وبلاگ کتابک

وبلاگ کتابک
شعر ای ایران از اسدالله شعبانی
زیبا زیبا زیبایی ای ایران میهن خوب مایی ای ایران هم کوه و جنگل داری هم صحرا
وقتی که هستم در تماشای درختان دانم که من هرگز نخواهم دید شعری دلکش‌­تر از این شعر زیبای درختان ببینم درختان را که فرزندان خاک‌­اند
بازنمایی اختلال‌های شایع روانی در داستان‌ و پویانمایی، بررسی پویانمایی «وینی پو»
«وینی پو» (Winnie-the-Pooh) نام پویانمایی معروفی است که بر اساس داستانی با همین نام، نوشته‌ی آلن الکساندر میلن، ساخته شده است.
لالایی کرمانی خواب، صوتی
للالالای کمربستی  دِرَم کردی درِ بستی 
لالایی کرمانی گل خیری
للالالای گل خیری چرا آروم نمی‌گیری  تو فرزند کدوم میری همون میرای سیرجونی
جودی دمدمی
«جودی دمدمی» ملکه‌ی خلق‌وخوها و احوال جورواجور است. روزهایی سرحال و خوش‌اخلاق است و اوضاع را با گشاده‌رویی اداره می‌کند. روزهایی هم با خلق تنگ و اوقات‌تلخی رفتار می‌کند. در واقع حال و هوای جودی هم...
لالایی کرمانی گل آوشن
للالالای گل آوشن  چراغ حجله‌ات روشن  للالالای گل آوشن  که شب تاریک و روز روشن  که روشنایی برارودم  که تاریکی بشه دشمن 
لالایی کرمانی گل ترخون
آی للالالای گل ترخون  بابات رفته کبوتر خون  للالالای گل مرجون  بابات رفته به رفسنجون  للالالای گل زیره  بابات رفته زنی گیره  کنیزی ورتو می‌گیره 
خر کوچولو
خر کوچولو از دل مجموعه داستان‌های یک نویسنده‌ی ادبیات کودک هلندی به نام «ریندرت کرم هاوت» می‌آید و در کشور خودش و بسیاری از کشورهای دیگر مشهور شده است. می‌دانید چرا؟ برای رسیدن به جواب می‌توانیم...
لالایی کرمانی لالا کن، صوتی
للالالای بکن لالا  که تا آفتاب میاد بالا  به حق سوره‌ی طه  بکن لالا بکن لالا  به حق مریم و عیسی  بکن لالا بکن لالا  همون خورشید تابنده 
میان پیغمبرها جرجیس را پیدا کرده
گویند روباهی خروسی را ربود.
 کرم ابریشم خیلی گرسنه
«کرم ابریشم خیلی گرسنه» یکی از شخصیت‌های محبوب و ماندگار ادبیات کودک است و در یک کتاب تصویری کوچک و ساده با نویسندگی و تصویرگری «اریک کارل» معرفی می‌شود؛ از زمان تولد تا وقتی که زندگی‌اش به عنوان یک...
حمام داشتیم بچه‌ها خوردند
یکی از مردمان شهر در قریه‌ای فرود آمد. بامداد صاحب‌خانه پرسید که: آیا شما حمام دارید؟؟ مرد نزد زن رفته بدو گفت: مهمان از ما حمام خواهد، آیا تو دانی حمام چه‌باشد؟
آقا گفته هفت انداز بپزید
بازرگانی از غلام به بانو پیام فرستاد تا برای شب شش‌انداز پزد. غلام که تا آن‌روز نام این خورش را نشنیده‌ بود، گمان برد شش‌انداز غذایی به کفاف شش شخص باشد.
آی صاحب بزغاله
مردی برغاله‌ای یافت. به او گفتند: واجب است در معابر ندا دهی تا اگر مالکی دارد، بیاید و گم گشته خویش بستاند، مرد در شوارع فریاد می‌زد: آی صاحب..... و آهسته می‌گفت: بزغاله!!
شعر اندام‌های نارس از اسدالله شعبانی
در آوار بی‌هودگی انبوهی مرگ را بر اندام‌­های نارس می‌گیریم و انتظاری بلند
شعر شهر از افشین علاء
آی شهر  آی شهر  ما شدیم  با تو قهر  در تو جز  دود نیست  در دلت  رود نیست  نه گلی  نه درخت  زندگی  در تو سخت 
شعر از دير سال عشق از اسدالله شعبانی
آه نگاهی که‌مان بر آب سپردند آیینه را بر درنگ خواب سپردند از تن من هر چه بار تازگی افتاد همچو درختی که بر سراب سپردند
شعر بلدم شعر بگویم از افشین علاء
بلدم شعر بگویم  بلدم قصه بخوانم  بلدم خستگی‌ات را به سلامی بتکانم  بلدم پاک و مرتب  بزنم شانه به مویم  بلدم آینه باشم  بلدم راست بگویم 
شعر صبح و کودک از افشین علاء
صبح است و کودک  در خواب سنگین  یک خواب زیبا  یک خواب شیرین  مادر به شادی  آمد به سویش  زد بوسه آرام  حالا به رویش چشمان کودک