وبلاگ کتابک

وبلاگ کتابک
شعر امروز، شعر از اسدالله شعبانی
... زیرا که آفتاب خود ذره‌ای ز پیکره‌ی کهکشان ماست باید همیشه بود   تا آفتاب شد.
شعر گل سرخ زیبای من از ویلیام ‌بلیک
به دستم داد روزی مهربانی گلی از روشنی در شب چراغی که زیباتر از آن هرگز نیاورد  بهار مهربان درهیچ باغی
کشاورز و ماهی‌خوار- افسانه‌های ازوپ شماره 44
تعدادی ماهی‌خوار کشاورزی را دیدند که مزرعه را شخم می‌زد. آن‌ها با حوصله کشاورز را نگاه می‌کردند که پس از شخم زدن زمین، دانه می‌کاشت. ماهی‌خوارها گمان کردند مهمانی در پیش دارند. از این رو پس از این که...
شعر کودکان شعله‌ور از اسدالله شعبانی
به همراهم منیژه و مهربانی‌هایش
شعر آمدن از اسدالله شعبانی
ترا به آمدنی بزرگ می‌خواهم که دریچه‌ها آسمان را همه در آغوش گیرند و خورشيد
دو تا دیگ - افسانه‌های ازوپ شماره 43
دو تا دیگ، یکی فلزی و دیگری سفالی، روی اجاق بودند.
طاووس و ماهی‌خوار - افسانه‌های ازوپ شماره 42
طاووس با غرور بال‌هایش را باز کرد و با پهن کردن دُم پر زرق و برق‌دار خود در زیر نور آفتاب، خواست که ماهی‌خوار را تحت تاثیر قرار دهد.
شعر ای کاش مادر راحت بخوابد از مصطفی رحماندوست
تا صبح دیشب بیدار بودم تب داشتم چون بیمار بودم جز من یکی هم اصلا نخوابید هم‌درد من بود تا صبح نالید دست قشنگ‌اش روی سرم بود
شعر بیا دوباره برويم از اسدالله شعبانی
تو مهربان بودی و تکه تکه، دلت را به برگ‌ها دادی و از نهایت اندیشه‌های ویرانی, به اعتماد عظیم گاه تکیه زدی
شعر ادامه‌ی ما با هم از اسدالله شعبانی
بر آب‌های نقره می‌گذری در سادگی ماه با جزیره‌هایی از ستاره بر گیسوان سالیانی بر این، عشق را
گرگ و چوپان - افسانه‌های ازوپ شماره 41
مدت زیادی بود که گرگ در اطراف گله‌ی گوسفندان پرسه می‌زد و چوپان با احتیاط فراوان مراقبت می‌کرد که گرگ بره‌ها را با خود نبرد. ولی گرگ اصلا آسیبی به گوسفندان نمی‌رساند و به نظر می‌رسید که گرگ در نگه‌...
شعر خواب پنجم از صفورا نیری
خواب ديدم: پنج گنجشک بازیگوش  از راه رسیدند و یکی یکی نشستند لب پنجره. شروع کردند به گفت‌­وگو.
شعر ای ماه از دبلیو.اچ.دیویز
ای ماه، ‌ای زیبای نزدیک و درخشان جان و دلم را کرده زیباییت سرشار از شوق تو چون کودکی هستم که گاهی
 شعر آسمان قلبم از محمدکاظم مزینانی
انگار قلبم یک آسمان است بابای خوبم خورشید آن است انگار قلبم یک سبزه‌زار است
شعر رستگاری دل از اسدالله شعبانی
زمانه تیره‌تر از چشم­‌های بسته­‌ی ماست جهان شکسته‌­تر از قامت شکسته­‌ی ماست یکی شکوفه نمی‌­بندد این درختان را
شعر بهار از مصطفی رحماندوست
خبر خبر خبردار گل آمده به بازار یکی، دو تا، نه، ده تا نه ده، نه صد، چه بسیار به برف و سرما گفته
شعر پرسه‌های شبانه از اسدالله شعبانی
حساس می‌کنم همه مدارهای فضایی ترا به غفلت پرسه می‌کشند می‌خواهم در اکنون تو تست برآرم ما که زمین را به سرگردانی نمی‌خواستيم
شعر خانه ما از شکوه قاسم‌نیا
خانه کوچک ما چه گرم و چه باصفاست به چشم ما بچه‌ها بزرگ مثل دنیاست مامان نازنینم
شعر راه عشق از اسدالله شعبانی
به دوستانم، پراکنده در میهن
شعر باغ از پشت شیشه از اصغر واقدی
از پشت شیشه یک باغ پیداست باغی که سبز است باغی که زیباست باغی که سرخ است باغی که پر گل