شعر برای کودکان ۷ - ۹ سال
در این صفحه می توانید اطلاعاتی از لیست کتاب ها، مقالات، خبرهای مرتبط با شعر برای کودکان ۷ ۹ سال را مشاهده کنید.
«بیا با هم» مجموعهکتابی دربارهی مهارتهای سادهی زندگی است که هر کودک باید با همراهی والدین یا مربی و آموزگار آنها را انجام دهد و تمرین کند. در این کتابها، کودک در کنار خانواده، آشپزی، باغبانی، بازیافت، تمیزکاری، ساختن چیزهای تازه، کاشتن سبزیجات و خرید کردن را میآموزد و از آموختن این مهارتها لذت میبرد. این کتابها، درسهایی ساده و کاربردی برای فرا گرفتن، تعامل اجتماعی، مسئولیتپذیری و گفتوگو و همکاری است. کودک با خواندن و دیدن این کتابها میآموزد که چگونه با دیگران بهتر و مؤثرتر ارتباط بگیرد و مهارتهای آموخته را بهخوبی در کنار یکدیگر انجام دهد. ماجرای هر کتاب به صورت شعر نوشته شده است.
یکشنبه, ۲۶ تیر
به قصه قصه، مادر،
مرا به خواب بردی
در آسمان روشن
به آفتاب بردی
به اختران شب تاب
به ماهتاب بردی
به قصه قصه گفتی:
جهان چه خوب و زیباست!
جهان و هر چه در اوست
برای شادی ماست
تو خوب و مهربان باش
جهان زِ مهر برپاست.
دوشنبه, ۱۵ آذر
کودکم،
چهرهات
آسمان آبی من است.
نازنین،
خندهات
صبح آفتابی من است.
اَخم میکنی و باغ سینهام
خالی از گل و گیاه میشود.
جان من، که آسمانِ صاف بود،
ابر میشود، سیاه میشود.
باز شو، شکفته باش،
مثل روی آفتاب و روی ماه.
کودک عزیز من، بخند:
قاه، قاه، قاه! قاه، قاه، قاه!
شنبه, ۱۳ آذر
اسب سفید نقره سُم
هم چشم سیاه، هم یال و دُم
حیوان رام و مهربان
گفتی سخنها بی زبان
سبزهی تَر غذای تو
نُقل آورم برای تو
زین مینهم بر پشت تو
خوش میجهم بر پشت تو
پا در رکاب آمادهام
ای یار خوب و سادهام
باهم به صحرا میرویم
اینجا و آنجا میرویم
اسب سفید نقره سُم
هم چشم سیاه، هم یال و دُم.
سه شنبه, ۹ آذر
گلها را من
میبینم گل
میچینم گل
می دانم گل
اما هر یک
از این گلها
نامی زیبا
از رویی خوش
میگویم گل
میبویم گل
میخوانم گل
دارد نامی
با پیغامی
از بویی خوش
شنبه, ۶ آذر
زیبا زیبا زیبایی
ای ایران
میهن خوب مایی
ای ایران
هم کوه و جنگل داری
هم صحرا
هم باغ و بوستان داری
هم دریا
من یک دنیا خاکت را
دارم دوست
من این خاک پاکت را
دارم دوست
هرجای تو قشنگ است
سرتا سر
تو مهربان با مایی
چون مادر
زیبا زیبا زیبایی
ای ایران
میهن خوب مایی
دوشنبه, ۲۸ تیر
گل بادام ای سپید سپید
با خود آوردهای ز عید نوید
تو هم، ای تازه سنبل خوشبو
قصهی عید و نوبهار بگو
نرگس، ای تاج زر نهاده به سر
جوی را دادی از بهار خبر
لاله، ای سرخ روی باغ و چمن
ای به لبخند باز کرده دهن
حرفی از نوبهار میگویی
چو به دامن دشت میرویی
بید بن بیقرار آمده است
شادی نو بهار آمده است
شنبه, ۱۷ مرداد
دانه دانه ریخت باران
روی بام و روی ایوان
روی حوض خانهی ما
ریخت باران شاد و خندان
با سرود نرم باران
نارون از خواب پاشد
چشم خواب آلود نرگس
با نسیم صبح وا شد
آب حوض خانهی ما
از یخ نازک رها شد
کاشی فیروز رنگش
جایگاه مرغها شد
باز شد گنجشک زیبا
بر درخت خانه مهمان
شنبه, ۱۷ مرداد
دو بال نقرهای را باز کردی
ز روی بام ما پرواز کردی
گشودی بال در آن دشت آبی
در آن تابنده روز آفتابی
تو تا آن دور دور دور رفتی
کجا تا سرزمین نور رفتی
چو برگردی به بام خانهی ما
شوی مهمان به آب و دانهی ما
بیا ای پیک آزادی، کبوتر
چه از آزادی و شادی است بهتر؟
شنبه, ۱۷ مرداد