شعر برای کودکان ۳ - ۶ سال
در این صفحه می توانید اطلاعاتی از لیست کتاب ها، مقالات، خبرهای مرتبط با شعر برای کودکان ۳ ۶ سال را مشاهده کنید.
توی یک کوچهی قشنگ، سه تا دختر و سه تا پسر قشنگ زندگی میکردند. اسم دخترها پروانه و پری و ویدا بود. اسم پسرها پرویز و ناصر و منصور بود. همهی این بچهها باهم دوست بودند. وقتی که مادرها و پدرهایشان اجازه میدادند، توی کوچه میآمدند و بازی میکردند.
یک روز مرد بادکنک فروشی به کوچهی آنها آمد. بادکنک فروش در کوچه راه میرفت و صدا میزد: «بادکنک! آی بادکنک!»
یکشنبه, ۹ آبان
زیبا زیبا زیبایی
ای ایران
میهن خوب مایی
ای ایران
هم کوه و جنگل داری
هم صحرا
هم باغ و بوستان داری
هم دریا
من یک دنیا خاکت را
دارم دوست
من این خاک پاکت را
دارم دوست
هرجای تو قشنگ است
سرتا سر
تو مهربان با مایی
چون مادر
زیبا زیبا زیبایی
ای ایران
میهن خوب مایی
دوشنبه, ۲۸ تیر
گل بادام ای سپید سپید
با خود آوردهای ز عید نوید
تو هم، ای تازه سنبل خوشبو
قصهی عید و نوبهار بگو
نرگس، ای تاج زر نهاده به سر
جوی را دادی از بهار خبر
لاله، ای سرخ روی باغ و چمن
ای به لبخند باز کرده دهن
حرفی از نوبهار میگویی
چو به دامن دشت میرویی
بید بن بیقرار آمده است
شادی نو بهار آمده است
شنبه, ۱۷ مرداد
دانه دانه ریخت باران
روی بام و روی ایوان
روی حوض خانهی ما
ریخت باران شاد و خندان
با سرود نرم باران
نارون از خواب پاشد
چشم خواب آلود نرگس
با نسیم صبح وا شد
آب حوض خانهی ما
از یخ نازک رها شد
کاشی فیروز رنگش
جایگاه مرغها شد
باز شد گنجشک زیبا
بر درخت خانه مهمان
شنبه, ۱۷ مرداد
دو بال نقرهای را باز کردی
ز روی بام ما پرواز کردی
گشودی بال در آن دشت آبی
در آن تابنده روز آفتابی
تو تا آن دور دور دور رفتی
کجا تا سرزمین نور رفتی
چو برگردی به بام خانهی ما
شوی مهمان به آب و دانهی ما
بیا ای پیک آزادی، کبوتر
چه از آزادی و شادی است بهتر؟
شنبه, ۱۷ مرداد