کتاب‌های معرفی شده به قلم «سحر سلطانی» در کتابک

در این صفحه کتاب‌های معرفی‌شده به قلم «سحر سلطانی» آمده است.
مداد

مداد

کتاب «مداد» داستانی است جذاب نوشته الن البرگ و تصویرگری بروس اینگمن.

ادامهٔ نوشته ...
برای هر چیز آماده‌ام

برای هر چیز آماده‌ام

کتاب «برای هر چیز آماده‌ام» داستان دو دوست است یکی‌خشو بین و دیگری بدبین.

ادامهٔ نوشته ...
ما اینطوری زندگی می‌کنیم!

ما اینطوری زندگی می‌کنیم!

کتاب «ما اینطوری زندگی می‌کنیم!» هفت کودک واقعی از هفت گوشه جهان، پرو، ژاپن، ایتالیا، ایران، هند، روسیه و اوگاندا در محدوده سنی هفت تا یازده ساله از «خود» می‌گویند.

ادامهٔ نوشته ...
غول و دوچرخه

غول و دوچرخه

مهمترین ویژگی کتاب «غول و دوچرخه» از منظر من کودکی ِنویسنده کتاب با دخترش «درسا» در ساحت ادبیات است.

ادامهٔ نوشته ...
شاید سیب باشد

شاید سیب باشد

کتاب «شاید سیب باشد» داستانی پسرکی است که بادیدن یک سیب بر روی میز یک سری از پرسش‌ها در ذهنش شکل می‌گیرد.

ادامهٔ نوشته ...
من صندلی نیستم!

من صندلی نیستم!

کتاب «من صندلی نیستم!» داستان زرافه‌ای است که همه او را با صندلی اشتباه می‌گیرند و او تلاش می‌کند جلوی این زورگویی را بگیرد.

ادامهٔ نوشته ...
هفته آشتی و دوستی در کلاس خانم روباه

هفته آشتی و دوستی در کلاس خانم روباه

در کتاب «هفته آشتی و دوستی در کلاس خانم روباه» خانم روباه معلم کلاسی است که مانند همه کلاس‌های جهان در آن دعوا و بگومگو بین بچه‌ها وجود دارد.

ادامهٔ نوشته ...
مرگ بالای درخت سیب

مرگ بالای درخت سیب

در کتاب «مرگ بالای درخت سیب» روباه پیر و همسرش زیر درخت سیبی روزگار می‌گذرانند آنقدر پیر شده‌اند که دیگر نه کلاغ‌ها نه خرگوش‌ها و نه موش‌ها از آن‌ها حساب نمی‌برند. حالا همه سیب‌ها قبل افتادن طعمه کلاغ‌ها می‌شود و روباه و همسرش باید شانس بیاورند تا شکاری گیرشان بیاید.

ادامهٔ نوشته ...
فرشته پدربزرگ

فرشته پدربزرگ

کتاب «فرشته پدربزرگ» داستانی است لطیف با طنزی ظریف درباره مرگ از یوتا باوئر تصویرگر آلمانی برنده جایزه هانس کریستین اندرسن سال ۲۰۱۰.

در کتاب «فرشته پدربزرگ» پدربزرگی که بر روی تخت بیمارستان است، داستان زندگی‌اش را برای نوه‌اش تعریف می‌کند، از خوشی‌ها و ناخوشی‌هایی می‌گوید که از سر گذرانده است و از این که چقدر خوش‌شانس بوده است.

ادامهٔ نوشته ...
آبی کوچولو و زرد کوچولو

آبی کوچولو و زرد کوچولو

آبی کوچولو و زود کوچولو با من دوست هستند. روزی آبی کوچولو  در غیاب پدر ومادرش به دیدن زرد کوچولو می رود. اما زرد کوچولو در خانه نیست. آبی کوچولو همه جا را به دنبال او می گردد. آن ها با دیدن یکدیگر، از خوشحالی همدیگر را در آغوش می گیرند و هر دو به یک زنگ در می آیند، سبز. حالا پدر و مادر آن ها را نمی شناسند!

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: مهمان برای خرس

مهمان برای خرس

کتاب مهمانی برای خرس» داستان خرسی است که از مهمان خوشش نمی آید و به همین دلیل روی در خانه اش تابلوی «ورود ممنوع» نصب کرده است.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: دنیا چه قدر بزرگ است؟

دنیا چه قدر بزرگ است؟

کتاب «دنیا چه قدربزرگ است؟» پرسشی است که بیشتر کودکان از پدر و مادر خود می‌کنند و شاید از خود شما هم بارها و بارها چنین پرسشی شده است.

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: اگر تو بچه ی من بودی

اگر تو بچه ی من بودی

در کتاب «اگر تو بچه من بودی»، یکی از ویژگی‌های جانوران، با زبان مهرآمیز مادران‌شان و تصویرهای زیبای بزرگ، بیان شده است: شنای بچه سمورها، خواب زمستانی توله خرس‌ها، آواز خواندن بچه گرگ‌ها رو به ستاره‌ها و....

ادامهٔ نوشته ...
کتاب کودک و نوجوان: این همه تلق و ملق

این همه تلق و ملق

روزی روزگاری پشت کوه بازاری بود و توی بازار، یک بز، آش شله قلمکار می پخت و می فروخت. در همسایگی دکان بز، درختی بود تنها و غرغرو که مرتب سر بز غر می زد که چه طور با سروصدا بخوابد و با بوی چربی آش بیدار شود. اما بز برای این موضوع راه حل خوبی پیدا می کند که هم درخت از تنهایی بیرون بیاید و دست از غرغر کردن بردارد و هم مشتری هایش را از دست ندهد.

ادامهٔ نوشته ...
درخت بخشنده

درخت بخشنده

روزی، روزگاری درختی بود و او پسرک کوچکی را دوست می‌داشت. پسرک تا خردسال بود با شاخه‌هایش بازی می‌کرد، سیب‌هایش را می‌خورد و در سایه‌اش می‌خوابید. به تدریج که بزرگ‌تر شد دیگر کمتر با درخت انس داشت.

ادامهٔ نوشته ...

عضویت در کانال تلگرام