نوشته‌های مرتبط با: محمود کیانوش

در این صفحه نوشته‌های مرتبط با «محمود کیانوش» آمده است. چنانچه نوشته ای به اشتباه در این صفحه آمده است به ما بگویید.
شعر گندم زار

شعر گندم زار

گندم زار-محمود کیانوش

گندم‌زار تو بسیار زیبایی

هر فصلی با رنگی می‌آیی

بی‌رنگی، پُررنگی، کم‌رنگی

با هر فصل همراهی، هم‌رنگی

ادامهٔ نوشته ...
صمد بهرنگی در آزمون تاریخ

صمد بهرنگی در آزمون تاریخ

«همه ما ماهی سیاه کوچولو هستیم» شاید این سخن فرهنگ‌بانوی ایران، توران میرهادی پارادوکسکال به نظر برسد؛ بانویی را که تمام عمر به کار گروهی و فعالیت فرهنگی و مدنی با بهره‌گیری از خرد جمعی مشغول بوده، با ماهی سیاه کوچولوِ تک‌رو چه کار؟

به‌نظر می‌رسد سرآغاز مدرنیته برمی‌گردد به تتبعات و یا جستارهای میشل مونتنی که می‌نوشت، «من وقتی از خودم می‌نویسم از انسان نوعی سخن می‌گویم.» یا من اندیشنده دکارت که در پی شک علمی خود می‌گوید، «می‌اندیشم پس هستم.» آیا اهمیت این سخنان تنها منحصر به برجسته‌کردن ذهن فردی در عالمی انتزاعی به‌عنوان فاعل شناسا است؟ کانت هم در مقاله «روشنگری چیست؟» روشنگری را به بلوغ عقلی گره می‌زند، یعنی انسانی که مستقل می‌اندیشد و در بیان اندیشه‌اش دلیر است.

ادامهٔ نوشته ...

مادر - محمود کیانوش

مادر، موهایت

خرمن‌ها خوبی

چشمانت مادر

گلشن‌ها خوبی

مادر لبخندت

صبح و صد خورشید

آوازت مادر

فردا و امید

مادر آرامش

در دستان توست

این دنیا مادر

در فرمان توست

مادر می‌خواهم

مادر می‌جویم

ادامهٔ نوشته ...

زندگی - محمود کیانوش

ای دوره کودکی، کجایی؟

رفتی و نرفته یادت از دل

تا محو شوم نمی‌شود محو

آن خاطره‌های شادت از دل

با آنکه تو رفته‌ای، غمم نیست،

فرزند من از تو یادگار است

پاییز پدر رسید، باشد،

لبخند پسر پر از بهار است

از شادی آن شکوفه نور

ادامهٔ نوشته ...

رود - محمود کیانوش

یک روز چشمه ساری،

باریک چون نواری،

از کوه سر در آورد،

گردید جویباری.

با خنده و ترانه

بر کوه شد روانه،

از مارپیچ دره

می رفت شادمانه.

راهش که تنگ می شد،

خیلی زرنگ می شد؛

با سنگ های سرسخت

مشغول جنگ می شد.

ادامهٔ نوشته ...

شادی باید کرد - محمود کیانوش

شادی باید کرد!

شادی باید کرد!

گلها بر شاخه

خندان و شادند.

گنجشکان در باغ

شاد و آزادند.

شادی باید کرد!

شادی باید کرد!

پاک و روشن آب

در چشمه شاد است.

با رقصش در رود

شاد و آزاد است.

شادی باید کرد!

ادامهٔ نوشته ...

های، ابرها - محمود کیانوش

دانه زیر خاک

تِشنه مانده است

می شود هَلاک

های، ابرها

دانه نیست خواب

ناله می کُنَد:

آب، آب، آب!

های، ابرها

بَرقتان کجاست؟

رعدتان چرا

گُنگ و بیصداست؟

نیستید اگر

راستی خَسیس

خاک را کنید

ادامهٔ نوشته ...

عضویت در کانال تلگرام