کتاب کودک و نوجوان: دوست

دوست

اولین باری که دخترک را دیدم به دریا خیره شده بود. به او پیشنهاد بازی قایم باشک را دادم و او پذیرفت اما با چشم های باز بازی می کرد و این کار مرا متعجب کرد. فهمیدم چشمانش قدرت دیدن ندارد اما خود او آن قدر توانا بود که با لمس کردن صورت من توانست شکل مرا روی ماسه های کنار دریا بکشد.

حالا من دوستی داشتم که می توانستم خیلی چیزها را از او یاد بگیرم. دوستی که از من بهتر می دید و بهتر نقاشی می کشید.

داستان واقعگرای "دوست" ماجرای نابینایی یک دختر کوچک است که اگر چه نمی تواند با چشمانش ببیند اما از گوش ها و انگشتانش کمک می گیرد تا ببیند، بازی کند، نقاشی بکشد، دوست بدارد و دوستش بدارند. اگرچه در صورت مهربانش چشمانی هست که سوی دیدن ندارند اما توانایی دیدنش کم از بیناها نیست. داستان با درونمایه اجتماعی، عاطفی و شناختی به یاری کودکان با نیازهای ویژه می آید تا خود را در جای دخترک توانای داستان بگذارند و با او همذات پنداری کنند و به زندگی و آینده امیدوار باشند.

تصاویر کتاب بسیار خیال انگیز است با رنگ های شاد که حس دلپذیری به خواننده منتقل می کنند.
 

ديدگاه شما

کپچا
این پرسش برای آزمایش این است که آیا شما یک بازدید کننده انسانی هستید یا خیر و نیز برای جلوگیری از ارسال خودکار هرزنامه.