عادله خلیفی

شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب‌ داستانک‌های نخودی، بخش نخست
بخش نخست: همه چیز هیچ چیز! تاکنون از جایی رانده شده‌اید؟ احساس غریبگی داشته‌اید در یک جمع؟ حس کرده‌اید به جایی که در آن زندگی می‌کنید تعلق ندارید؟ با خودتان گفته‌اید هیچ‌کس شما را درک نمی‌کند و دانه‌های دل‌تان را نمی‌بیند؟ یا دل‌تان خواسته دانه‌های دل دیگران را ببینید؟ این‌ها حس‌های آشنایی هستند که...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب قول بچه قورباغه
عشق در رویارویی است! تاکنون مزهٔ عشق را چشیده‌اید؟ گمان نمی‌کنم کسی باشد که عشق را نچشیده باشد، چه در دنیای خودش، چه با حس کردن‌اش در دنیای دیگران و چه با خواندن و دیدن‌اش در کتاب‌ها و فیلم‌ها. عشق همه ما را به سوی خود می‌کشد، وسوسه‌انگیز است، شادی آور و حتی دردهای‌اش به گواهی سخن عاشقان برای دل‌...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب وحشی
دیدار با وحشی  تاکنون با وحشی درون‌تان دیدار داشته‌اید؟ می‌دانید این دیدار چه اندازه مهم است و می‌تواند پایه‌های شخصیت شما را بسازد؟ کتاب «وحشی» با این جمله آغاز می‌شود: «تقدیم به آن‌هایی که وحشی درون خود را کشف کرده‌اند.» چرا کتاب به کسانی تقدیم شده که وحشی درون‌شان را کشف کرده‌اند؟ چرا کشف وحشی...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی مجموعه سه کتاب، سه کلاه، بخش دوم
پیش از مطالعه این مطلب بخش نخست آن را مطالعه کنید. هرگز، هیچ‌وقت و هیج‌کجا! «کلاهم نیست. دلم کلاهم را می‌خواهد» این واژه‌ها اولین جمله‌های کتاب «من می‌خواهم کلاه‌ام برگرد» است یا با عنوان ترجمه شده «چرا از من می‌پرسی». راوی کتاب، خرسی است که کلاه‌اش گم شده است. برخلاف کتاب اول که در بخش اول درباره‌...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی مجموعه سه کتاب، سه کلاه، بخش نخست
چشم‌ها و حباب‌ها را دنبال کنید! جان کلاسن، نویسنده و تصویرگر سه گانه کلاه در عکس‌هایی که از او منتشر شده، بر سرش کلاه دارد. نمی‌دانم زیر کلاه‌اش چه دارد، خودش هم کلاه‌اش را از جای دیگری برداشته، یا برای نوشتن این کتاب‌ها کلاه سرش گذاشته، یا بعد از نوشتن این داستان‌ها کلاه از سرش نیافتاده؟ اما یک...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب گربه‌ای که موش‌ها را دوست داشت
فدای دوستی مثل تو که مرا اندازه خودت نمی‌خواهی! یک داستان دربارهٔ دوستی! یک داستان نامتعارف دربارهٔ دوستی میان گربه و موش. چرا می‌گویم نامتعارف؟ چون امروزه دوستی میان موش و گربه در واقعیت هم امکان‌پذیر است و در داستان‌ها هم دیگر عجیب نیست. بارها داستان‌هایی را دیده و خوانده‌ایم که دو دشمن دوست شده‌...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب درخت قرمز
و همه چیز بد و بدتر بشود! «بعضی وقت‌ها روز در حالی شروع می‌شود که منتظر هیچ چیز نیستی.» روز با این حس آغاز شده و کتاب «درخت قرمز» هم با این جمله‌ها. برای خواندن «درخت قرمز» باید به عقب برویم و تصویرهای پیشین را هم ببینیم. پیش از این صفحه آغاز و پس از صفحه شناسنامه، کتاب تصویری دارد که متنی همراه‌اش...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب گرگ‌های توی دیوار
...و لوسی بازی می‌کند! «پدر لوسی گفت: باید برویم در مدار قطب شمال زندگی کنیم... برادرش گفت: به‌نظرم باید برویم در فضا زندگی کنیم... مادرش گفت: باید برویم در صحرای آفریقا زندگی کنیم...» به کجا می‌توانیم فرار کنیم؟ تا کجا؟ برای فرار از صداها چه جایی برای سکونت‌مان بهتر است؟ گریختن، صداها را از ما دور...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب «سلما»
پرسش همان پاسخ است! «هنگامی که نمی‌توانم پاسخی برای پرسش‌های‌ام پیدا کنم به سراغ قوچ دانا می‌روم.» کتاب «سلما» با این واژه‌ها شروع می‌شود. در تصویر همین صفحهٔ آغازین، سگی را می‌بینیم که دست‌های‌اش را گذاشته زیر سر و در فکر است. در تصویر بعدی، سگ رفته پیش قوچ. در تصویر اول سگ را کامل می‌بینیم و در...
​شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب بنفشه‌ های عمونوروز
عشق بیدار است! شما هم با خواندن قصهٔ ننه‌سرما و عمونوروز دلتان می‌گیرد؟ ننه‌سرمایی که هر سال به انتظار عمونوروز می‌نشیند و سَرِبزنگاه، او را خواب می‌رباید، و هنگامی که عمونوروز سرمی‌رسد، دل‌باخته‌اش را غرق در خواب می‌بیند و دلش نمی‌آید او را بیدار کند، و نشانه‌ای برایش می‌گذارد. ننه‌سرما که بیدار...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب «دیوانه و چاه»، بخش دوم
پیش از مطالعه این مطلب، بخش نخست آن را مطالعه کنید بخش دوم: و دیوانه دیوانه! «فردای آن روز، دیوانه صبح زود، صبح خیلی زود، آفتاب نزده با یک سنگ بزرگ که از سنگ قبل بزرگ‌تر بود، از راه رسید...» این دو خط چه تفاوتی با اولین پاراگراف داستان در بخش اول دارد؟ بر چه چیزهایی تأکید شده است؟ صبح زود، صبح خیلی...
ولفی و فلای: گروه در حال فرار
«ولفی و فلای: گروه در حال فرار» جلد دوم مجموعه «ولفی و فلای» باز هم یک دردسر دیگر برای رناتا اتفاق می‌افتد. این‌بار او باید در مسابقه استعدادیابی مدرسه شرکت کند. از نظر مادر و پدر رناتا او هیچ کاری بلد نیست و هیچ کاری انجام نمی‌دهد. اما رناتا خواندن کتاب و تنهایی را بیش از هر کار دیگری دوست دارد به...
ولفی و فلای
رناتا ولف‌من کتاب «ولفی و فلای» هر روز یک مدل لباس می‌پوشد، تی‌شرت سفید، شلوار بنددار و یک جفت کتانی. وقت پدر و مادرش هم به اصرار او را به فروشگاه لباس می‌برند، او باز هم همان رنگ تیشرت و همان مدل شلوار را می‌خرد. رناتا گوشت هم نمی‌خورد و هیچ دوستی هم ندارد. او دل‌اش هم نمی‌خواهد با بچه‌های دیگر...
ناروال قهرمان و ژلی فلفلی
ناروال کتاب «ناروال قهرمان و ژلی فلفلی» این‌بار به سرش زده که یک فوق قهرمان بشود. اما ژلی به او می‌گوید برای فوق قهرمان شدن خیلی چیزها لازم است، مثلا لباس فوق قهرمانی. ناروال هم سریع یک شنل به خودش می‌بندد. حالا یک اسم می‌خواهد و یک هویت مخفی! ناروال این را هم انجام می‌دهد و هویت مخفی ناروال قهرمان...
کره‌ی بادام زمینی و ژلی
ناروال کتاب «کره‌ی بادام زمینی و ژلی» تا حالا کره بادوم زمینی نخورده است. وقتی ژلی را با یک بیسکویت کره بادوم زمینی می‌بینید فکر می‌کند آن هم وافل است. ژلی می‌فهمد ناروال غیر از وافل هیچ چیز دیگری نخورده است نه ماکارونی و پیتزا نه پوره سیب‌زمینی نه کیک و پنیر و کلوچه و مارشمالو. حتی ناروال حاضر...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب دیوانه و چاه، بخش نخست
بخش اول: خوابِ آشفته! ۲: «از همان وقتی که دیوانه با اولین سنگ بزرگش، صبح خیلی زود، آفتاب نزده از راه رسیده بود و با تمام قدرت سنگ را توی چاه انداخته بود و خواب چاه را که پر از کبوترهای چاهی بود، آشفته کرده بود. آن روز چاه- مثل روزهای بعد از آن- از درد به خود پیچیده بود و فریادش به آسمان بلند شده...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب «طوطی و بقال» - بخش دوم
پیش از مطالعه این مقاله بخش نخست آن را مطالعه کنید. بخش دوم: طراحی طراحی چیست؟ طراحی یک ساختمان، طراحی فضای داخلی یک خانه، طراحی فرش، چهره، پارچه، زیورآلات یا طراحی واژه‌ها و طراحی زبان! این آخری با بقیه متفاوت است؟ طراحی زبان یعنی چی؟ چه اتفاقی در زبان می‌افتد؟ صفحهٔ اول کتاب «طوطی و بقال» را به...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب «طوطی و بقال» - بخش نخست
بخش اول: تغییر و آغاز تغییر چه‌گونه رخ می‌دهد؟ تکان خوردن یک ظرف از سرجای‌اش، تغییر است؟ حرکت ابرها در آسمان، تغییر است؟ نوشیدن یک لیوان شیر، تغییر است؟ راه رفتن، ایستادن، نشستن، درازکشیدن، خندیدن، حرف زدن، تغییر است؟ تغییر چه معنایی در ذهن‌مان دارد؟ بستگی به چه چیزی یا چه چیزهایی دارد؟ حرکت ابرها...
امپراتور سیب‌زمینی چهارم - بخش دوم
یک نویسنده، یک اثر محمدهادی محمدی گفت‌وگوی عادله خلیفی با محمدهادی محمدی پیش از مطالعه این مطلب بخش نخست آن را بخوانید ۱۶- کشف و پژوهش تمدن‌های گیاهی! یعنی انسان تنها موجود متمدن نیست و بدون تمدن گیاهی زندگی انسان چه بی‌روح و بی‌مزه می‌شود؛ چرا این همه بر تمدن تأکید می‌شود؟ گیاه به انسان زندگی...
امپراتور سیب‌زمینی چهارم، بخش نخست
یک نویسنده، یک اثر محمدهادی محمدی گفت‌وگوی عادله خلیفی با محمدهادی محمدی ۱ - رمان «امپراتور سیب‌زمینی چهارم» زبان و روایتی را برگزیده که ویژه آثاری است که می‌خواهند فراگیر شوند و بی‌مرز باشند. از مولفه‌های آن بی‌زمانی و بی‌مکانی است که با زمان و مکان هیچ شهر یا کشوری تطبیق ندارد اما با تاریخ و...