نوشته‌های مرتبط با: کودکان و همکاری

در این صفحه نوشته‌های مرتبط با «کودکان و همکاری» آمده است. چنانچه نوشته ای به اشتباه در این صفحه آمده است به ما بگویید.
چه فکر خوبی مولی!

چه فکر خوبی مولی!

انگار روز خوبی برای فکر کردن نیست! مولی نمی‌تواند شعر بنویسد و دوستانش، خرگوشی و غازی و قورقوری و پیگی، ایده‌ خوبی برای هدیه‌ تولد لاکی ندارند. اما یک فکر خوب از راه می‌رسد! آن‌ها با‌هم کار می‌کنند و بهترین هدیه را برای دوستشان می‌سازند؛ یک هدیه‌ خیلی خیلی مخصوص.

والری گورباچف، نویسنده و تصویرگر کتاب‌های کودکان در کتاب «چه فکر خوبی، مولی!» ضرورت هم‌فکری و مشارکت را دست‌مایه‌ داستانش قرار می‌دهد و با زبانی ساده و شیرین داستان شخصیت‌هایی را به تصویر می‌کشد که تصمیم دارند به مناسبت تولد دوستشان، بهترین هدیه‌ دنیا را به او بدهند اما با یک مانع بزرگ رو به رو هستند: هیچ ایده‌ای ندارند!

ادامهٔ نوشته ...
طرح «از کتاب ها بیاموزیم» آغاز شد

طرح «از کتاب ها بیاموزیم» آغاز شد

گروه ترویج خواندن شورای کتاب کودک، نخستین کتاب و کارگاه مرتبط با آن را از طرح «از کتاب ها بیاموزیم» را بر روی وب سایت شورای کتاب کودک منتشر کرد.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: الا در مدرسه

الا در مدرسه

کتاب «الا در مدرسه» کتابی است از نویسنده فنلاندی، تیموپارولا، نویسنده‌ای که به خاطر نوشتن همین کتاب در فنلاند و سپس در بعضی کشورهای دیگر شهرت یافت. این مجموعه داستان یکی از پرطرفدارترین نوشته‌های سال‌های اخیر در فنلاند است. در بسیاری از مدارس این کشور، کتاب‌های الا خوانده می‌شوند. هر کدام از ماجراهای الا چند فصل دارد و در کتاب «الا در مدرسه» سه ماجرا از ماجرای الا آورده شده‌اند.

ادامهٔ نوشته ...
آقای ماجیکا و بازرس مدرسه

آقای ماجیکا و بازرس مدرسه

کتاب «آقای ماجیکا و بازرس مدرسه» از مجموعه کتاب‌های ماجراهای آقای ماجیکا است. این مجموعه روایتگر اتفاق‌هایی است که در مدرسه‌ی سنت بارتی می‌افتد. با این‌که هسته‌ مرکزی کتاب‌ها‌ یکسان است ولی هر کتاب را به‌تنهایی و مستقل از سایر کتاب‌های این مجموعه نیز می‌توان خواند.

ادامهٔ نوشته ...
آقای ماجیکا و سرایدار مدرسه

آقای ماجیکا و سرایدار مدرسه

کتاب «آقای ماجیکا و سرایدار مدرسه» از مجموعه کتاب‌های ماجراهای آقای ماجیکا است. این مجموعه روایتگر اتفاق‌هایی است که در مدرسه‌ سنت بارتی می‌افتد

ادامهٔ نوشته ...
آقای ماجیکا ناپدید می‌شود

آقای ماجیکا ناپدید می‌شود

کتاب «آقای ماجیکا ناپدید می‌شود» از مجموعه کتاب‌های ماجراهای آقای ماجیکا است. این مجموعه روایتگر اتفاق‌هایی است که در مدرسه‌ سنت بارتی می‌افتد. با این‌که هسته‌ مرکزی کتاب‌ها‌ یکسان است ولی هر کتاب را به ‌تنهایی و مستقل از سایر کتاب‌های این مجموعه نیز می‌توان خواند.

ادامهٔ نوشته ...
آشپزخانه‌ خانم گیلاس

آشپزخانه‌ خانم گیلاس

کتاب « آشپزخانه‌ خانم گیلاس »، شامل دو داستان مصور از سیلویا پلات نویسنده‌ بزرگ است که برای کودکان نوشته است و مفاهیم و ارزش‌های زندگی را آموزش می‌دهد.

ادامهٔ نوشته ...
عروسی در سرزمین درختی

عروسی در سرزمین درختی

کتاب «عروسی در سرزمین درختی» سومین جلد از مجموعه دفترچه خاطرت جغد است. دوشیزه پشت پرپری طبق رسم، برای مراسم عروسی‌اش باید یک چیز قدیمی، یک چیز نو، یک چیز قرضی و یک چیز آبی بپوشد. او یک گردنبد خیلی قدیمی و خیلی زیبا که از مادربزرگش به او رسیده است را دارد ولی برای آماده کردن بقیه کارها زمان زیادی ندارد. اوا یک انجمن مخفی برنامه‌ریزی عروسی تشکیل می‌دهد و از بقیه بچه جغدها کمک می‌گیرد.

ادامهٔ نوشته ...
جشنواره بالا درختی اوا ۱

جشنواره بالا درختی اوا

کتاب «جشنواره بالا درختی اوا» جلد اول از دفترچه خاطرات جغد است. این داستان که در قالب دفترچه خاطرات نوشته شده است، کودکان را به کار گروهی تشویق می‎کند و در قالب داستان چند شگرد مدیریتی را به آن‌ها یاد می‌دهد.

ادامهٔ نوشته ...
خودکار قرمزی کوچولو

خودکار قرمزی کوچولو

کتاب «خودکار قرمزی کوچولو» داستانی است که براساس یکی از قصه‌ های عامیانه نوشته شده است و داستانی است درباره همکاری و احساس مسئولیت.

ادامهٔ نوشته ...
آموس در سرزمین تاریکی

آموس در سرزمین تاریکی

آموس یک کوآلا ست... حیوانی که شاید کمتر قهرمان کتابی شده باشد! بیشتر پای موش‌ها و خرگوش‌ها و شیرها به کتاب‌ها باز می‌شود. همین حیوان متفاوت شاید اولین چیزی باشد که توجه مخاطب کتاب را به خود جلب کند؛ حیوانی رنگارنگ که در شهری سیاه‌ و سفید گیر افتاده، شهری که انگار تمامش را دوده گرفته، حتی گل‌ها و سبزه‌ها هم سیاه سیاه‌اند. به همین دلیل، همه آموس را چپ‌چپ نگاه می‌کنند؛ حیوانی قرمز و زرد و آبی میان این همه سیاهی که گویی در شهر خودش غریبه است!

ادامهٔ نوشته ...
سال بیلی میلر

سال بیلی میلر

بیلی میلر هفت ساله است و امسال به کلاس دوم می رود. در روزهای پایانی تابستان، بیلی و خانواده اش در راه قله ی راش مور و تپه های بلک در داکوتای جنوبی در بلوارث مینسوتا می ایستند تا مجسمه ی غول بزرگ سردماغ را ببینند. بیلی  زودتر از همه از پله های سکو بالا می رود و هنگامی که بین پاهای عظیم الجثه ی غول می رسد، با وزش ناگهانی باد و توفان روی زمین می افتد. پس از این رخداد، بیلی بجز برآمدگی که روی سرش بوجود آمده است، مشکل دیگری ندارد.

همه چیز عادی به نظر می رسد تا این که چند شب بعد، بیلی اتفاقی گفت و گوی پدر و مادرش را از توی آشپزخانه می شنود. مادرش نگران است که به سبب ضربه ای که به سر میلر خورده است دچار مشکل شود مثلا در مدرسه گیج شود یا چیزی را فراموش کند.

ادامهٔ نوشته ...

عضویت در کانال تلگرام