نوشته‌های مرتبط با: کودکی

کودکی

در این صفحه نوشته‌های مرتبط با «کودکی» آمده است. چنانچه نوشته ای به اشتباه در این صفحه آمده است به ما بگویید.
موزه كودكی ایرانک، سفری در حجم زمان

موزه كودكی ایرانک، سفری در حجم زمان

به کودکی برگردیم. جای شما خالی. چند روز پیش به دعوت دوستان کوشایم به موزه کودکی رفتم. در این روزگار غمزده در آن عصر جمعه سفری خوش داشتم در تونل زمان از گذشته‌های دور تا دیروز.

ادامهٔ نوشته ...
رنگ و بوی کودکی در موزه کودکی ایرانک

رنگ و بوی کودکی در موزه کودکی ایرانک

سلام و درود به همه دوستداران کودکی، به همه بزرگان عرصه کودکی و ادبیات کودکان، به همه هنرمندان، به همه شما که کودکان را می‌بینید و به آن‌ها می‌اندیشید و برای بهتر شدن زندگی آن‌ها در هر کجا که هستید، گام بر می‌دارید.

ادامهٔ نوشته ...
گزارشی از مراسم گشایش موزه کودکی ایرانک

گزارشی از مراسم گشایش موزه کودکی ایرانک

مکانی برای جوانه‌ها و نازک‌برگ‌ها

«به سرایی که در آن هرچه هست رنگ و بوی کودکی دارد، خوش آمدید»

ادامهٔ نوشته ...
دل نوشته ثریا قزل ایاغ پس از دیدن موزه کودکی ایرانک

دل نوشته ثریا قزل ایاغ پس از دیدن موزه کودکی ایرانک

دیروز، سرانجام تلاش‌های جانانه‌ی پژوهشگرانِ دل‌سپرده به کودکان در موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات‌‌ کودکان، به بار نشست و موزه کودکی برای مدت ده ماه در سالن گنجینه اسناد‌ ملی برای بازدید عموم گشایش یافت‌.

ادامهٔ نوشته ...
تابستان کودکی با عطر گل‌ های شمعدانی

تابستان کودکی با عطر گل‌ های شمعدانی

نمی‌دانم چرا‌ هر وقت گل‌های شمعدانی را می‌بینم،‌ یاد تابستان‌های کود‌کی‌ام می‌افتم.

ادامهٔ نوشته ...
آرزو شاطاهری از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

آرزو شاطاهری از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

بابا روستازاده بود. کودکی خوشی را توی روستا گذرانده‌بود. تا نه‌سالگی در تاکستان‌های روستا دویده‌بود. چنان از سرخی شاهانی و شیرینی عسگری می‌گفت که دهانمان آب‌می‌افتاد.

ادامهٔ نوشته ...
عیدی عمه سلطان

عیدی عمه سلطان

سال‌هاست نزدیک عید که می‌شویم و هوا از عطر ریه درخت‌ها و سبزه‌ها پر می‌شود، خاطره‌ای غریب تمام ذهنم را پر می‌کند. خاطره‌ای که قدرت جادویی بنفشه‌ها، تخم‌مرغ‌های رنگی، کلوچه‌های خانگی، سمنوها و سبزه‌های هفت‌سین، هوپ‌هوپ خنده‌های کودکی و حتی آوای بوی عیدی فرهاد هم نتوانسته‌اند زهرش را بگیرند و پاکش کنند از حافظه‌ام.

ادامهٔ نوشته ...
بوی کلوچه در نفس کوچه‌های کودکی

بوی کلوچه در نفس کوچه‌های کودکی

ما در کودکی بیش از هرچی، با عطر کلوچه‌های شیرمال خوشمزه بی‌بی زینب به استقبال نوروز می‌رفتیم؛ این بو، وقتی با عطر شکوفه‌های باغچه در هم می‌آمیخت، هوای خانه را نوروزانه می‌کرد.

ادامهٔ نوشته ...
خانم برنجم دیرشده

خانم برنجم دیرشده

خانم برنجم دیر شده، یکی از اقوام ما بود که وابستگی عاطفی عمیقی به خوراکی هایش داشت. برای همین هروقت حرف سفر و رفتن به خانه اش می شد، فوری می گفت:«وای برنجم دیر شده!» و گوشی تلفن را می گذاشت و مثلا می رفت سراغ قابلمه ی روی اجاقش.

ادامهٔ نوشته ...
معصومه انصاریان از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

معصومه انصاریان از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

کلوچه‌های تنوری، کلوچه‌های نوروزی

وقتی بچه بودم عاشق اسفند بودم. زندگی  پر می‌شد از رنگ و بوی عید و هر روز یک اتفاق تازه‌ی نوروزی می‌افتاد. یکی از آن اتفاق‌های دوست داشتنی کلوچه‌های تنوری بود که مادرم می‌پخت.

ادامهٔ نوشته ...
حوض‌تكانی و ماهی‌گلی‌های هفت‌سین

حوض‌تكانی و ماهی‌گلی‌های هفت‌سین

هوا سرد است و ابری. انگار همیشه روزهای خانه‌تكانی هوا سرد است. این‌قدر كه این در و پنجره‌ها را باز می‌كنند و همه‌ی بادها و سوزها می‌‌آید توی خانه. در مازندران به این سرما می‌گوییم «بیز بِزه.» فارسی‌اش را نمی‌دانم، اما سرمایی است كه به استخوان می‌نشیند؛ از این سرماهای مزاحم. اما این روزها مامان به هیچ بهانه‌ای گوش نمی‌‌كند. خانه باید تمیز شود، از بالا تا پایین. حوض هم همین‌طور. حوضی كه شش ماه است سرتاسرش را جلبك گرفته و ماهی‌ها دیگر به‌زحمت توی آب دیده می‌شوند!

ادامهٔ نوشته ...
محمدرضا شمس از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

محمدرضا شمس از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

خاطره‌ای که می‌خواهم تعریف کنم بر می گردد به زمانی که کلاس ششم بودم. آن سال عید افتاده بود به صبح. من برای این که ایام نوروز راحت باشم و به بازی و عید دیدنی بروم از دو روز قبل تمام تکالیفم را انجام داده بودم و منتظر بودم سال نو بشود و عیدی‌ام را از پدرم بگیرم و با پسر عمویم رحمت به سینما برویم. ما در محله ی نازی آباد زندگی می‌کردیم. تو کل محله‌ی ما یک سینما بود به اسم شهلا که آن سال عید فیلم سفرهای سند باد را آورده بود. یک فیلم فانتزی  پر از جن و جادوگر و غول و اسکلت و اژدها که من عاشقش بودم.

ادامهٔ نوشته ...
بیوک ملکی از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

بیوک ملکی از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

عید ما با پهن شدن سفره نوروزی مادر بزرگ در سرتاسر اتاق بزرگ خانه درندشت روستایی شروع می‌شد. سفره، قبل از تحویل سال پهن می‌شد و تا پایان عید هم جمع نمی‌شد. دراتاق میهمان انواع و اقسام شیرینی و آجیل بود به علاوه بشقاب‌های لعابی پر از سمنوی خشک شده که مرتب روی رف‌های دوطبقه اتاق چیده شده بود. سمنوهایی که لواشک شده بودند.

ادامهٔ نوشته ...
اولین عاشقانه‌های من

اولین عاشقانه‌های من

آبا مادربزرگم بود، مادر پدرم که در روستایی در اطراف بیجار زندگی می‌کرد و خانه‌اش آن روزها برایمان درست چیزی شبیه به خانه پیرزن قصه مهمان ناخوانده بود بس که همیشه پر بود از مهمان.

ادامهٔ نوشته ...
موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان ۱۸ ساله شد

موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان ۱۸ ساله شد

هژده سال گذشت، از آن روز که موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان به عنوان نهادی پژوهشی راه‌اندازی شد و تا امروز که به برنایی رسیده، بارهایی بسیار سنگین را بر دوش داشته است، که انجام هر کدام از آن‌ها به سختی به باور می‌گنجد، از مجموعه ده جلدی تاریخ ادبیات کودکان، تا ایرانک، کتابک، آموزک، با من بخوان، مطالعات کودکی، فیلم‌ها و کتاب‌های مربوط به حوزه تاریخ فرهنگ کودکی.

ادامهٔ نوشته ...
طاهره ایبد از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

طاهره ایبد از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

خیال نکنید وقتی ما بچه بودیم، خانه تکانی و بشوی و بروب فقط کار بزرگترها بود. ما بچه‌ها هم باید کار می‌کردیم، می‌شستیم و جارو می‌زنیم. تار عنکبوت‌ها را از روی دیوار پاک می‌کردیم و گرد و خاک را با دستمال می‌گرفتیم و شیشه‌های خالی آبغوره و آبلیمو را جوری می‌شستیم که وقتی انگشت رویش می‌کشیدی، صدای قیژژژژژش هری دلت را می‌ریخت.

ادامهٔ نوشته ...
سوسن طاقدیس از نوروز و کودکی ها می‌گوید

سوسن طاقدیس از نوروز و کودکی ها می‌گوید

اين پسرها و ما دخترها

قرار بود با همه‌ی بچه‌هاى فاميل پول عيدى‌های‌مان را روی هم بگذاریم و توپ وسبد بسكتبال بخریم.

ادامهٔ نوشته ...
عبدالمجید نجفی از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

عبدالمجید نجفی از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید

روزهای آخر اسفند رنگ وبوی عید به خود می‌گرفت. محله «باغ صفا» با خانه‌های قوطی کبریتی‌اش در دو سوی کوچه با دبستان رشیدی و رختشویخانه عمومی آماده می‌شد برای پیشواز بهار.

ادامهٔ نوشته ...
سنت‌های نوروزی از نگاه و دستان ثریا قزل‌ایاغ، نوروز در راه است

سنت‌های نوروزی از نگاه و دستان ثریا قزل‌ایاغ، نوروز در راه است

نوروز در راه است! نوروز در راه است.
جشن ساده‌ای در ستایش باروری زمین!

ادامهٔ نوشته ...
قلک های گلی روزگار کودکی

قلک های گلی روزگار کودکی

در بساط  یک دست‌فروش، یک قلک گلی دیدم. یادم  آمد از روزگار کودکی وعیدی گرفتن یک قلک نو که آن را با دستلاف‌های نو (اسکناس‌های نوی لای کتاب ) و سکه های براق عیدی تبرک می‌کردیم. و بر اسب رویاها و آرزوها سوار می‌شدیم تا در پایان سال با گرد آورده‌ها چه‌ کنیم ؟خریدن یک توپ لاستیکی رنگی و یک اسباب بازی، یک دفترچه خاطرات قفل دار، عکس‌های هنرپیشه‌ها، ورزشکاران ، یا ...

ادامهٔ نوشته ...
قوطی بگیر و بنشون، کودکانه‌ های نسل ما

قوطی بگیر و بنشون، کودکانه‌ های نسل ما

فکر که می‌کنم نمی‌توانم ستایش‌گر هوشمندی نسل‌های گذشته‌ نباشم. پیاژه نخوانده بودند و از روش‌های تربیتی مونتسوری هم مطلع نبودند اما طبیعت کودکی را بهتر از ما‌ می‌شناختد. 

ادامهٔ نوشته ...
گفت‌وگوی دو نسل

گفت‌وگوی دو نسل

این ویدیو گفت‌وگوی دو نسل است.

ادامهٔ نوشته ...
نشست «مخاطب امروز ادبیات کودک و نوجوان کیست؟» برگزار شد

نشست «مخاطب امروز ادبیات کودک و نوجوان کیست؟» برگزار شد

نشست «مخاطب امروز ادبیات کودک و نوجوان کیست؟» به مناسبت روز ملی ادبیات کودک، عصر ۲۱ تیر ماه در انجمن نویسندگان کودک و نوجوان برگزار شد.

ادامهٔ نوشته ...
ادبيات و ادبيات کودکان

ادبيات و ادبيات کودکان

الف- ادبیات:
ادبیات به مثابه یکی از والاترین و در عین حال پردامنه ترین دانش های بشری، از اوانی که انسان ها پا به عرصه هستی گذاشته اند مورد توجه و تتبع آن ها بوده و توانسته است بار عظیم اندیشندگی را به دوش کشیده و وسیله ای برای ثبت و ضبط حالت ها و وضعیت های گوناگون آنها در روند حیات باشد.

ادامهٔ نوشته ...

عضویت در کانال تلگرام