شعر کودک و نوجوان

شعر کودک و نوجوان، شعری است که با تخیل و درک کودکان و نوجوانان تناسب داشته باشد و در یک جمله این که قابل فهم برای این گروه‌های سنی باشد. شعر دریافت‌های تازه‌ای به کودکان از جهان پیرامون شان می‌دهد و به آن‌ها کمک می‌کند تا از زاویه‌ای نو و با احساسات عالی به جهان بنگرند. در واقع شعر ارتباط کودکان را با جهان عمیق‌تر، عاطفی‌تر و دلچسب‌تر می‌کند.

شعر چهارشنبه‌سوری، نسخه صوتی و نوشتاری
مقاله
چهارشنبه‌سوری یکی از آیین‌های پیش بهاری است که پیش از آغاز نوروز اجرا می‌شود. در چهارشنبه‌سوری آتش افروختن بسیار امر مهمی است. مردم با شادی دور آتش جمع می‌شوند و از روی آن می‌پرند و شعر می‌...
شعر کبوتر کاغذی از محمود کیانوش
مقاله
بادبادک سفیدم باد که آمد هوا رفت کَلّه و دم تکان داد یواش یواش بالا رفت تو آسمان آبی شد مثل یک کبوتر نخ را که شُل می‌کردم بازهم می‌رفت بالاتر کوچک شد و کوچک شد شد قد یک...
شعر بره‌ی کوچولو از محمود کیانوش
مقاله
بره‌ی خوشگل سفید کوچک چاق تُپُلی چشم سیاه لب کلفت برف تن زبان گلی بَع بَع تو به گوش من چهچه بلبلان باغ چشم تو با نگاه گرم مثل شب پر از چراغ تو دره‌ها بچر، بدو بگرد و جست و...
شعر منظره از محمود کیانوش
مقاله
پاشو، پاشو، کوچولو از پنجره نگاه کن با چشم‌های قشنگت به منظره نگاه کن آن بالا، بالا خورشید تابیده در آسمان یک رشته کوه پایین‌تر پایین‌ترش درختان نگاه کن، آن دورها کبوتری می...
شعر کجا رفتی؟ از محمود کیانوش
مقاله
کجا رفتی؟         - کبوتر جان، کجا رفتی؟                     ...
شعر باغ الفبا از محمود کیانوش
مقاله
- کیست؟ کیست؟ - های! هو! باد خَزانَم، بگو باغ الفبا کجاست؟ آمده‌ام، تند و سرد، تا ببرم برگ زرد، بازکن، اینجا کجاست؟ - باد سرد، قاه، قاه! خوب به ما کن نگاه، در بَرِ گل‌...
شعر بهار آمد از پروین دولت آبادی
مقاله
بهار آمد، گل آمد نسرین و سنبل آمد گل‌های سرخ و زیبا در باغ خانه‌ی ما چشم‌ها را بازکردند با خنده ناز کردند بنفشه دسته دسته کنار جو نشسته در روز آفتابی در آسمان آبی پرنده‌...
شعر ای ایران از اسدالله شعبانی
مقاله
زیبا زیبا زیبایی ای ایران میهن خوب مایی ای ایران هم کوه و جنگل داری هم صحرا هم باغ و بوستان داری هم دریا من یک دنیا خاکت را دارم دوست من این خاک پاکت را دارم دوست...
مقاله
وقتی که هستم در تماشای درختان دانم که من هرگز نخواهم دید شعری دلکش‌­تر از این شعر زیبای درختان ببینم درختان را که فرزندان خاک‌­اند بر سینه‌ی مادر دهان‌­شان فشرده آن­‌ها همه پروردۀ...
شعر اندام‌های نارس از اسدالله شعبانی
مقاله
در آوار بی‌هودگی انبوهی مرگ را بر اندام‌­های نارس می‌گیریم و انتظاری بلند خورشید را فرو می‌ریزد. در تالاب غوک‌ها صدا در صدا می‌اندازند و سکوت، تنهایی ماست به خلوت يک ستاره...
شعر شهر از افشین علاء
مقاله
آی شهر  آی شهر  ما شدیم  با تو قهر  در تو جز  دود نیست  در دلت  رود نیست  نه گلی  نه درخت  زندگی  در تو سخت...
شعر از دير سال عشق از اسدالله شعبانی
مقاله
آه نگاهی که‌مان بر آب سپردند آیینه را بر درنگ خواب سپردند از تن من هر چه بار تازگی افتاد همچو درختی که بر سراب سپردند با تو من از دير سال عشق بگویم این همه ما را در اضطراب سپردند...
شعر بلدم شعر بگویم از افشین علاء
مقاله
بلدم شعر بگویم  بلدم قصه بخوانم  بلدم خستگی‌ات را به سلامی بتکانم  بلدم پاک و مرتب  بزنم شانه به مویم  بلدم آینه باشم  بلدم راست بگویم  بلدم...
شعر صبح و کودک از افشین علاء
مقاله
صبح است و کودک  در خواب سنگین  یک خواب زیبا  یک خواب شیرین  مادر به شادی  آمد به سویش  زد بوسه آرام  حالا به رویش چشمان کودک  آرام...
شعر بنفشه و بهار از افشین علاء
مقاله
وقتی که مشکل برف  با آب چشمه حل شد  زنبور پر در آورد  کندو پر از عسل شد  هرجا که قهوه‌ای بود  شد سبز پسته‌ای رنگ هم روی دامن خاک  هم روی صورت سنگ...
شعر تابستان و ساحل دریا از اسدالله شعبانی
مقاله
ساحل دریا چقدر گرم است شن‌های ساحل چقدر نرم است نشسته‌ام من کنار دریا یه حوض کوچک کنده‌ام اینجا ساحل دریا رنگ به رنگ است گوش ماهی‌هایش خیلی قشنگ است سنگ‌های رنگی...
شعر کتاب عیدی من
مقاله
عمو نوروز بیا! شاد و پیروز بیا عید اومد، بهار اومد تو هم امروز بیا!                       عید اومده دوباره      ...
شعر مرد تنها ستاره‌ای مرده‌ست از محمود کیانوش
مقاله
مرد تنها ترانه‌­ای غمناک در خیال لبان خاموش است، پیش از آن که­ش به یاد آرد کس در میان کسان فراموش است. مرد تنها شکوفه‌­ای تاریک مانده بر شاخ‌سار پاییز است، نا چشیده بهار را، جامش...
شعر هیچ‌کس تنها نیست از محمود کیانوش
مقاله
آسمان تاریک است، هیچ‌­جا پیدا نیست. روشنایی مرده‌­ست، خبر از فردا نیست. از کسانم امشب یک نفر این­جا نیست. در دل تاریکم روزنی هم وا نیست. با خودم می­‌گویم: «غمی از این­‌ها...
شعر تولدت مبارک از اصغر واقدی
مقاله
ای گل سرخ و زیبا تولدت مبارک شکوفه باغ ما تولدت مبارک بیا بیا با شادی شب را چراغان کنیم با خنده‌های شیرین دنیا را خندان کنیم در جشن میلاد تو امشب گل‌افشان شده لب‌های تو...
شعر آسمان، ای روشن و تاریک از محمود کیانوش
مقاله
آسمان، ای­روشن و تاریک، روز و شب بسیار زیبایی؛ شب به رنگ آب­نوس، اما روزها هم­رنگ دریایی. گاه گم هم­چون خیالی، گاه چون حقیقت خوب پیدایی. گاه آن بالا، بسی دوری، گاه پنداری که...
شعر برجی تمام برف از محمود کیانوش
مقاله
هرگز ندیده‌­ام زیباتر از تو کوه، این‌­قدر سرافراز، این‌­قدر با شکوه. گاهی نهان شوی در آشیان ابر؛ گاهی برآوری سر از میان ابر. قصری تمام سنگ، برجی تمام برف، شهری تمام...
شعر باران و سلام سبز از محمود کیانوش
مقاله
بیا، ای­‌خوش خبر باران اسفند، سلام سبز فروردین بیاور؛ برای شاخ‌ساران برهنه فراوان جامه‌‌ی رنگین بیاور. بگستر بر زمین فرش زمرد، بریز الماس‌تر در جویباران، که می‌­آید به سوی...
شعر من زندگی را دوست می‌دارم از محمود کیانوش
مقاله
تا نور بینایی جان را فروزد در چراغ چشم، تا آفتاب از آسمان مهر گل برمی‌­افشاند به باغ چشم، من دیدن هر چیز را در هر جای این جهان بیکرانه دوست می‌­دارم. این زندگی این است،...
شعر بتاب بر دنیا از آتوسا صالحی
مقاله
ستاره می‌­خندد: «بتاب بر دنیا که نور امیدی جهان،اگر تاریک ولی تو خورشیدی.» پرنده می‌­پرسد: «به آسمان،با من چرا نمی‌­آیی؟ پرنده­‌ها رفتند تو باز این‌جایی؟» درخت می­‌گوید...
شعر پرده‌ی زرد از محمود کیانوش
مقاله
باد پاییز از میانه‌ی دشت می­‌دود گاه تند و گاه آرام به در باغ می‌­رسد خسته، می­‌کند با زبان سرد سلام. باغ افتاده است خواب­‌آلود، داغ از آفتاب تابستان. نفسش از غبار و گرما تنگ...
شعر قاصدک از محمود کیانوش
مقاله
قاصدک، راست بگو، از کجا آمده‌­ای؟ با چه پیغام خوشی نزد ما آمده‌­ای؟ ای که بر اسب نسیم می­‌شوی نرم سوار، می­‌کنی با دل شاد همه­‌جا گشت و گذار، همه در خانه‌ی خود می­‌...
شعر آرزو از آتوسا صالحی
مقاله
آرزو می­‌کنم در بهاران دست جنگل پر از سایه باشد روز و شب، خار و گل،دست در دست مار با پونه همسایه باشد در هوا مهربانی بپیچد مثل بوی علف، بوی هیزم ناگهان جشن باران بگیرد خوشه­‌های...
شعر چشم‌هایم را که می‌بندم از محمود کیانوش
مقاله
چشم­‌هایم را که می‌­بندم شب می‌­آید در جهان سر؛ آفتاب و آن صفای روز می­‌رود از آسمان سر. چشم­‌هایم را که می‌­بندم آن­چه پیدا هست تنهایی است؛ در سیاهی­‌های تنهایی آن­چه پیدا نیست...
شعر درخت شب از محمود کیانوش
مقاله
شب درختی سیاه و بزرگ است، پخش در آسمان شاخسارش. چون هوا خوب تاریک گردد، گردد آغاز فصل بهارش. شاخه در شاخه و برگ در برگ، سایه بر سایه چون کوه بر کوه، برگ بر برگ: بسیار، بسیار...
شعر وقتی کبوتر نیست از آتوسا صالحی
مقاله
گاهی که گنجشکان نمی­‌خوانند وقتی پرستوهای زیبا در سفر هستند وقتی کبوتر نیست وقتی همه از حال آن­‌ها بی­‌خبر هستند انگار آن­‌جا پشت شیشه آسمان خالی است خورشید بی­رنگ است شکلی خیالی...
شعر کمی سرود و بوی عید از آتوسا صالحی
مقاله
درخت­‌ها برای خانه‌ی زمین، ستاره­‌ها برای باغ شب کمند پرنده­‌های فوج فوج روزهاست در آسمان شهر من نمی‌­پرند کسی در آرزوی برگ و بار سبز، به فکر دست خالی کویر نیست و روی پشت‌­بام...
شعر مهربانی از محمود کیانوش
مقاله
بگذار چشمت در آسمان چهره‌­ات، شاد مانند خورشید، بخندد. بگذار خورشید با خنده‌­های گرم و آزاد بر اخم شب راه ببندد. بگذار لب­‌ها مانند باغ در بهاران، از شاخه­‌ها گل...
شعر اسب سرکش از موهان سینگ
مقاله
اسب خورشید  با نفس‌های تندش می‌آید تا به نزدیکی ساحل شب سم فرو کوبد و گرد سرخی برانگیزد از جای  یال شنگرفی‌اش از عرق گشته نمناک  از دهانش کفی سرخ بیرون فشاند. شب می‌...
شعر خواهرم شیرین است از اسدالله شعبانی
مقاله
خواهر کوچک من مثل یک شاخه گل است با دوتا لپ گلی خنده‌رو و تپل است خواهرم شیرین است مثل یک حبه نبات خنده‌هایش شکر است بوسه‌هایش شکلات می‌تواند بدود مثل یک موش زرنگ می‌کند...
شعر شب نخواهد ماند از الینورفارجن
مقاله
شب را تو اگرچه دست بسته با میخ هزارها ستاره  بر سینه‌ی اسمان بدوزی  چون سر بزند سحر دوباره  شب رفته و جای او نشسته بر دامن آسمان چه روزی! شب را تو به بند اگر کشی...
شعر داغی به جاودانه از اسدالله شعبانی
مقاله
از تنگ خاک، خانه برآوردم از سنگ و شن جوانه برآوردم خورشید را که گوهر دانایی‌ست، از ظلمت شبانه برآوردم آتش بر آشيانه‌ی غم بستم آه از دل زمانه بر آوردم با هر پرنده بال زدم، خواندم...
شعر ترانه تولد از اسدالله شعبانی
مقاله
خنده شادی امشب به روی لب‌های ماست جشن تولد تو جشن تمام گل‌هاست ای گل ناز کوچک تولدت مبارک شمع سفید روشن کنار شیرینی است میوه و چای و شربت در سبد و سینی است ای گل ناز...
شعر قالی سبز چمن از اسدالله شعبانی
مقاله
باز بهار آمده به باغ و صحرا پر شده از بوی گل تمام دنیا قالی سبز چمن خیلی قشنگ است شکوفه درختان رنگ به رنگ است به شاخه‌ها نشسته صدها جوانه کرده میان شاخه  پرنده...
شعر من بهارم از اسدالله شعبانی
مقاله
من بهارم فصل باران سبز و خرم شاد و خندان دوست دارم دانه‌‌ها را بازی پروانه‌ها را دوست دارم آسمان را آفتاب مهربان را دوست دارم روی گل را رنگ گل را بوی گل را دوست دارم ماهیان را...
شعر فروردین ماه گل‌ها از عباس یمینی‌شریف
مقاله
فروردین ماه گل‌ها دنیا دارد تماشا اردیبهشت از سبزه زیبا می‌گردد صحرا خرداد آید پیاپی میوه‌های گوارا تیر آرد با خود گرما گرمک می‌گردد پیدا مرداد از هندوانه پر می‌شود همه جا...
شعر سبز و سبز و سبز از محمود کیانوش
مقاله
سنگ و سنگ و سنگ کوهسارها شر و شر و شر آبشارها صاف و صاف و صاف جویبارها سبز و سبز و سبز کشتزارها باز و باز و باز چشم آفتاب شاد و شاد و شاد خنده‌های آب شاخه‌ها و باد...
شعر خواب هشتم از صفورا نیری
مقاله
خواب دیدم:  بشقابی سفید  زیر درختی سبز، جا مانده  با یک سیب زرد و صورتی در دلش. سیب­‌ها، زیبا هستند اما آن سبب چیز دیگری بود... با خودم گفتم: برش می‌­دارم...
شعر خواب هفتم از صفورا نیری
مقاله
خواب دیدم: یاد آن قدر تند می‌­آمد که پرنده­‌ها را با خود می‌­برد... پرستوها درست مثل تصویرشان در نقاشی­‌ها بودند.  پس از ماه‌­ها دوری می‌­آمدند تا برای مدتی پیش ما بمانند...
شعر خواب ششم از صفورا نیری
مقاله
خواب دیدم: زیر آفتاب ظهر  ایستاده­‌ام در حیاط مدرسه به انتظار دوستی که عادت داشت تا لحظه‌­ی آخر بماند در جلسه‌ی هر امتحانی. زیر آفتاب ظهر ذهنم هم گرم شده بود! جواب‌های...
شعر بی تو جهان تهی‌ست از اسدالله شعبانی
مقاله
 به شعله دولت آبادی .... بی‌تو تمام راه پریشانی‌ست بی شعله‌ای همیشه به تاریکی. بگذار تا برای همیشه دست تو را که شاخه دانایی‌ست با این دل شکسته بپیوندم  زیرا که عشق...
شعر من و دنیا از محمود کیانوش
مقاله
با چشمم دنیا را می‌بینم این‌جا را آن‌جا را می‌بینم با پایم در دنیا می‌گردم در این‌جا در آن‌جا می‌گردم با دستم دنیا را می‌گیرم این‌ها را آن‌ها را می‌گیرم با قلبم دنیا را می‌خواهم...
شعر گل وا شد از اسدالله شعبانی
مقاله
من تو او ما هستیم ما با هم پیوستیم من ابرم می‌بارم می‌گریم نم نم نم من خاکم من پاکم از باران  نمناکم من نورم تابانم خوشحالم خندانم ما ابریم ما...
شعر ارتفاع شب پره از اسدالله شعبانی
مقاله
بر پای غم نشسته دل کوه-پر مرا دریای بی‌کران شده دامان‌­تر مرا  تا در کلاف مهر تو دستی برآورم  در بند خاک مانده كمان كمر مرا در تنگ پست واقعه، دل را حکایتی ست با آسمانی این...
شعر شبانه‌های زمین از اسدالله شعبانی
مقاله
تو مرگ را نپذیرفتی و هوشیاری اندامت درخت را معنا کرد و خاک را، که با تمامی اجساد بی‌پناه یکی شد که با تمامی آوارها به هم پیچید و ما، در آتش و فریاد خویش دانستيم که زندگی رازی‌ست...