وبلاگ کتابک

وبلاگ کتابک
لالایی کرمانی گل آوشن
للالالای گل آوشن  چراغ حجله‌ات روشن  للالالای گل آوشن  که شب تاریک و روز روشن  که روشنایی برارودم  که تاریکی بشه دشمن 
لالایی کرمانی گل ترخون
آی للالالای گل ترخون  بابات رفته کبوتر خون  للالالای گل مرجون  بابات رفته به رفسنجون  للالالای گل زیره  بابات رفته زنی گیره  کنیزی ورتو می‌گیره 
خر کوچولو
خر کوچولو از دل مجموعه داستان‌های یک نویسنده‌ی ادبیات کودک هلندی به نام «ریندرت کرم هاوت» می‌آید و در کشور خودش و بسیاری از کشورهای دیگر مشهور شده است. می‌دانید چرا؟ برای رسیدن به جواب می‌توانیم...
لالایی کرمانی لالا کن، صوتی
للالالای بکن لالا  که تا آفتاب میاد بالا  به حق سوره‌ی طه  بکن لالا بکن لالا  به حق مریم و عیسی  بکن لالا بکن لالا  همون خورشید تابنده 
میان پیغمبرها جرجیس را پیدا کرده
گویند روباهی خروسی را ربود.
 کرم ابریشم خیلی گرسنه
«کرم ابریشم خیلی گرسنه» یکی از شخصیت‌های محبوب و ماندگار ادبیات کودک است و در یک کتاب تصویری کوچک و ساده با نویسندگی و تصویرگری «اریک کارل» معرفی می‌شود؛ از زمان تولد تا وقتی که زندگی‌اش به عنوان یک...
حمام داشتیم بچه‌ها خوردند
یکی از مردمان شهر در قریه‌ای فرود آمد. بامداد صاحب‌خانه پرسید که: آیا شما حمام دارید؟؟ مرد نزد زن رفته بدو گفت: مهمان از ما حمام خواهد، آیا تو دانی حمام چه‌باشد؟
آقا گفته هفت انداز بپزید
بازرگانی از غلام به بانو پیام فرستاد تا برای شب شش‌انداز پزد. غلام که تا آن‌روز نام این خورش را نشنیده‌ بود، گمان برد شش‌انداز غذایی به کفاف شش شخص باشد.
آی صاحب بزغاله
مردی برغاله‌ای یافت. به او گفتند: واجب است در معابر ندا دهی تا اگر مالکی دارد، بیاید و گم گشته خویش بستاند، مرد در شوارع فریاد می‌زد: آی صاحب..... و آهسته می‌گفت: بزغاله!!
شعر اندام‌های نارس از اسدالله شعبانی
در آوار بی‌هودگی انبوهی مرگ را بر اندام‌­های نارس می‌گیریم و انتظاری بلند
شعر شهر از افشین علاء
آی شهر  آی شهر  ما شدیم  با تو قهر  در تو جز  دود نیست  در دلت  رود نیست  نه گلی  نه درخت  زندگی  در تو سخت 
شعر از دير سال عشق از اسدالله شعبانی
آه نگاهی که‌مان بر آب سپردند آیینه را بر درنگ خواب سپردند از تن من هر چه بار تازگی افتاد همچو درختی که بر سراب سپردند
شعر بلدم شعر بگویم از افشین علاء
بلدم شعر بگویم  بلدم قصه بخوانم  بلدم خستگی‌ات را به سلامی بتکانم  بلدم پاک و مرتب  بزنم شانه به مویم  بلدم آینه باشم  بلدم راست بگویم 
شعر صبح و کودک از افشین علاء
صبح است و کودک  در خواب سنگین  یک خواب زیبا  یک خواب شیرین  مادر به شادی  آمد به سویش  زد بوسه آرام  حالا به رویش چشمان کودک 
شعر بنفشه و بهار از افشین علاء
وقتی که مشکل برف  با آب چشمه حل شد  زنبور پر در آورد  کندو پر از عسل شد  هرجا که قهوه‌ای بود  شد سبز پسته‌ای رنگ هم روی دامن خاک 
شعر تابستان و ساحل دریا از اسدالله شعبانی
ساحل دریا چقدر گرم است شن‌های ساحل چقدر نرم است نشسته‌ام من کنار دریا یه حوض کوچک
شعر کتاب عیدی من
عمو نوروز بیا! شاد و پیروز بیا عید اومد، بهار اومد تو هم امروز بیا!                       عید اومده دوباره                       بهاره و بهاره
مجملی درباره کتب قرائتی - متن سخنرانی آقای دکتر هوشیار در سال 1335
امروز باز شاهد یکی‌دیگر از کارهای موسسین مجله‌ی سپیده‌ی فردا و همکاران محترم آن هستیم. کار لازم و قابل توجه در این کشور پهناور زیاد است. به‌حقیقت می‌توان گفت که در ایران هر کاری بکر است و دست‌نخورده...
شعر مرد تنها ستاره‌ای مرده‌ست از محمود کیانوش
مرد تنها ترانه‌­ای غمناک در خیال لبان خاموش است،
شعر هیچ‌کس تنها نیست از محمود کیانوش
آسمان تاریک است، هیچ‌­جا پیدا نیست. روشنایی مرده‌­ست،