یک داستان محشر

یک داستان محشر

وقتی جوزف خیلی کوچک بود،‌ پدربزرگش روانداز محشری برای او دوخت. روز به روز جوزف بزرگتر می شد و رو اندازش کوچک تر و کهنه تر می شد، ‌تا این که یک روز مادر گفت: جوزف دیگر وقتش رسیده است که بیندازیم اش دور.

ژزف گفت: "پدربزرگ یک کاری اش می کند" پدر بزرگ رو انداز را برداشت این ورش کرد آن ورش کرد و همان طور که قرچ قرچ قیچی می زد سوزن اش فرو می رفت و در می شد فرو رفت و در می شد می گفت:"هو...م م م. از این رو انداز فقط به اندازه ای مانده که ازش یک ... چی درست کنم؟ ... یک کت محشر!"

جوزف کت محشر را پوشید و بیرون رفت.

ماجرا به این جا ختم نمی شود و هم چنان ادامه دارد. کت تبدیل به یک جلیقه محشر، یک کراوات محشر، یک دستمال محشر و سرانجام به یک دگمه ی محشر می شود و بعد هم گم می شود. این بار هم جوزف دست به دامن پدربزرگ می شود. ولی مادر می گوید: "پدربزرگ که نمی تواند از هیچ چیز، چیزی درست کند.... روز بعد جوزف به مدرسه می رود. همان طور که با قلم اش جرق جرق جرق جر ق روی کاغذ می نوشت، ‌می گفت: "هو...م فقط همین برایم مانده که ازش ... چی درست کنم؟"

فکر می کنید جوزف با یک دگمه ی گم شده چی جور کرد؟ پاسخ این پرسش در صفحه ی آخر کتاب است.

با خواندن آخرین صفحه هر چند به جواب رسیده اید اما فوئب گیلمن از شما دعوت می کند تا دوباره به ابتدای کتاب برگردید و ماجراهای دیگری را که در همسایگی خانواده ی جوزف روی می دهد پی بگیرید.

یک داستان محشر، روایتی است دلپذیر از رابطه ی گرم خانوادگی و به ویژه صمیمیت بین نوه و پدر بزرگ. آینه ی کوچکی است از بخشی از یک جامعه ی سنتی. داستانی است از خلاقیت، بازیافت و استفاده ی بهینه از مواد مصرفی و نمایشی است از هنر فوئب گیلمن.

او دانش آموخته ی امریکا و اروپاست و قبل از آن که خود را وقف نوشتن و تصویرگری کتاب های کودکان کند، سال ها در کالج هنر اونتاریو تدریس کرده است. کتاب را برای کودکان سه سال به بالا بلند بخوانید و با هم لذت ببرید.

کاربردها و فعالیت ها

آماده شدن برای خواندن "یک داستان محشر"

گفت وگو درباره ی خانواده های گسترده

به کودکان بگویید که این داستان سال ها پیش در یک روستای کوچک در اروپای شرقی رخ داده است. روی نقشه یا کره ی جغرافیایی نشان دهید که اروپای شرقی کجاست و چقدر از جایی که آن ها زندگی می کنند، فاصله دارد. اشاره کنید که در این داستان، کودکان، والدین و پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها همگی در یک خانه زندگی می کنند. از کودکان بپرسید که کدام یک ازآن ها با پدربزرگ ها و مادر بزرگ های شان زندگی می کنند و آن ها چه جنبه هایی از این گونه زندگی را دوست دارند و چه جنبه هایی را دوست ندارند؟ اگر کودکان با پدربزرگ و مادربزرگ های شان زندگی نمی کنند، از آن ها بخواهید تصور کنند که در چنین موقعیتی چه احساسی خواهند داشت؟

گفت وگو درباره ی دارایی های دوست داشتنی

از کودکان بپرسید آیا آن ها هرگز صاحب چیزی بوده اند که آن را بسیار دوست داشته باشند، به طوری که هرگز نخواهند آن را از دست بدهند، حتی هنگامی که کهنه شده باشد. بحث کنید که آیا می شد کاری انجام دهند تا آن چیز را وقتی کهنه یا خراب شده است، تعمیر کنند و آن را برای زمان بیش تری نگه داری کنند؟ در پایان چه اتفاقی برای آن چیز رخ داد؟ از کودکان بخواهید یک نقاشی از  آن بکشند و جمله ای بنویسند  و احساس خود را نسبت به آن نشان دهند.

خواندن کتاب:

تصویر روی جلد کتاب را نشان دهید و از کودکان بخواهید توضیح دهند که چه می بینند. بپرسید که مرد چه چیزی دور گردنش دارد و  ازآن برای چه کاری استفاده می شود. عنوان کتاب و نام نویسنده/ تصویرگر را با صدای بلند بخوانید. توضیح دهید که فوئبه گیلمن،  این داستان را نوشته و تصویرهایش را نقاشی کرده است.  
به صفحه ی عنوان بروید و عنوان و نام نویسنده را بخوانید. هر واژه را هنگام خواندن آن نشان دهید. این داستان از یک  قصه ی عامیانه بازنویسی شده است. توضیح دهید که بازنویسی به این معناست که نویسنده یک داستان قدیمی را دوباره تعریف می کند. از کودکان بخواهید درباره ی تصویر توضیح دهند. از آن ها بپرسید فکر می کنند چه ارتباطی میان مرد و پسرک وجود دارد؟ پیش بینی های آن ها را روی تخته سیاه بنویسید.     
توجه کودکان را به تصویر بالای صفحه جلب کنید. از آن ها بپرسید که موش ها در حال انجام چه کاری هستند؟     
حالا کتاب را از آغاز تا پایان بخوانید. سپس، پیش بینی های کودکان درباره ی رابطه ی میان مرد و پسر را با رابطه ی واقعی در داستان مقایسه کنید.

دوباره خوانی کتاب:

دوباره خوانی کتاب به تقویت اطمینان کودکان در خواندن کمک می کند. هنگامی که هدف های متفاوتی برای بازخوانی یک داستان تعیین می کنید، کودکان اطلاعات بیش تری را کشف، و آن چه را که تاکنون یاد گرفته اند، مرور می کنند. با دوباره خواندن کتاب، آن ها الگوهایی را در ساختار واژه و داستان پیدا می کنند و این سرمشق ها و الگوها بخش مهمی از یادگیری خواندن هستند.

 برداشتن برخی واژه ها از متن

 از کودکان بخواهید هنگامی که دوباره کتاب بزرگ را می خوانید، با شما همراه شوند. یک روش موثر برای خوانندگان تازه کار، شیوه ی حذف واژه هایی از متن است. هنگامی که یک صفحه را می خوانید، یک واژه را جا بیندازید یا روی آن مکث کنید، و اجازه دهید که کودکان آن را در متن بیابند. واژه هایی را جا بیندازید که بیش تر در داستان تکرار می شوند یا به دلیل جزئیات عکس یا الگوی داستان، می توان پیش بینی کرد (برای نمونه، "پدربزرگ می تواند آن را تعمیر کند.") به هر واژه همان طور که خوانده می شود، اشاره کنید. می توانید این فعالیت را به شکل گروهی انجام دهید یا داوطلبان به نوبت هر صفحه را بخوانند.  

در جست وجوی تکرار و ساختارهای داستان

دوباره کتاب را بخوانید و از کودکان بخواهید الگوها و عبارت های تکراری را بیابند. هر بار که یک عبارت تکراری را می شنوند، از آن ها بخواهید دست شان را بالا ببرند. آن ها را دعوت کنید همین که عبارت ها و الگوهای تکراری را تشخیص دادند و پیش بینی کردند، دست شان رابالا ببرند. به عبارت های شعرگونه ای نیز توجه کنید که مادر هر بار که چیزی کهنه شده است، به ژوزف می گوید.

توجه به جزئیات تصویرها

به هر تصویر در کتاب به خوبی نگاه کنید. کودکان را تشویق کنید تا جزئیاتی را کشف کنند که نشان می دهند زندگی در این روستای کوچک چگونه است. در باره ی جزئیاتی حرف بزنید که ممکن است ناآشنا باشند،  همچون نوازنده ی سیار موسیقی و میز کلیسا. به کودکان زمان کافی برای نگاه کردن و لذت بردن از تصویرهای خانواده ی موش بدهید.

ارزیابی تجربه ی آموزشی

 روش های زیادی وجود دارند که می توانید با استفاده از آن ها ارزیابی کنید آیا کودکان در کلاس شما چیزی از تجربه شان با داستان «یک داستان محشر» آموخته اند.
کودکان را همان طور که به کتاب واکنش نشان می دهند، مشاهده کنید: تغییر در علاقه های آن ها و تمرکز روی کتاب و لذت بردن از آن.
نمونه هایی از واکنش های فردی کودکان به کتاب، از جمله تصویرها، داستان ها، شعرها و ... را گرد آوری کنید. هر کدام را به عنوان نمونه ی رشد کودکان در گستره های مختلف مشخص کنید: شامل درک آن ها از یک کتاب و توانایی شان در  برقراری ارتباط میان تجربه های شخصی و ماجراهای کتاب.
 نشستی ترتیب دهید و با کودکان به شکل انفرادی در باره ی کتاب و واکنش های آن ها به آن حرف بزنید. از آن ها بپرسید: در مورد کتاب چه فکر می کنند؟ چه اتفاقی در کتاب رخ داد؟ کدام بخش را بیش تر دوست داشتند؟ آیا کتاب دیگری هست که موضوع و ماجراهای آن را به یاد بیاورند؟ چرا؟

فعالیت ها:

مهارت های زبانی: ساختن کتاب های آکاردئونی

از کودکان بخواهید که تغییرهای مختلف پتوی ژوزف را نام ببرند: ژاکت، جلیقه، کراوات، دستمال گردن، دکمه و داستان. نوارهای کاغذی به اندازه ی ۱۰× ۵۰ سانتی متر بین آن ها پخش کنید. به کودکان کمک کنید نوارها را مانند یک آکاردئون به هم وصل کنند. سپس از آن ها بخواهید تصویر ژوزف و پتویش را در صفحه ی اول کتاب آکاردئونی و تصویر دیگر چیزها را به ترتیب در صفحه ها بکشند. کتاب های آکاردئونی را در کلاس درس به نمایش بگذارید.

مهارت های زبانی: الگوهای قصه های عامیانه

به کودکان بگویید که این داستان، یک قصه ی عامیانه است. به آن ها یادآوری کنید که یک قصه ی عامیانه بیش تر یک قصه بسیار قدیمی است که سال ها زبان به زبان از نسلی به نسلی منتقل شده است. در اصل، قصه های عامیانه نوشته نمی شوند، بلکه به شکل شفاهی بازگو می شوند.
اشاره کنید که بیش تر قصه های عامیانه از یک الگو پیروی می کنند و بخش هایی دارند که تکرار می شوند. از کودکان بپرسید که آیا آن ها حدس می زدند ژوزف از پدربزرگش خواهد ساخت که هر شیئ را وقتی که کهنه شد، تعمیر کند؟ از کودکان بخواهید حدس بزنند چرا در قصه های عامیانه تکرار وجود دارد. بحث کنید که چگونه تکرار به مردم کمک می کند تا داستان را بهتر به خاطر بسپارند، و آهنگی را به داستان بیفزایند که لذت بخش و خشنود کننده باشد.

مطالعات اجتماعی: یک روش متفاوت زندگی

از کودکان بخواهید زندگی در این روستا را با زندگی در جامعه ی خودشان مقایسه کنند. می توانید چنین پرسش هایی بکنید: خانواده برای روشنایی از چه چیزی استفاده می کند؟ چه نوع وسیله ای برای حمل و نقل دارد؟  خریدهایش را چگونه انجام می دهد؟ در چه گونه خانه ای زندگی می کند؟
درباره ی نقش های زنان و مردان در داستان گفت وگو کنید. چه کارهایی را زنان انجام می دهند؟ چه کارهایی را مردان انجام می دهند؟ توضیح دهید که مدت ها پیش، بیش تر مردان و زنان نمی توانستند شغل ها و مسئولیت های شان رابه دلخواه خود انتخاب کنند. بگویید که در گذشته بیش تر، پسرها به مدرسه می رفتند، چون تصور می شد تنها پسران باید به مدرسه بروند. دختران می توانستند هر آن چه را نیاز دارند، از مادرهای شان یاد بگیرند.

مطالعه ی اجتماعی: مجموعه های گوناگون

به کودکان یادآوری کنید که ژوزف از دستمال شگفت انگیزش استفاده می کند تا مجموعه ی سنگ هایش را نگه داری کند. در درباره ی انواع چیزهایی حرف بزنید که می توان جمع آوری کرد، شامل سنگ ریزه، تمبر، کارت های بازی و سکه. از کودکان بپرسید که آیا آن ها مجموعه ای دارند یا نه. آیا مجموعه شان را در یک جای ویژه نگه داری می کنند؟ از آن ها بخواهید مجموعه های شان را به کلاس بیاورند. 

علم: در مورد موش ها بیش تر بدانیم

از کودکان بخواهید در باره ی موش ها و عادت های شان چیزهایی یاد بگیرند. اطلاعاتی در این  زمینه که آن ها کجا زندگی می کنند، چه چیزی می خورند، چه  قدر عمر می کنند و چگونه رفتار می کنند، جمع کنید. اگر ممکن است، یک موش از فروشگاه حیوانات خانگی بیاورید و رفتار حیوان را همراه کودکان مشاهده کنید. از کودکان بخواهید تجربه هایی را که با حیوانات مشابه مانند همستر و خوکچه ی هندی داشته اند، در کلاس مطرح کنند.

علم: آن را دور نیندازید!

یادآوری کنید هر بار که پدربزرگ یک چیز کهنه را می گرفت و آن را به چیز تازه ای تبدیل می کرد، کار بازیافت  انجام می داد. درباره ی اهمیت بازیافت گفت وگو کنید. از کودکان بخواهید که روش های بازیافت در مدرسه و خانواده شان را توضیح دهند. اگر مدرسه ی شما برنامه ی بازیافت ندارد، با دانش آموزان کلاس تان این برنامه را تنظیم کنید.

فعالیت های هنری خلاقانه: برشی از زندگی

به تصویر خانه در صفحه ی ۴ نگاه کنید. به کودکان بگویید که این تصویر، مدلی از داخل یک خانه است. یادآوری کنید که خانه های اسباب بازی هم برشی از یک خانه را نشان می دهند. از کودکان بخواهید مدلی از خانه بسازند. آن ها ممکن است بخواهند از خانه های خودشان به عنوان مدل استفاده کنند یا خانه های تخیلی بیافرینند. آن ها را تشویق کنید تا میز و صندلی، کاغذ دیواری، نقاشی ها و دیگر لوازم را نیز در مدل خود بگنجانند. آن ها می توانند برش های شان را با استفاده از جعبه های کوچک کاغذی و چسباندن آن ها به یکدیگر بسازند.    
 

برگردان: فاطمه نصراصفهانی
 

عضویت در کانال تلگرام