دانه دانه ریخت باران
روی بام و روی ایوان
روی حوض خانهی ما
ریخت باران شاد و خندان
با سرود نرم باران
نارون از خواب پاشد
چشم خواب آلود نرگس
با نسیم صبح وا شد
آب حوض خانهی ما
از یخ نازک رها شد
کاشی فیروز رنگش
جایگاه مرغها شد
باز شد گنجشک زیبا
بر درخت خانه مهمان
پر زد این سو، خواند آن سو
جیک جیک آمد بهاران
