبی، تصویرگر این مجموعه در این مراسم حضور خواهند داشت. همچنین شهرام رجب‌زاده و هادی خورشاهیان، نویسندگان کتاب‌های کودک و...
کتاب کودک و نوجوان: خانواده بزرگ (عجیب) و خوشحال من
ایندی دختری ده ساله است که پدر و مادرش از هم جدا شده اند. آن دو همچنان از یکدیگر دلخورند و از گفت و گو با هم پرهیز می کنند. از سوی دیگر آموزگار ایندی از دانش آموزانش خواسته نقشه ای از خانواده خود ترسیم کنند و عکسی از افراد خانواده شان را بر روی آن بچسبانند. ایندی بدجوری گیر افتاده است و نمی داند چه...
اردک کشاورز
روزی روزگاری اردکی بود که از بخت بد با کشاورز پیر و تنبلی زندگ می کرد. اردک همه کارهای مزرعه را می کرد. کشاورز تمام روز توی تخت می ماند. او مدام فریاد می زد: «کارها رو به راه است؟». اردک جواب می داد: «کواک! ». اردک بیچاره گوسفند ها را از تپه پایین می آورد، مرغ ها را توی مرغ دانی می کرد و ... کشاورز...