کتاب قصه برای کودکان ۳ ساله

گنجینه واژگان کودکان در ۳ سالگی در حال گسترش است. در این سن یاد می‌گیرند بشمارند، مقایسه و طبقه‌بندی کنند. کودکان کم‌کم یاد می‌گیرند از فعل‌های گذشته استفاده کنند و در صحبت کردن از صفت‌ها، قیدها، ضمیرها و حروف اضافه را هم به کار می‌برند.

کودکان در این سن از کتاب‌های شعر و متن‌های دارای ضرب‌آهنگ خوششان می‌آید و از متن‌هایی که تکرار در آن‌ها دیده می‌شود، استقبال می‌کنند.

در این صفحه کتاب‌هایی را می‌بینید که با توجه به ویژگی‌های کودک ۳ ساله، برای این گروه سنی مناسب است.

کتاب کودک و نوجوان:من هم ببرم
پسرک تنها است و نیاز به یک همبازی دارد. تخیل قوی و کودکانه او در حیاط خانه و در دل طبیعت به کار می افتد. گربه اش را به شکل یک ببر می بیند. با سگش یک گرگ می شود، همراه با ماهی حوض، به دریانوردی می رود. اما گربه و سگ و ماهی علاقه ای به این بازی ها ندارند. سروصدایی در همسایه دیوار به دیوار می شنود. با...
قرمز قرمز قرمز
در یک بعد از ظهر تابستانی لاک پشت برای دیدن یک چیز قرمز قرمز قرمز با عجله در شهر به راه می افتد. گل های سرخ راکون، گیلاس های قرمز خرگوش، جوراب های قرمز بز، سقف خانه قرمز روباه و .... آن چیزی نیست که لاک پشت مشتاق دیدن است. او آنقدر عجله دارد که فرصت توضیح به دوستان و همسایگان کنجکاوش را ندارد....
داستی هرچه می بیند، می خواهد بردارد
داستی امروز قرار است پیش مادربزرگ و پدربزرگ باشد. از لحظه ای که می رسد، چشمش به هر چه می افتد می خواهد بردارد. عینک مادربزرگ، کلاه پدربزرگ و حتی چاقوی آشپزخانه. ناگهان خانه ساکت ساکت می شود. پدربزرگ فکر می کند داستی در جایی خوابش برده. واقعاً همینطور است؟ پس با هم سری به اتاق های دیگر می زنیم، چون...
خشم قلمبه
پسر کوچولو احساس کرد که از اعماق وجودش یک چیز وحشتناک بالا می آید؛ بالا، بالا، بالا، می آید تا اینکه ... کتاب تصویری خشم قلمبه با متنی کوتاه و تصاویری تاثیر گذار حس عصبانیت را به گونه ای خلاقانه و متفاوت نشان می دهد. این کتاب را برای کودکان بلند خوانی کنید و در باره خشم و اثرات منفی آن با هم گفت و...
قیافه های بامزه
اگرچه کودک از ابتدای تولد خود بخشی از احساسات خود را با گریه، خنده و دیگر حالت‌های چهره بیان می‌کند،‌ اما این که کودک بیاموزد چگونه احساسات خود را در چهره‌اش نمایان کند یا نکند،‌ چگونه میان احساسات دیگران و حالت چهره‌شان ارتباط درست برقرار کند، و یا چه نوع کنش‌هایی به ایجاد چه نوع احساساتی می‌...
فرانکین به مدرسه می رود
فرانکلین خیلی هیجان زده است. او صبح خیلی زود برای رفتن به مدرسه آماده شده است. اما او کم کم احساس می کند که یک قورباغه تو شکمش می جهد و .... "فرانکلین به مدرسه می رود" از مجموعه داستان هایی است که به نام فرانکلین ها مشهور است و به ترس ها، نگرانی ها، مشکلات رفتاری کودکان می پردازد. داستان های...
به کبوتر اجازه نده اتوبوس براند
آهای، من می توانم اتوبوس را برانم؟ خواهش می کنم! قول می دهم مواظب باشم. تو را به خدا ، فقط یک دور! آن وقت من بهترین دوستت می شوم. گاهی اوقات در جواب درخواست های نابجای دیگران فقط باید " نه" بگویید. تو اجازه می دهی کبوتر اتوبوس براند؟  "نه" گفتن به طور سنتی در مناسبات روزمره ی ما امری پسندیده نیست....
کجاست آن آلفونس همیشگی؟
چند روز است که آلفونس دیگر همان آلفونس همیشگی نیست. از شیطنت و بازیگوشی خبری نیست خیلی جدی شده و نگران به نظر می رسد. چرا؟ چون به زودی مدرسه ها باز می شوند و او برای اولین بار به مدرسه می رود. "کجاست آن آلفونس همیشگی" داستانی است برای همه کودکانی که به زودی نخستین روز مدرسه را تجربه خواهند کرد. دور...
دویدم و دویدم
یكی از كهن‌ترین ترانه - متل‌های ایرانی است كه پیشینه‌ای بلند در تاریخِ فرهنگ این سرزمین دارد. این ترانه - متل روایت داد و دهش است، از یك دست بگیر و از دست دیگر ببخش. در این داد و دهش چهره‌ های گوناگون كار و زندگی به كودكان خردسال شناسانده می‌شود. اكنون برخی پاره‌های این ترانه - متل دیگر چندان با...
بازی با انگشتها
"بازی با انگشت ها" کتابی است با ۱۶ شعر و ۱۶ قصه از "پنج انگشت دست، "برگرفته از بازی ایرانی و کهن "لی لی لی لی حوضک" که همواره مورد علاقه کودکان بوده است. این کتاب تلفیق شیرینی از "شعر"، "بازی"،" قصه" و "نمایش" است که هر کدام ابزار مناسبی برای آموزش به کودکان است. انگشت ها در هر قصه از این کتاب،...
جوجه كوچولو! تی‌تاپ، تی‌تاپ، بدو
خانم مرغه هر روز با سه جوجه خود برای خوردن دانه و كرم به باغ می‌روند. یك روز سر راه خود سگی را می‌بینند كه با طناب به درخت بسته شده است و پارس می‌كند. جوجه‌ها هم با زبان خوش و هم با تهدید سعی می‌كنند از كنارش رد شوند،‌ اما او هر بار پارس می‌كند و آن‌ها را می‌ترساند. جوجه‌ها زیر بال مادرشان پنهان می...
خانم حنا به گردش می‌رود
خانم حنا روزی تصمیم می‌گیرد برای گردش از خانه خارج شود. او از حیاط، از روی خرمن علف، از جلوی آسیاب، از شكاف دیوار چوبی و از زیر كندو‌های عسل می‌گذرد و به موقع برای شام به خانه باز می‌گردد. این‌ها تنها اطلاعاتی اند كه كتاب به خواننده می‌دهد. اما تصاویر، داستانی دیگر دارند. در تصاویر ما علاوه بر خانم...
خرگوشی كه نمی خواست بخوابد
پدر بدون این كه سرش را برگرداند با مهربانی گفت: "وقت اش رسیده است كه بروی توی رختخواب". خرگوش كوچولو به خودش گفت: "این كه درست نیست من تازه بازی را شروع كرده ام، می توانم یك كم دیگر بیدار بمانم؟". این ها گفتگو های آشنایی هستند كه این بار میان خرگوش كوچولو و پدر و مادرش رُخ می دهند. خرگوش كوچولو از...
عاشقتم کانگوروی آبی
لی لی یک کانگورو داشت که مال خود خود او بود. لی لی هر شب به او می گفت:" کانگوروی آبی عاشقتم". تا این که یک روز عمه لی لی به دیدنش آمد و هدیه ای بزرگ به او داد. ناگهان کانگوروی آبی دریافت که باید بجای خوابیدن کنار لی لی، کنار خرس قهوه ای وحشی بخوابد. و به زودی حیوانات دیگری نیز از راه رسیدند؛ خرگوش...
می خوايم يه خرس شكار كنيم
داریم می ریم چه كار كنیم؟ / می ریم یه خرس شكار كنیم / هوا خوبه، آفتابیه / چه آسمونی! آبیه / شجاعیم و ترس نداریم / چون همه اهل شكاریم. و این گونه است كه پدر به همراه چهار فرزندش و البته سگشان به شكار خرس می روند، كاری كه اصلاً آسان نخواهد بود. آن ها از میان علف های بلند، رود پر آب و خروشان، جنگلی...
آنا کوچولو: مجموعه چهارجلدی
مجموعه آنا کوچولو، چهار کتاب تصویری درمورد دختر خیلی‌خیلی کوچکی به نام آنا است که عمویی خیلی‌خیلی بلند و بزرگ دارد. عمو برای آنا دوست خوبی است، به‌طوری‌که وقتی مامان و بابای آنا خانه نیستند و یا وقتی آنا سرما‌ می‌خورد، عمو با او بازی می‌کند. عمو گاهی آنا را روی شانه هایش می‌نشاند تا از آن بالا همه‌...
گوريل
حنا گوریل ها را خیلی دوست دارد ولی تا به حال از نزدیك آن ها ندیده است. پدرش مردی بسیار گرفتار است و فرصت این را ندارد حنا را به باغ وحش ببرد، او در واقع فرصت هیچ كاری را ندارد. حنا برای هدیه تولد خود از پدر یك گوریل می خواهد؛ یک گوریل واقعی، اما وقتی می بیند كه پدر برای او یك گوریل اسباب بازی خریده...
خوابت نمی‌برد خرس کوچولو
شب است. خرس کوچولو به رختخواب رفته است تا بخوابد و خرس بزرگ کتاب می‌خواند. اما خرس کوچولو خوابش نمی‌برد و مرتب خرس بزرگ را صدا می‌زند و از تاریکی شکایت دارد. خرس بزرگ برایش چراغ می‌آورد تا مشکل او را حل کند. اما باز خرس کوچولو او را صدا می‌زند. بارها این اتفاق می‌افتد و هر بار خرس بزرگ با حوصله...