وبلاگ کتابک

وبلاگ کتابک
تابستان کودکی با عطر گل‌ های شمعدانی
نمی‌دانم چرا‌ هر وقت گل‌های شمعدانی را می‌بینم،‌ یاد تابستان‌های کود‌کی‌ام می‌افتم.
یادداشت‌هایی از ثریا قزل ایاغ به بهانه نمایشگاه کتاب
با لالایی او را خواباندیم، حالا وقت بیداریست و بازی. نه با خودش بلکه ‌با ما، بازی‌های نوازشی نوعی نمایش هستند که یک‌‌ طرف ما هستیم و طرف دیگر نوزاد که دامنه حرکتش محدود است.
موسیقی بهار
ترانه‌ی موسیقی بهار، شعری است بازیافته از موسیقی طبیعت و شیفتگی شاعرانه‌ی آدمی در برابر آن.
کودکان بی آرزو
« آرزو‌ نیمی از زندگیست و بی‌تفاوتی نیمی از مرگ ! جبران خلیل جبران »
كتابخانه‌ خیابانی
اين صندوق صدقات نيست. يک كتابخانه‌ خیابانی است. می‌توانید زیر سایه‌ی درخت بنشینید نفسی تازه کنید و روحتان را صفا بدهید. ‌یا کتاب را به منزل ببرید، سرفرصت کتاب را بخوانید و به جای اولش برگردانید. یا...
رنگ ِبهار زرد شد از ترس
آن خانه باغ سبز فرو ریخت خاموش شد ترانه‌ی روشن
بفشه‌های عمو نوروز در نوروزگاه تهران ۱۳۹۸
چند سالی است که در آغاز سال نو طرح شهری به نام نوروز گاه با همکاری شهرداری‌ها برگزار می‌گردد. نوروز گاه‌ها فضاهای شهری هستند که با برگزاری برنامه‌های فرهنگی متناسب با سال نو و آیین‌های نوروزی سعی در...
بهار در راه است!  نوروز فرخنده!
نوروز، کودک و پرنده پرنده نوروز را از خورشید گرفت  و با آوازش بر زمین پاشید بلور یخ شکست درخت جوانه زد و کودک روی شن‌های ساحل نوشت
نگاهی به آداب و رسوم چهارشنبه سوری در آذربایجان
آخیر چرشنبه ادبیات شفاهی آذربایجان، چهارشنبه آخر سال را با عناصر اربعه نامگذاری کرده است که بعضاً با اسامی دیگری نیز شناخته می‌شوند. نخستین چهارشنبه، «یئل چرشنبه سی» (چهارشنبه باد) است که به آن «...
آرزو شاطاهری از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید
بابا روستازاده بود. کودکی خوشی را توی روستا گذرانده‌بود. تا نه‌سالگی در تاکستان‌های روستا دویده‌بود. چنان از سرخی شاهانی و شیرینی عسگری می‌گفت که دهانمان آب‌می‌افتاد.
گفتگوی نوروزانه با دکتر علیرضا حسن‌زاده
مرا باد با خود آورده بود شبیه آواز قناری‌ها که کودکی روزهای رفته را خواب می‌دیدند.
عیدی عمه سلطان
سال‌هاست نزدیک عید که می‌شویم و هوا از عطر ریه درخت‌ها و سبزه‌ها پر می‌شود، خاطره‌ای غریب تمام ذهنم را پر می‌کند. خاطره‌ای که قدرت جادویی بنفشه‌ها، تخم‌مرغ‌های رنگی، کلوچه‌های خانگی، سمنوها و سبزه‌...
یادداشتی درباره آئین «تکم گردانی» در آذربایجان
اشعار «تکم چی»های «ساوالان» همه ساله همزمان با آب شدن برف‌های سبلان (ساوالان) و جاری شدن آب در پهنه ییلاق، «تکم چی»ها نیز راه می افتند و از روستا به روستا و از محله به محله و اوبه به اوبه، نوید آمدن...
خواب ابدی عمو نوروز، داستان صوتی همراه با فعالیت
داستانی درباره تقابل ابدی خیر و شر این بار در قالب عناصر نوروزی. عمو نوروز و اپوش و چه بزنگاهی برای فریبکاری اپوش بهتر از مراسم قاشق زنی در چهارشنبه سوری که می‌تواند تغییر قیافه دهد و عمو نوروز ذره‌...
بوی کلوچه در نفس کوچه‌های کودکی
ما در کودکی بیش از هرچی، با عطر کلوچه‌های شیرمال خوشمزه بی‌بی زینب به استقبال نوروز می‌رفتیم؛ این بو، وقتی با عطر شکوفه‌های باغچه در هم می‌آمیخت، هوای خانه را نوروزانه می‌کرد.
خانم برنجم دیرشده
خانم برنجم دیر شده، یکی از اقوام ما بود که وابستگی عاطفی عمیقی به خوراکی هایش داشت. برای همین هروقت حرف سفر و رفتن به خانه اش می شد، فوری می گفت:«وای برنجم دیر شده!» و گوشی تلفن را می گذاشت و مثلا می...
معصومه انصاریان از نوروز و کودکی‌ها می‌گوید
کلوچه‌های تنوری، کلوچه‌های نوروزی وقتی بچه بودم عاشق اسفند بودم. زندگی  پر می‌شد از رنگ و بوی عید و هر روز یک اتفاق تازه‌ی نوروزی می‌افتاد. یکی از آن اتفاق‌های دوست داشتنی کلوچه‌های تنوری بود که...
نوروز برایم یادآور بنفشه است...
نوروز برایم یادآور بنفشه است. نه این بنفشه‌های درشت زرد و سفید و بنفشی که جعبه‌جعبه قبل از نوروز می‌خرند و در باغچه می‌کارند. من از بنفشه‌های خودرویی حرف می‌زنم که لب جوی باغمان در روستا می‌رویید. در...
حوض‌تكانی و ماهی‌گلی‌های هفت‌سین
هوا سرد است و ابری. انگار همیشه روزهای خانه‌تكانی هوا سرد است. این‌قدر كه این در و پنجره‌ها را باز می‌كنند و همه‌ی بادها و سوزها می‌‌آید توی خانه. در مازندران به این سرما می‌گوییم «بیز بِزه.» فارسی‌...