دیدگاه های کهنه از فضاهای آموزشی را دور بریزیم!

دیدگاه های کهنه از فضاهای آموزشی را دور بریزیم!

جستارهای پژوهشی و اختصاصی کتابک در زمینه ترویج آموزش خلاق کودک محور!

چندین دهه است که در کشورهای پیشرفته، ساخت مدرسه به عنوان یک سلول جدا از اجتماع به کناری گذاشته شده است و همه کسانی که به طراحی فضاهای آموزشی می پردازند به مدرسه یا آموزشگاه به عنوان سازه ای درون جامعه و در پیوند به آن نگاه می کنند. متاسفانه ایستایی نظام آموزش و پرورش از یک سو و سیطره جویی این نهاد برای کنترل همه عوامل از فضای مدرسه تا محتوای آموزشی، جامعه ایران را هر روز بیش از گذشته فرسوده می سازد. برای رهایی از این وضعیت هم دولت باید به طور واقعی راه را بر نهادهای مدنی و خصوصی باز کند و هم نهادهای مدنی و خصوصی باید وارد گود شوند و با پرهیز از سطحی نگری و تاکید بر ژرف اندیشی راهکارهای خود را در این زمینه ارائه دهند.

کتابک

فضای آموزشی و تاثیر آن بر آموزش کودکان

آموختن، فرآیند اصلی ذهن هر انسان است که از زمان تولد تا هنگام مرگ در محیط زیست وی صورت می گیرد. اگر آموزش نهادینه باشد، در فضاهای آموزشی انجام می گیرد و بنابراین فضای آموزشی اصلی ترین جایی است که به ذهن کودکان شکل می دهد. توجه به این فضاها و تبدیل آن به مکان هایی متناسب برای بروز خلاقیت و آموختن، امری ضروری است که ما باید برای کودکان مان انجام دهیم.

برای روشن شدن میزان اهمیت طراحی فضاهای آموزشی به جدول شماره یک دقت کنید، زمان بندی گرایش های ذهنی- حسی یک انسان در آن نشان داده شده است. آنچه مسلم است پایه این گرایش ها از نوزادی و زمان تولد شکل می گیرد. در ادامه این نوشتار به بیان چند نظریه و راهبرد برای طراحی فضاهای آموزشی کودکان پرداخته خواهد شد.

جدول شماره ۱: نیازمندی های مراحل رشد (لطف عطا، ۱۳۸۷: ۷۴)

مراحل رشد گرایش ها
اول ۱ از تولد تا یک سالگی گرایش های حسی – حرکتی
اول ۲ از یک تا سه سالگی گرایش های زبانی
دوم از سه تا ۷ سالگی گرایش های ذهنی
سوم از ۷ تا دوازده سالگی گرایش های عینی
چهارم از دوازده تا هژده سالگی گرایش های ذهنی به ارزش ها

عوامل موثر در طراحی برای یک محیط آموزشی:

  • زمان، فضا، اطلاعات و ابزار پایه ایی بکار رفته در آموزش
  • دانشمندان و آموزگاران – هنرمندان یا کاردانان (تکنسین) به عنوان اعضای موثر
  • اصول پایدار در نگرش کودکان (عناصر ثابت در ذهن کودکان برای درک محیط)
  • راه های دیدن و اطلاع از چگونگی نگریستن کودکان

عناصر تاثیرگذار بر فضای آموزشی:

مجموعه ایی از عوامل می توانند بر میزان تاثیرگذاری فضا بر ذهن کودک سودمند باشد، در زیر به مجموعه این عوامل اشاره شده است:

پربار بودن حسی، رنگ، گوناگونی، روشنی، احترام به مخاطب، باورپذیر بودن (واقعی بودن)، برانگیزنده تخیل، آرامش، آزادی، پویایی، انعطاف پذیری، گرمای محیط، تغذیه، انسانیت، باز بودن فضا، دانش و خرد.

کیفیت های پیش گفته هنگامی که در کنار هم قرار می گیرند، می توانند یک فضای ارزشمند را بسازند.

ساختمان یک مدرسه چیزی بیش از فضایی منزوی است که کودکان ساعت های مشخصی را در آن سپری می کنند. فضای مدرسه مکانی است که کودک در آن در نقش خود به فعالیت می پردازد. هر مدرسه، کودکستان و هر گونه فضای آموزشی باید قدرت ترکیب شدن با اجتماع را داشته باشد تا بتواند این اجتماع های کوچک را نمونه ایی از جامعه بزرگ تر بپندارند و زنجیره وار به جامعه اصلی پیوند بزنند. بدین ترتیب کودک چگونه اجتماعی بودن را در فضایی یکدست و یکرنگ و بدون تحمل آسیب های احتمالی در محیط شهری می آموزد.

یکی از کارهای نادرستی که در برخورد با ساختمان مدارس صورت می گیرد جداسازی از محله و در نظر نگرفتن آن به عنوان یک فضای شهری است، فضایی سرزنده جهت حضور مردم و گردهم آیی های اجتماعی در آن. می شود مدرسه با دو یا چند کاربری بهره برداری شود، به طور نمونه یک مدرسه به عنوان خانه محله نیز کاربرد داشته باشد. ساختن ساختمان و عمارتی مستقل برای مدرسه سال هاست که منسوخ شده است و دنیا به سمت خلق باغ شهرهایی کودکانه پیش می رود.

تصویر زیر متعلق به یک فضای شهری در شهر "بی جین" چین است که دو مدرسه و محله به طور مشترک از آن استفاده می کنند.

دیدگاه های کهنه از فضاهای آموزشی را دور بریزیم

در خصوص طراحی فضای داخلی باید به این نکته توجه داشت که کلاس های درسِ بسته و جعبه مانند رو به افول هستند و به مرور جای خود را به کلاس هایی خواهند داد که با بخشی از اجتماع در پیوند باشند. فضای اصلی یک مدرسه به عنوان عنصر اصلی ارتباط دهنده کلاس ها و فضاهای آموزشی باید متنوع باشد تا کودک با حضور در آن چهره کوچک شده و متناسبی از جامعه بیرونی را درک کند. در نتیجه گذران سال های تحصیل و بلوغ، با روند همگون با اجتماع، تجربه ایی پذیرنده و جذاب خواهد بود. مدرسه علاوه بر مکانی برای سوادآموزی جامعه ایی کوچک، پناهگاهی برای کودکان و مکانی برای آموختن روابط اجتماعی تبدیل خواهد شد.

دیدگاه های کهنه از فضاهای آموزشی را دور بریزیم

مشارکت:

برای خلق یک فضای آموزشی با کیفیات ذکر شده باید تمامی دیدگاه ها مهم دانسته شوند. ایجاد دیدگاه مشارکتی میان معماران و پژوهشگران آموزش ما را به این سمت سوق می دهد که فضای آموزشی باید: دارای هویت و حس تعلق ، سرشار از آسایش و امن و دنج باشد.

مشورت با کودکان سوی دیگر از این برداشت است. دقت در رفتار و خواسته های آنان نشان می دهد ایجاد فضاهایی برای ورزش، غذا خوردن، استفاده از فناوری و بازی، در محیط آموزشی شان ضروری است. تفکیک حدودی فضاها با توجه به کاربری آن ها باعث ایجاد نظم ذهنی در کودکان می شود اما باید توجه داشت که افراط در این امر باعث خلق فضاهایی کسالت بار می شود. "استفان پس" معتقد است که اگر ما بخواهیم فضاهای آموزشی مناسب برای جامعه قرن بیست و یکمی خلق کنیم، باید به کلاس ها، مدارس و کارهای مان متفاوت بنگریم. در همین راستا کیرستین چیلر معتقد است برای ایجاد تغییری حقیقی باید: از نظر کودکان خود نیز متفاوت بروز کنیم. کودکان گرایش دارند ما را به عنوان هنرمند ببینند تا تکنسین های علمی و قانونمند.

قدرتمندترین عامل در طراحی یک فضای آموزشی توجه به نگرش و زاویه دید کودکان به دوران کودکی و دنیای اطراف شان است. این موضوع که کودکان به دنیا چگونه می نگرند و چه روندی را در ذهن می پیمایند تا تصمیم های خود را بگیرند نکاتی است که باید در طراحی یک مکان آموزشی در نظر گرفته شود.

دیدگاه های کهنه از فضاهای آموزشی را دور بریزیم

فضای باز:

یکی از گزینش های ما در طراحی فضای مناسب آموزشی برای کودکان نگرش به فضای باز در طراحی های فضای آموزشگاهی است. بنابر دیدگاه موسسه پژوهشی کودکان نیوزیلند: تاثیر محیط بیرونی و درونی به صورت هماهنگ بر برنامه درسی نونهالان نقش بسیار مهمی در "آموزش های اجتماعی-فرهنگی" دارد. آموزش ها باید برای درک اجتماعی، روابط متقابل با افراد و درک فضاها و عناصر موجود در آنان برنامه ریزی شود.

برنامه های آموزشی در نظر گرفته شده برای نوزادان، کودکان نوپا و پیش دبستانی در نیوزیلند دوهدف اصلی را دنبال می کند:

پرورش منش و خوی مثبت یادگیری کودکان و ساده سازی درک دیدگاه های کودکان در مورد اماکن، مردم و وسایل (تجهیزات)

شیوه یادگیری کودکان وتوجه بیشتربه این شیوه (مسیرمثبتی که برای آموختن پیموده می شود) نسبت به مطالب یاد گرفته شده. (به عبارتی آموختن به هر شیوه ایی توجیح پذیر نیست)

کودکان به عنوان نوآموزان فعال شناخته می شوند، در نتیجه آموختن وآموزش دادن باید با شیوه متقابل و همسو پیش برود. گاهی حتا کودکان آموزش می دهند و آموزگاران می آموزند. با نظریه آموزشی "اجتماعی-فرهنگی" محیط تعریفی متفاوت خواهد داشت، کودکان متفاوت می بینند و مدیریت می کنند. آنان با نمادها و نشانه های فرهنگی بیش تری آشنا می شوند و با عناصر طبیعی محیط زیست خود تماس مستقیم خواهند داشت.

دیدگاه های کهنه از فضاهای آموزشی را دور بریزیم

فضای بیرونی با مصالح طبیعی Otaki Kindergarten

در روش آموزشی نیوزیلند مهم ترین ویژگی ها وجود عواملی چون فضایی سرشار از تجهیزات با مصالح مناسب، با طراحی و مدیریت حساب شده در راستای ارتقای سطح برخورد کودکان با مردم و بالا بردن توان حضور و ارتباط با گروه های اجتماعی است.

در سال ۲۰۰۴ گروهی از پژوهشگران انگلیسی، مجموعه پرسش هایی را از کودکان سرتاسر انگلستان در باره میزان تاثیر محیط بر آنان را مطرح کردند که نتیجه آن به شرح زیر است:

  • نابرابری در مورد تساوی محیطی با کیفیت بالا، میان کودکانی که در روستاها زندگی می کنند به نسبت کودکان شهری
  • کودکان حس بسیار قوی در زمینه محیط به عنوان یک فضای اجتماعی دارند و این موضوع عامل علاقه و کشش کودکان به بازی در فضاهای باز است. از این راه می توان برای ایجاد روابط اجتماعی و توسعه آن فعالیت کرد.
  • اولین عنصر تاثیرگذار بر واکنش کودکان در محیط های جدید بر اساس میزان احساس خطر آنان است.
  • در کمال تعجب بسیاری از کودکان در بدست آوردن دید درست از محیط جدید موفق هستند اما آنان این مهم را با توجه به طرح واره های ذهنی خود از محیطی که متعلق به آن هستند کسب می کنند.

از آنجا که کودکان ساعت های منظم و زیادی را در مدرسه می گذرانند، پیشنهاد می شود جهت بهبود و بالا بردن حس ها و توانایی های ذکر شده، مدارس سبز و پایدار طراحی شود؛ به کودکان فرصت ساخت محیط بیرونی و بروز خلاقیت های شان داده شود. از محیط طبیعی به عنوان عاملی برای ارتباط بین کودکان استفاده شود. در نهایت محیط طبیعی و عمومی بیشتر در فضاهای آموزشی، انجام فعالیت های گروهی، لمس طبیعت و پیوند با جامعه، باعث رشد کودکانی سالم چه از منظر جسمی و چه از منظر روانی خواهد بود.

منابع:

لطف عطا، آیناز، "تاثیر عوامل محیطی بر یادگیری و رفتار در محیط های آموزشی (ابتدایی) در شهر"، فصلنامه مدیریت شهری، تهران: ۱۳۸۷

Burke, Catherine, University of CAMBIDGE, P.‎ HD.‎ -Research of dissertation

Early Childhood Education Centres of InnovationNew Zealand Ministry of Education.‎

Thomas,Gillian and Thompson,Guy, “A ChildÕs Place: Why environment matters to children”, Green Alliance, London, 2004

اطلاعات:
تاریخ انتشار: ۱۳۹۳-۰۶-۳۱ ۱۲:۲۱
نویسنده:
مهتاب سیدآبادی
متن سفارشی:

ديدگاه شما

کپچا
این پرسش برای آزمایش این است که آیا شما یک بازدید کننده انسانی هستید یا خیر و نیز برای جلوگیری از ارسال خودکار هرزنامه.