نوشته‌های مرتبط با: کودکان و پذیرش خود

در این صفحه نوشته‌های مرتبط با «کودکان و پذیرش خود» آمده است. چنانچه نوشته ای به اشتباه در این صفحه آمده است به ما بگویید.
ارنست، گوزنی که برای کتاب بزرگ بود!

ارنست، گوزنی که برای کتاب بزرگ بود!

«ارنست، گوزنی که برای کتاب بزرگ بود!» داستانی طنزآلود از یک مشکل بزرگ برای یک گوزن بزرگ است، که با کمک دوست کوچک گوزن حل می‌شود.

ادامهٔ نوشته ...
اعترافات یک دوست خیالی

اعترافات یک دوست خیالی

کتاب «اعترافات یک دوست خیالی» از میشل کیوواس داستان یک دوست خیالی است که خودش نمی‌داند خیالی است.

ادامهٔ نوشته ...
موزی که می‌خندید

موزی که می‌خندید

کتاب «موزی که می‌خندید» قصه پذیرش تفاوت‌های دیگران‌ست و از آن فراتر پذیرش و باور تفاوت‌های شخصی‌مان با دیگران است.

ادامهٔ نوشته ...
ساز کالی

ساز کالی

با خواندن کتاب «ساز کالی» پیرامون خود را پر از صلح، دوستی و آرامش احساس می‌کنید. کتاب داستانی دلنشین از پیروزی موسیقی بر شکار و حق انتخاب مسیر زندگی روایت می‌کند.

ادامهٔ نوشته ...
من نمی خواهم قورباغه باشم

من نمی خواهم قورباغه باشم

کتاب «نمی‌خواهم قورباغه باشم» داستان بچه قورباغه‌ای است که دلش می‌خواهد هر جانوری باشد غیر از قورباغه. بچه قورباغه آن چیزی که هست و طبیعتش را دوست ندارد، تا این‌که می‌فهمد قورباغه بودن سودهایی نیز دارد.

ادامهٔ نوشته ...
خرس یا اردک

خرس یا اردک

کتاب «خرس یا اردک» داستانی است شیرین با طنزی پنهان برای آموزش مفهوم خودباوری به کودکان و این‌که باوجود تفاوت‌هایی که با دیگران دارند می‌توانند با آن‌ها دوست باشند.
در این داستان، خرس دیگر دلش نمی‌خواهد یک خرس باشد. از خوابیدن در تمام زمستان خسته است، در تابستان پشم‌های بدنش خیلی گرم هستند و از دست زنبورهایی که نیشش می‌زنند عصبانی و کلافه است.

ادامهٔ نوشته ...
تو فقط شبیه خودت هستی

تو فقط شبیه خودت هستی

کتاب «تو فقط شبیه خودت هستی» کودک را به خودش می‌شناساند، شباهت‌ها و تفاوت‌هایش با اطرافیان را نشان‌اش می‌دهد و کمک می‌کند کودک خود را هر آن‌طور که هست بپذیرد و خود را دوست داشته باشد.

ادامهٔ نوشته ...
دری فانتاسماگوری

دری فانتاسماگوری

دری، دختر کوچولوی ۶ ساله دارد. دوست خیالی ای او هیولایی است به نام مری. البته دری معتقد است که هیولاهای زیادی در خانه آن ها زندگی می کنند مثل هیولای ماشین لباس‌شوی، هیولای جاروبرقی، هیولای توالت یا راه پله، یا هیولای سس گوجه که وقتی فشارش می دهی صدایش در می آید. خواهر و برادر بزرگترش، ویولت و لوک، دوست ندارند با او بازی کنند، از خیالبافی های او کلافه اند و معتقدند که رفتارش مثل نی نی کوچولوهاست. سرانجام روزی ویولت و لوک برای اینکه او از کارهای بچه گانه اش دست بردارد به او می گویند خانمی به نام گابل گراکر وجود دارد که نی نی کوچولوها را می دزدد.

ادامهٔ نوشته ...
المر

المر

المر با دیگر فیل ها فرق دارد. همه فیل‌ها خاکستری هستند، اما او چهارخانه و رنگارنگ است و به هر کجا می‌رود، همه او را می‌شناسند. المر از این که با دیگران تفاوت دارد، چندان راضی نیست. برای همین خود را به رنگ خاکستری در می‌آورد تا شبیه دیگران شود. ولی حالا هیچ کس او را نمی‌شناسد. 

ادامهٔ نوشته ...

عضویت در کانال تلگرام