مرجان حجازی فر

کتاب کودک و نوجوان: من، گرگ و پدربزرگ در تعطیلات
لوئیز پسر کوچکی مانند همه پسرها است، نوشتن تکالیفش را دوست ندارد و دلش می خواهد قهرمان شود ولی از گرفتن نمره بد و تنبیه شدن هم می ترسد. امّا نکته عجیب اینست که او از گرگ نمی ترسد، گرگی که در کمد اتاق او زندگی می کند و دوست زمان تنهایی اوست. آن دو با هم بازی و گاهی با هم بگو مگو می کنند. لوئیزعاشق...
کتاب کودک و نوجوان: سه ثانیه
کتاب "سه ثانیه" درباره ی گرسنگی است، بلایی که در هر سه ثانیه در افریقا، آسیا و امریکای جنوبی جان کودکی را می گیرد. در همه ی این سه ثانیه ها، شاید کودکانی در دیگر نقاط دنیا دارند بادکنک هوا می کنند، از تماشای تغییر رنگ های هر فصل شگفت زده می شوند، از دیدن رنگین کمان لذت می برند، زیر باران سرگرم جست...
کتاب کودک و نوجوان: صبر
"هر روز صبح می رفتم تا درخت کوچک دوست داشتنی ام را ببینم.... بالاخره یک روز جوانه ای از زیر خاک سر درآورد..."  کتاب "صبر"  با داستانی بسیار ساده و روان و تصاویری شیرین و دلنشین، مفهوم صبر و بردباری را به کودک می شناساند، بی آن که شعار و اندرزی در کار باشد یا در ساختار داستان از کلیشه های پیش پا...
کتاب کودک و نوجوان: از خواب بیدار شو پوکا
مین کوچولو از خواب بیدار شده است. او به اتاق پوکا (پدر) می رود. پوکا هنوز در رختخواب است. اما هوای بیرون خیلی خوب است و مین کوچولو می خواهد به گردش برود. بنابراین همه ی تلاش خود را می کند تا او را از رختخواب بیرون بکشد. .... سرانجام یک صبحانه مفصل درست می کند و با خواندن کتاب خود را سرگرم می کند تا...
اشغالگران (مجموعه زمین عزیز من)
" یکی بود، یکی نبود...  اشغال گران با ماشین های مسخره ی چهار گوش به زمین ما حمله کردند.  آن ها می خواستند زمین را اشغال کنند و بعد از ویران کردن آن، با هزاران اشغال گر مثل خودشان در آن جا زندگی کنند.  آیا آن ها موفق می شوند زمین را ویران کنند؟" اشغال گران نمی توانستند با ماشین های چهار گوش مسخره...
کتاب کودک و نوجوان: پرنده های دزد
"چند تا پرنده بودند که موزهای تازه را می دزدیدند. آن ها توی جنگل میمون ها پرسه می زدند و هرچه سر راهشان بود خراب می کردند."  آیا میمون ها موفق می شوند موزها را از دست دزدها نجات بدهند؟" میمون ها برای در امان نگه داشتن  موزهای شان از دزدی پرنده ها، راه های گوناگون را آزمایش می کنند، از جمله این که...
کتاب کودک و نوجوان: من، گرگ و شکلات
"هیچ وقت نشده وقتی که از مدرسه به خانه برمی گردم، اتفاق جالبی برای من بیفتد." اما سرانجام یک روز وقت برگشت پسرک از مدرسه، آن اتفاق جالب برای او رخ می دهد. سگ نحیفی را کنار کوچه می بیند و با او حرف می زند. اما آن موجود به پسرک می گوید که سگ نیست، بلکه یک گرگ گنده ی بدجنس و خیلی ترسناک است که نمی...
کتاب کودک و نوجوان: راز
روزی موش کوچولو یک چیز گرد سرخ و قشنگ پیدا می کند و تصمیم می گیرد آن را "راز" خود کند. آن چیز کوچولو و سرخ و قشنگ را زیر خاک پنهان می کند. پرنده، سنجاب و لاک پشت از او می پرسند زیر خاک چه چیزی پنهان کرده است، او تنها پاسخ می دهد که هرگز رازش را به کسی نخواهد گفت. تا اینکه یک روز بدون اینکه بفهمد...