لالایی ایرانی

لالایی بیرجندی
الالالا، گل آلو، دوخوشو سیب زرد آلو الالالا، گلم باشی، بخوابی بلبلم باشی، تسلای دلم باشی. الالالا گلم دخو، گلم بیدار، گلم هیچ وقت نشه بیمار. الالالا لالاش می یاد، صدای کفش آقاش می یاد، آقاش رفته زن گیره، کنیز صد تومن گیره. الالالا تو را دارم، چرا از بی کسی نالم. الالالا زر در گوش، ببر...
عبدالباقی خان ( لالایی کردی )
برگردان لالایی : از زبان مادرش  : لای لای پسرم  پسرنوجوانم عبدالباقی خان خیلی تازه سالم صدای طبل از تهران می آید همه دارند به جنگ عبدالباقی خان می آیند پسرم روی پشت اسب کبود است  نیمه شبان دستش روی هفت تیرش است مادر به قربان این شانه و آن شانه ات بشود خواهر به قربان ده تیر بغل رانت بشود خدا پسر...
لالایی اهری
برگردان لالایی: تا وقت خوابیدن لالایی گفتم تا غروب ( هنگام نهان شدن ) ماه منتظر می‌شوم عمرم تمام شد تا تو به ثمر برسی گردآورنده: علیرضا پور محمد آن‌قدر لالایی خواندم تا تو به خواب بروی، تا زمانی که ماه از دیده پنهان شود صبر می کنم، تا تو به ثمر برسی عمر من به سر می رسد. برگردان: لیلا کفاش‌زاده
لالایی پله کبودی
برگردان لالایی : پسرم سوار بر پشت خروس است به ناحیه گرمسیر رو کرد بگوئید گرمسیر زیاد گرم نکند پسرم در آن است  رنگم را زرد نکند   گردآورنده از پله کبود جلالوند کرمانشاه: روح الله درگاهی راوی: کهزاد درگاهی
لالایی ترکمنی (هودی)
برگردان لالایی : آسوده بخواب نازنینم که عرق چین سبزی بر سر داری در جوار خانواده اش آلاچیق زیبایی بر پا سازید          
لالایی کرمانشاهی
برگردان لالایی : برایت لالایی می گویم وقت غروب است گهواره ات را پای درختی می بندم گهواره ت را پای یک بید می بندم نمیری و امیدم باشی لالالالا می گویم تا ماه در بیاید گلی همرنگ تو از کوه در آید گوساله گاوکوهی به شیر آید هر کسی به تو چشم (بد) دارد (= می نگرد) چشمش درآید لالایی می گویم و خوابت می کنم...
لالایی اردبیلی
بیندازم وبگیرم بچه ام را قاطی شکر کنم وقتی که بابایش خانه می آید به استقبالش بفرستم (جلویش را بگیرم ) بچه ام را روی دست نشانش بدهم. برگردان لالایی: به روایت و کوشش: مریم جهازی بالا بندازم پایین بندازم کوچولوی خودم را شیرین کنم کوچولوی خودم را وقنی باباش بیاد خونه روی دو تا دستام به پیشواز ببرم...
لالایی بشرویه ای
متن لالایی : هی   لالا آردش بیزم ( پاک کنم )، پسرم رفته هیزم، توگی (نان محلی ) یش (برایش ) بپزم، وخته ( وقتی ) بی ( آمد ) یه بخواره (بخورد )   گردآورنده از بشرویه خراسان: سهراب شکیبا  
لالایی لاهیجانی
برگردان لالایی : لالا لالا گل سرخم ستاره شیره انگور یا سرکه در پیاله است دوغ در کاسه یکی ترش  یکی هم شیرین شیرین است نگو که دوغ ود وشاب با هم فرقی ندارد   راوی: زهرا محمدی، از لاهیجان
لالایی الشتری
برگردان لالایی : پسرم تو را سبز (= بزرگ )کردم مثل توله توله برگ ریواس است من دلم "نظام"(اسم کودک) خواسته چشمه در جلوی خانه در جنب و جوش است این عزیز من "کیوان " است که معامله می کند   گردآورنده از الشتر: کیوان حقی آبی
لالایی آملی
برگردان لالایی: بچه بچه بچه خودش به مهمانی می رود بچه به کجا مهمانی می رود؟ بچه به بابل مهمانی می رود در بابل چه کسی را دارد؟ دائی جانش هست بابل را آب برد (اما)دائی جانش را آب نبرد. به روایت: ابراهیم رمضانی از روستای کوچک بیشه محله آمل