مو ویلیمز

چرا صبر کنم؟
«چرا صبر کنم؟» یکی دیگر از مجموعه داستان‌های فیلی و فیگی است. روی جلد کتاب تنها تصویر بزرگ فیلی را با چشمانی خیره، خرطومی آویزان و دستانی بند چانه‌اش می‌بینیم. فیلی منتظر یک غافلگیری است که فیگی قرار است به او پیشکش کند و برای دریافت آن باید تا صفحات پایانی کتاب صبر کند. اگر شما هم می‌خواهید بدانید...
نرو دیگه!
«نرو دیگه!» از مجموعه کتاب «فیلی و فیگی» ماجرای یک روز دیگر از دوستی آن‌ها است. روزی که به نظر خوب می‌رسد، درست مثل دیروز البته قبل از آن‌که فیگی اعلام کند وقت رفتن‌اش فرا رسیده است. «نرو دیگه!» این‌طور آغاز می‌شود، فیلی و فیگی یک روز خوش دیگر را کنار هم سپری کرده‌اند و با ژست آرام مرسوم‌شان نشسته...
دیدی پرواز کردم!
«دیدی پرواز کردم!» یکی دیگر از داستان‌های مجموعه کتاب‌ «فیلی و فیگی» است. با دیدن عنوان و تصویر روی جلد کتاب به نظر می‌رسد در این قسمت پرواز موفقیت آمیز فیگی در انتظار خواننده است. اما مگر یک خوک می‌تواند پرواز کند؟! بر خلاف فیلی، فیگی فکر می‌کند بتواند پرواز کند، شما چه فکر می‌کنید؟ در ابتدای...
خوشحال شدی؟
«خوشحال شدی؟» از سری داستان‌های فیلی و فیگی است که به زیبایی و با بیانی ساده و طنزآمیز به اهمیت دوستی، تاثیر آن در کیفیت تجربه‌های روزمره ‌و میزان خوش‌حالی آدم‌ها پرداخته است. داستان با تصویر افسرده و تنهای فیلی شروع می‌شود که سرش را پایین انداخته و ناله می‌کند. فیگی از گوشه صفحه بعد سرک می‌کشد و...
ماشین سواری! (داستان‌های فیلی و فیگی)
کتاب «ماشین سواری!» داستان دیگری از مجموعه کتاب «فیلی و فیگی» است. فیلی و فیگی در این داستان با هم به گردش می‌روند و برنامه‌ریزی گردش موضوع اصلی داستان است. یکی از برنامه‌های اصلی فیلی و فیگی برای وقت‌هایی که با هم هستند، بازی کردن است. در میان این بازی‌ها گاهی هم کنار هم با چشمان بسته مشغول خیال‌...
چی کار کردی با خودت! (داستان‌های فیلی و فیگی)
در «چی کار کردی با خودت!» داستان دیگری از مجموعه کتاب «فیلی و فیگی» از همان ابتدا با یک تغییر ویژه نسبت به روال معمول ماجراهای‌ فیلی و فیگی روبه‌رو می‌شویم. این‌بار فیگی هم نمی‌داند موضوع چیست و قرار است هم‌راه ما مخاطب ماجرایی باشد که فیلی تعریف می‌کند. البته این به معنای کم‌‌رنگ بودن نقش فیگی در...
من هم بازی؟ (داستان‌های فیلی و فیگی)
«من هم بازی؟» یکی از کتاب‌های مجموعه فیلی و فیگی است. این‌بار فیلی یک توپ زرد کوچک هم‌راه خودش دارد و همین‌طور که مشغول بالا و پایین کردن آن در دستش است،  فکری به سرش می‌زند. بله، فکر یک بازی! در آغاز داستان فیلی به فیگی پیشنهاد می‌دهد تا با هم «دستش‌دِه» بازی کنند. فیگی از این پیشنهاد ذوق‌زده می‌...
ما توی کتابیم!
«ما توی کتابیم!» از مجموعه داستان‌های فیلی و فیگی است که این بار خواننده را با یک موقعیت بسیار شگرف و هیجان‌انگیز روبه‌رو می‌کند. «ما توی کتابیم!» با جمله‌ای از فیگی شروع می‌شود: «دم شما گرم!» جمله‌ای که خواننده نمی‌داند خطاب به چه کسی گفته شده است و علامت تعجب بالای سر فیلی هم کمکی به فهم او نمی‌...