عادله خلیفی

امشب بزغاله‌ها خوابشان نمی‌آید
مسئله داشته باشیم قصه‌ای شنیده‌اید و خواب از سرتان پریده. تا صبح به آن فکر کرده‌اید. فردای‌اش شبیه اتفاقی که در قصه شنیدید، برایتان می‌افتد. واکنشتان چیست؟ قصه در واقعیت ما دست کاری کرده است یا ما داریم با قصه، واقعیت پیرامون‌مان را دست کاری می‌کنیم؟ هنر از همین دست‌کاری در واقعیت آغاز می‌شود، همین...
برویم مامانم را پیدا کنیم! (قورتش بده)
قورتش‌بده در کتاب «برویم مامانم را پیدا کنیم» دل‌اش برای مامان‌اش تنگ شده است. همه دخترها دوست دارند مامانی داشته باشند که برای‌شان قصه بگوید، دوست‌شان باشد، با او بیرون بروند، موهای‌شان را شانه کند و خیلی کارهای دیگر. اما قورتش‌بده مامان‌اش از وقتی او نوزاد بوده رفته و او تنها با پروفسور، بابای‌اش...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب هفت رویای کلاغ- بخش دوم
بخش دوم: «سفر با رؤیا در رؤیا» بسیاری از ما فکر می‌کنیم که خیال‌پردازی و خیال بافی یکی هستند. خیال، زبان ذهن ما است. ما مجموعه‌ای از اطلاعات دیداری و شنیداری در قالب تصویرها و واژه‌ها در ذهن‌مان داریم. حتی واژه‌ها هم همان تصویرها هستند در ذهن ما. وقتی می‌شنویم درخت یا سیب. ابتدا کلمه‌اش را در ذهن...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب هفت رویای کلاغ- بخش اول
بخش اول: «بلدیم رؤیا بسازیم؟» رویاها در کجا ساخته می‌شوند؟ در ذهن‌هایمان؟ با چه چیزی آن‌ها را می‌سازیم؟ آرزوها رؤیا می‌شوند یا رؤیا بخشی از آرزوست یا هیج‌کدام؟ رؤیا چیست؟ نقشه‌ای برای یک زندگی بهتر؟ یک هدف؟ یک نیرو؟ گفتم یک نیرو! رویاها ما را به جلو می‌برند یا ما را سرجای‌مان نگه می‌دارند؟ حتماً می...
یک قورتش‌بده غول پیکر! (قورتش بده)
در کتاب «یک قورتش‌بده غول‌پیکر!» قورتش‌بده هیولا می‌شود آن هم با باد کردن خودش! قورتش‌بده دل‌اش نمی‌خواهد کسی به کسی زور بگوید و از پسرهایی عصبانی می‌شود که گربه‌ای را آزار می‌دهند. پس انگشت می‌گذارد توی دهان‌اش... ای وای! خیال قورتش‌بده از بزرگ شدن واقعی می‌شود. آن هم واقعیتی ترسناک! در این خیال‌...
خورشید را برایم قورت می‌دهی؟ (قورتش بده)
کتاب «خورشید را برایم قورت می‌دهی؟» نخستین کتاب از مجموعه داستان‌های قورتش‌بده است. داستان درباره دختری هشت‌ساله به نام قورتش‌بده است که می‌تواند همه‌چیز و همه‌کس را قورت بدهد، سپس چیزی را که قورت داده است روی کاغذ بالا می‌آورد و آن چیز به یک عکس‌برگردان تبدیل می‌شود. پدر قورتش‌بده، پروفسور، مجموعه...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب سفر به سرزمین وحشی‌ها
این‌جا که ما هستیم! این‌جا که ما هستیم چه شکلی است؟ موقعیت خودمان را چه‌گونه حس و درک می‌کنیم؟ از این‌جا که ما نگاه می‌کنیم، دیگران چه شکلی هستند؟ ما بالاتر هستیم یا آن‌ها؟ جهت‌هایمان به کدام سو است؟ ما این‌جا هستیم آن‌ها آن‌جا؟ صدای یکدیگر را می‌شنویم؟ آن‌ها را در آن‌جا و دور می‌بینیم یا نزدیک به...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب «کارآگاه آفتابی»
کم خرج نکنیم! تا به حال داستانی خوانده‌اید که آفتاب‌پرست در آن شخصیت اصلی باشد؟ یا حتی فرعی؟ برخی چیزها خیلی خوب هستند برای نوشتن داستان. قابلیت‌های بسیاری دارند. چرا می‌گویم چیز؟ چون ممکن است یک وسیله، حیوان، حشره و یا هر چیز دیگری بشود شخصیت اصلی داستان. برای برخی باید نویسنده خودش امکان خلق کند...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب «شازده کوچولو» - بخش دوم
پیش از مطالعه بخش دوم می‌توانید بخش نخست را در لینک زیر مطالعه کنید: شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب «شازده کوچولو» - بخش نخست بخش دوم: امر غریب می‌خواهیم خانه‌ای بسازیم. به چه چیزی نیاز داریم؟ پیش از هر چیز، یک نقشه در ذهن و مسیر راه. راهی که قرار است ما را به ساختن خانه برساند، از...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب «شازده کوچولو» - بخش نخست
بخش اول: در هیچ ساکن نمی‌شویم! «هیچ» چه چیزی را به‌خاطرمان می‌آورد؟ تاریک است یا روشن، رنگی، سیاه، خاکستری یا بی‌رنگ؟ چه مزه‌ای دارد؟ چه بویی از آن می‌شنویم؟ ما را می‌ترساند؟ درون این «هیچ» صدایی هست یا تهی است؟ «هیچ» نیستی است؟ اگر پاسخ آری است، پس هنر چگونه در آن می‌نشیند؟ هنر از «هیچ» آفریده می‌...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب آهنگ تار کولی
دست‌های همه ما خالی است! زمین گرد است، یا کوه به کوه نمی‌رسد اما آدم به آدم می‌رسد. چه‌قدر از این زبانزدها شنیده‌ایم؟ دانستن این زبانزدها یا عبارت‌ها به چه کارمان می‌آید؟ این‌ها همه بخشی از حکمتی است که مردم به مرور زمان به آن رسیده‌اند. حکمت یا دانش مردمی با خواندن و نوشتن آغاز نمی‌شود، با یادگیری...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب کابوس
بچه کابوس دوست ندارد به خواب بچه ها برود و آن ها را بترساند.او دوست دارد با عروسکی مو طلایی که از خانه ی بچه آدمیزاد آورده است بازی کند و برایش لالایی بخواند اما مادرش نظر دیگری دارد. نویسنده: سیدنوید سیدعلی‌اکبر تصویرگر: فاطمه حق‌نژاد ناشر: چکه زیاد خرج نکنیم! می‌خواهیم داستان بنویسم. چه چیزهایی...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب چقدر حوصله‌ام سررفته
«بعضی وقت‌ها باید فقط سرمان را بلند کنیم!» چی می‌بینی؟ نپرس یعنی چه، چه دارم می‌گویم؟ به اطرافت نگاه کن، بگو چی می‌بینی؟ من یک مرغ عشق بی‌حوصله بازیگوش می‌بینم که از ماندن در قفس خسته شده و صبح تا شب جیغ می‌زند. همه ما از بی‌حوصلگی بداخلاق می‌شویم. وقتی حوصله مان سر برود، کافی است کسی سربه سرمان...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب دیو سیاه و موش سفید
یک‌جور دیگر بخوانیم! «یک دیو سیاهِ سیاه بود با یک موش سفیدِ سفید.» چرا نویسنده، دو قطب رنگی متضاد را با تاکید دوباره به زبان آورده است؟ سیاه سیاه، سفید سفید. برخی از کلمه‌هایی که در داستان‌ها می‌نشینند، فراتر از یک توصیف ساده‌اند، انگار می‌خواهند به خواننده خبری دیگر بدهند. اما اول به رنگ سیاه...
گربه‌های لوسی و پرنده‌های رنگارنگ
لوسی کتاب «گربه‌ی لوسی و پرنده‌های رنگارنگ» یک باغ دارد پر از پرنده‌های رنگارنگ و زیبا! او یک گربه‌ی پلنگی شکارچی هم دارد که اسم‌اش آرتمیس است و برای ‌لوسی دردسر درست می‌کند. لوسی باید همیشه مراقب باشد که گربه‌ی شکارچی‌اش بی سرو صدا سراغ پرنده‌ها نرود. پس برای آرتمیس یک زنگوله می‌گیرد تا صدایش...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی مجموعه وقتی ما نیستیم!، بخش دوم
معرفی کتاب سر زنگ آزمایشگاه، یک مداد کوچک می‌افتد زمین. می‌رود زیر پای بچه‌ها و با تن زخمی و نوک شکسته، توی آزمایشگاه جا می‌ماند. به‌ هوش که می‌آید، هوا تاریک است و در نور مهتاب، وسایل آزمایشگاه، عجیب و ترسناک به نظر می‌رسند. مداد سروصدا می‌کند و آزمایشگاه را می‌گذارد روی سرش. وسایل آزمایشگاه از...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی مجموعه وقتی ما نیستیم!، بخش نخست
کتاب «اژدهای آزمایشگاه» داستان هم‌دلی‌ست؛ مهربانی کردن، وقتی بقیه مهربان نیستند. معرفی کتاب سر زنگ آزمایشگاه، یک مداد کوچک می‌افتد زمین. می‌رود زیر پای بچه‌ها و با تن زخمی و نوک شکسته، توی آزمایشگاه جا می‌ماند. به‌ هوش که می‌آید، هوا تاریک است و در نور مهتاب، وسایل آزمایشگاه، عجیب و ترسناک به نظر...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب جزیره شادی، بخش سوم
بخش سوم: و به جزیره می‌رسیم... «صداها بر آب طنین می‌انداخت.» چرا طنینِ صداها بر آب شنیده می‌شود؟ به این پرسش فکر کردید؟ «راه درست کدام سو است؟» چرا هر کسی در تصویر یک سو را نشان می‌دهد؟ این جمله را در ابتدای کتاب به یاد بیاوریم: «در سر راه با انسان‌های دیگری برمی‌خورند و از از آن‌ها پرسش‌های زیادی...
روزی که بابا عضو تیم فوتبال‌مان شد
فکر می‌کنید در کتاب «روزی که بابا عضو تیم فوتبال‌مان شد» اتفاقی خوبی می‌افتد یا بد؟ پسرک کتاب، فوتبال را بیش‌تر از ترن هوایی، شیرجه زدن در آب و پرواز با سورتمه از تپه‌های برفی دوست دارد. اما انگار بابای او هم از فوتبال بازی کردن بدش نمی‌آید و زمانی که مربی از والدین کمک می‌خواهد او فوری داوطلب می‌...
شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب جزیره شادی، بخش دوم
بخش دوم: سفر به کجاست؟ «این داستان من و شماست.» هنگامی که نویسنده‌ای، ابتدای کتاب‌اش، برای ما این جمله را می‌نویسد، باید بدانیم شکاف‌هایی برای خواندن و درک داستان‌اش برای ما گذاشته است. «البته یافتن شادی همیشه آسان نیست.» و سفر ما هم برای خواندن و درک این کتاب ساده نخواهد بود چون باید «به احساس‌های...