نوشته‌های مرتبط با: نورا حق پرست

در این صفحه نوشته‌های مرتبط با «نورا حق پرست» آمده است. چنانچه نوشته ای به اشتباه در این صفحه آمده است به ما بگویید.
کتاب‌های کانون، بر اساس نیازسنجی از مخاطب تهیه می‌شود

کتاب‌های کانون، بر اساس نیازسنجی از مخاطب تهیه می‌شود

انتشارات کانون پرورش فکری در این دوره از نمایشگاه نزدیک به یک هزار و ٢٠٠ عنوان کتاب در موضوع های مختلف به خانواده‌ها و کودکان و نوجوانان عرضه کرد.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: غازی که نمی خواست غاز باشد

غازی که نمی خواست غاز باشد

غاز کوچولو دوست دارد مانند خفاش از شاخه‌ها سر و ته آویزان شود، مانند توکا با صدای بلند آواز بخواند، مانند پنگوئن روی برف‌ها لیز بخورد و... مانند شیر غرش کند! او غازی است که دوست دارد توانایی جانوران دیگر را داشته باشد. او رفتار جانوران مختلفی را تقلید می كند.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: دنیا چه قدر بزرگ است؟

دنیا چه قدر بزرگ است؟

کتاب «دنیا چه قدربزرگ است؟» پرسشی است که بیشتر کودکان از پدر و مادر خود می‌کنند و شاید از خود شما هم بارها و بارها چنین پرسشی شده است.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: برای من یک ستاره بکش

برای من یک ستاره بکش

کودک از نقاش می خواهد یک ستاره بکشد، پس از کشیدن آن، ستاره از او می خواهد یک خورشید بکشد. خورشید به درخت و درخت به انسان - یک زن و مرد - و آن ها هم به خانه و خانه هم به سگی وفادار نیاز دارد و داستان ادامه پیدا می کند و دوباره به ستاره می رسد.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: سه ثانیه

سه ثانیه

کتاب "سه ثانیه" درباره ی گرسنگی است، بلایی که در هر سه ثانیه در افریقا، آسیا و امریکای جنوبی جان کودکی را می گیرد. در همه ی این سه ثانیه ها، شاید کودکانی در دیگر نقاط دنیا دارند بادکنک هوا می کنند، از تماشای تغییر رنگ های هر فصل شگفت زده می شوند، از دیدن رنگین کمان لذت می برند، زیر باران سرگرم جست و خیز و بازی هستند و با آمدن ستاره ها به آسمان، به جست و جوی ستاره ی بخت خود می پردازند، و تمام این ها یعنی این که "کودکی" می کنند. اما در تمام این سه ثانیه ها کودکی از گرسنگی می میرد. یعنی فرصت "کودکی کردن" را از دست می دهد، یعنی گرسنگی، کودکی او را نیز افزون بر جانش قربانی می کند.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: خانه ای برای خرچنگ پاکوتاه

خانه ای برای خرچنگ پاکوتاه

 نخستین ماه از فصل بهار است. خرچنگ پاکوتاه کوچولو بزگتر شده و خانه اش که یک صدف کوچک است دیگر برای او مناسب نیست. ناچار صدف خود را برای یافتن خانه ای بزرگتر ترک می کند. او کمی می ترسد اما به زودی صدف مناسب و ساده ای را برای خود پیدا می کند. او در طول یک سال دوستان بسیاری پیدا می کند که خانه اش را تزیین می کنند، از او محافظت می کنند و به او در تمیز کردن خانه اش کمک می کنند.

ادامهٔ نوشته ...