کودکان و ضرب المثل ها

میان پیغمبرها جرجیس را پیدا کرده
گویند روباهی خروسی را ربود. خروس در دهان روباه گفت: حال که از خوردن من چشم‌ نپوشیدی، نام نبی یا ولی را برزبان ران تا مگر به حرمت آن، سختی جان کندن بر من آسان آید و قصد خروس آن بود که روباه دهان به گفتن کلمه‌ای بگشاید و او بگریزد. روباه دندان‌ها را برهم فشرده، جرجیس را نام برد.
حمام داشتیم بچه‌ها خوردند
یکی از مردمان شهر در قریه‌ای فرود آمد. بامداد صاحب‌خانه پرسید که: آیا شما حمام دارید؟؟ مرد نزد زن رفته بدو گفت: مهمان از ما حمام خواهد، آیا تو دانی حمام چه‌باشد؟ زن نیز در فکر فرو رفته معنی کلمه ندانست و گفت: به مهمان بگوی حمام داشتیم ولی امروز صبح بچه‌ها خوردند.
آقا گفته هفت انداز بپزید
بازرگانی از غلام به بانو پیام فرستاد تا برای شب شش‌انداز پزد. غلام که تا آن‌روز نام این خورش را نشنیده‌ بود، گمان برد شش‌انداز غذایی به کفاف شش شخص باشد. مرم خانه را پیش خود شماره کرد، هفت تن برآمدند. اندیشید که خواجه به‌عمد غلام را به‌حساب نیاورده و بر غم او خاتون را گفت: آقا فرموده هفت انداز...
آی صاحب بزغاله
مردی برغاله‌ای یافت. به او گفتند: واجب است در معابر ندا دهی تا اگر مالکی دارد، بیاید و گم گشته خویش بستاند، مرد در شوارع فریاد می‌زد: آی صاحب..... و آهسته می‌گفت: بزغاله!! و مقصودش این بود که هم به واجب شرعی عمل کرده‌ باشد و هم مالک بزغاله نشنود. 
یکی نبود یکی بود
ادبیات دیگر «ادبیات دیگر» تعریفی است که ناشر یا نویسنده برای داستانک‌های این کتاب انتخاب کرده است، زیرا نویسنده در این کتاب سعی کرده طور دیگری به قصه‌ها و ضرب‌المثل‌های قدیمی نگاه کند: قصه‌هایی مثل بز زنگوله پا، مسابقه‌ی خرگوش و لاک‌پشت، لک‌لک و روباه، تمساح و گنجشک و ضرب‌المثل‌هایی مثل «چاه کن...