نوشته‌های مرتبط با: عیدی

عیدی

در این صفحه نوشته‌های مرتبط با «عیدی» آمده است. چنانچه نوشته ای به اشتباه در این صفحه آمده است به ما بگویید.
نوروز برایم یادآور بنفشه است...

نوروز برایم یادآور بنفشه است...

نوروز برایم یادآور بنفشه است. نه این بنفشه‌های درشت زرد و سفید و بنفشی که جعبه‌جعبه قبل از نوروز می‌خرند و در باغچه می‌کارند. من از بنفشه‌های خودرویی حرف می‌زنم که لب جوی باغمان در روستا می‌رویید. در دو رنگ سفید و یاسی، و با ساقه‌ای کوتاه. از هر بوتهٔ آن می‌شد دوسه‌تا بنفشه چید، و اگر خوش‌شانس بودیم چهارپنج تا. باید کلی راه می‌رفتیم تا دانه‌دانه از آن‌ها بچینیم. تازه خیلی باید مراقب می‌بودیم که توی جوی آب نیفتیم.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب عیدی بدهیم!

کتاب عیدی بدهیم!

دوستی که هرگز قهر نمی‌کند

ادامهٔ نوشته ...
هوای نو بهاری

هوای نو بهاری

هوای نو بهاری
نم نم بارون
چهچه ی قناری
بر لب ِایون

ادامهٔ نوشته ...
اولین عاشقانه‌های من

اولین عاشقانه‌های من

آبا مادربزرگم بود، مادر پدرم که در روستایی در اطراف بیجار زندگی می‌کرد و خانه‌اش آن روزها برایمان درست چیزی شبیه به خانه پیرزن قصه مهمان ناخوانده بود بس که همیشه پر بود از مهمان.

ادامهٔ نوشته ...
جمال الدین اکرمی از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

جمال الدین اکرمی از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

هفت هشت ساله بودم که اولین عیدی زندگی‌ام را گرفتم، اما...دخترخاله‌ام از دستش دررفت و یک دهشاهی به من عیدی داد.

ادامهٔ نوشته ...
سوسن طاقدیس از نوروز و کودکی ها می‌گوید

سوسن طاقدیس از نوروز و کودکی ها می‌گوید

اين پسرها و ما دخترها

قرار بود با همه‌ی بچه‌هاى فاميل پول عيدى‌های‌مان را روی هم بگذاریم و توپ وسبد بسكتبال بخریم.

ادامهٔ نوشته ...
قلک های گلی روزگار کودکی

قلک های گلی روزگار کودکی

در بساط  یک دست‌فروش، یک قلک گلی دیدم. یادم  آمد از روزگار کودکی وعیدی گرفتن یک قلک نو که آن را با دستلاف‌های نو (اسکناس‌های نوی لای کتاب ) و سکه های براق عیدی تبرک می‌کردیم. و بر اسب رویاها و آرزوها سوار می‌شدیم تا در پایان سال با گرد آورده‌ها چه‌ کنیم ؟خریدن یک توپ لاستیکی رنگی و یک اسباب بازی، یک دفترچه خاطرات قفل دار، عکس‌های هنرپیشه‌ها، ورزشکاران ، یا ...

ادامهٔ نوشته ...

عضویت در کانال تلگرام