نوشته‌های مرتبط با: نوروز کودکی

در این صفحه نوشته‌های مرتبط با «نوروز کودکی» آمده است. چنانچه نوشته ای به اشتباه در این صفحه آمده است به ما بگویید.
بیوک ملکی از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

بیوک ملکی از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

عید ما با پهن شدن سفره نوروزی مادر بزرگ در سرتاسر اتاق بزرگ خانه درندشت روستایی شروع می‌شد. سفره، قبل از تحویل سال پهن می‌شد و تا پایان عید هم جمع نمی‌شد. دراتاق میهمان انواع و اقسام شیرینی و آجیل بود به علاوه بشقاب‌های لعابی پر از سمنوی خشک شده که مرتب روی رف‌های دوطبقه اتاق چیده شده بود. سمنوهایی که لواشک شده بودند.

ادامهٔ نوشته ...
اولین عاشقانه‌های من

اولین عاشقانه‌های من

آبا مادربزرگم بود، مادر پدرم که در روستایی در اطراف بیجار زندگی می‌کرد و خانه‌اش آن روزها برایمان درست چیزی شبیه به خانه پیرزن قصه مهمان ناخوانده بود بس که همیشه پر بود از مهمان.

ادامهٔ نوشته ...
طاهره ایبد از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

طاهره ایبد از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

خیال نکنید وقتی ما بچه بودیم، خانه تکانی و بشوی و بروب فقط کار بزرگترها بود. ما بچه‌ها هم باید کار می‌کردیم، می‌شستیم و جارو می‌زنیم. تار عنکبوت‌ها را از روی دیوار پاک می‌کردیم و گرد و خاک را با دستمال می‌گرفتیم و شیشه‌های خالی آبغوره و آبلیمو را جوری می‌شستیم که وقتی انگشت رویش می‌کشیدی، صدای قیژژژژژش هری دلت را می‌ریخت.

ادامهٔ نوشته ...
سنت‌های نوروزی از نگاه و دستان ثریا قزل‌ایاغ، نوروز در راه است

سنت‌های نوروزی از نگاه و دستان ثریا قزل‌ایاغ، نوروز در راه است

نوروز در راه است! نوروز در راه است.

جشن ساده‌ای در ستایش باروری زمین!

ادامهٔ نوشته ...