شعر هیچ‌کس تنها نیست از محمود کیانوش

شعر هیچ‌کس تنها نیست از محمود کیانوش

آسمان تاریک است،

هیچ‌­جا پیدا نیست.

روشنایی مرده‌­ست،

خبر از فردا نیست.

از کسانم امشب

یک نفر این­جا نیست.

در دل تاریکم

روزنی هم وا نیست.

با خودم می­‌گویم:

«غمی از این­‌ها نیست:

یک نفر از مردم

در کنارم تا نیست،

در سرم چون امشب

باغی از آوا نیست.

غیر از این تنهایی

هست غم؟ نه!ها؟ نیست!»

پچپچی می‌­آید؛

نه، صدای پا نیست.

پی موشی بر بام

گربه‌­ای آیا نیست؟

نه، خیال است این­‌ها،

کسی آن بالا نیست.

نم­نم باران است،

رعد و برق اما نیست.

حرف دارد باران،

گرچه او گویا نیست،

حرف او را بشنو،

خالی از معنا نیست.

او به ما می­‌گوید:

«همه کس دانا نیست.

با طبیعت هرگز

هیچ­‌کس تنها نیست.

همه با هم هستیم،

دشمنی در ما نیست.

هیچ‌­کس تنها نیست،

هیچ­‌کس تنها نیست!»

اطلاعات:
تاریخ انتشار: ۱۴۰۰-۰۲-۲۶ ۰۹:۳۳
پدیدآورندگان:
نویسنده:
متن سفارشی:

ديدگاه شما

کپچا
این پرسش برای آزمایش این است که آیا شما یک بازدید کننده انسانی هستید یا خیر و نیز برای جلوگیری از ارسال خودکار هرزنامه.