وبلاگ کتابک

وبلاگ کتابک
جشن تولد
ابیگل، ورونیکا و ناتالی به جشن تولد دوست‌شون کاتارین رفته بودند.اون‌ها با هم بازی کردند و کیک و بستنی خوردند. وقتی کاتارین هدیه‌های تولدش رو باز کرد، همهٔ روبان‌های هدیه‌ها رو به موهاش بست.
بچه گربه روی درخت
رایلی دوست داشت گربه‌ها رو دنبال کنه. توی خونهٔ اون‌ها چهار تا گربه بود و رایلی همیشه دنبالشون می‌دوید و سعی می‌کرد دُمشون رو بکشه.
آشنایی کودکان با جشن‌های ایرانی، جشن اسفندگان
ایرانیان باستان پنجمین روز از ماه اسفند را جشن می‌گرفتند: جشن اسفندگان یا سپندارمذگان. اسفند (سپندارمذ)، لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد باروری است چون با فروتنی، تواضع و...
رختخواب شلوغ
جولی، پنج برادر و دو خواهر داشت. جولی خواهر و برادرهاش را خیلی دوست داشت، اما یک مشکلی بود: اون‌ها همه در یک رختخواب می‌خوابیدن. هر شب بعد از این که جولی موهای خرمایی‌رنگ بلندش رو شونه می‌کرد و دندون...
اسباب‌ بازی تازه
تنها کاری که گارت می‌کرد، گریه کردن بود. از وقتی چشمش رو باز می‌کرد و از خواب بیدار می‌شد، تا وقتی که مادر اون رو دوباره می‌خوابوند، گریه می‌کرد. نه دلش درد می‌کرد و نه گوشش؛ گریه می‌کرد، چون چیزی...
پروین، ستاره ای نشسته بر قایق ابرها!
به یاد پروین دولت آبادی (زادروز ۲۱ بهمن ماه ۱۳۰۳- درگذشت ۲۷ فروردین ۱۳۸۷) پروین دولت آبادی، بانوی بزرگ ادبیات کودکان ایران، شاعر و نویسنده، تنها به سبب شعرها و نوشته‌های کم‌مانندش بر بلندای تاریخ...
 کی با من میاد ماهیگیری؟
دونالد می‌خواست به ماهیگیری بره. از پدرش خواست تا باهاش بیاد، اما پدر خیلی کار داشت. از مادر خواست تا باهاش بیاد، ولی مادر ظرف‌ها رو می‌شست و کارهای دیگه‌ای هم داشت. برادر و خواهر هم که نداشت. با...
بالا کدام طرفه؟
جیمی- عروس دریایی- در اعماق دریا زندگی می‌کرد. اونجا بسیاری عروس دریایی‌ها و همینطور ماهی‌های دیگه در اندازه‌های مختلف زندگی می‌کردن. جیمی دنباله‌های بلندی داشت که ازش آویزون بودن.
همراه با بچه‌ها شهرهای خلاق ایران را بشناسیم
در سال ۲۰۰۴ سازمان یونسکو طرحی با عنوان «شبکه شهرهای خلاق» را مطرح کرد. شبکه شهرهای خلاق یونسکو، هفت حوزه خلاقیت؛ اعم از صنایع دستی، هنرهای بومی، هنرهای چندرسانه‌ای، فیلم، طراحی، خوراک شناسی، ادبیات...
موش سرماخورده
بلوط، اسم موش کوچولویی بود که توی یک درخت پیر زندگی می‌کرد.
به یاد یحیی مافی یکی از معماران  نهاد کودکی در ایران
شناخت نگاه و نگرش یحیی مافی از سخنان خودش: ما از اول قرارمان اين بود كه كارى متفاوت كنيم. يكى از اين تفاوت‌ها فكر كتابخانه و ديگرى رواج فرهنگ پرسش و پاسخ بود. زمان تحصيل خودمان، مؤدب‌ترين بچه‌ها، بچه...
 یکی از روزهای مامان عنکبوت
مامان عنکبوت، رنگ سیاهی داشت و به تازگی شوهرش را از دست داده بود و حالا چهار بچه‌اش را تماشا می‌کرد.
آشنایی کودکان با جشن‌های ایرانی، جشن بهمنگان
روز دوم بهمن به جشن بهمنگان اختصاص دارد. نگهبانی از چهارپایان سودمند به این ماه واگذار شده است.
چهل‌تیکه
اسباب‌بازی که گریگوری بیشتر از همه دوست داشت، یک زرافهٔ پارچه‌ای بود به اسم «چهل‌تیکه». هر جا که می‌رفت، چهل‌تیکه رو با خودش می‌برد.
فُک گرسنه
در دوردست شمال، جایی که باد، نفس یخ‌آلودش رو بر زمین می‌دمید، پسر کوچکی به نام کیمو زندگی می‌کرد. اون و خونواده‌اش در یک ایگلو زندگی می‌کردن که از قطعات بریده‌شدهٔ برف یخ‌زده ساخته شده بود.
ویولت گل‌گلی
گونه‌های ویولت سرخ می‌شد. وقتی که کسی در بارهٔ چشم‌ها، لبخند، یا لپ‌های گوشتالود ویولت به او چیزی می‌گفت، سرخ می‌شد. گونه‌هاش مثل آتش، گل می‌انداخت و مژه‌هاش می‌لرزید.  
آشنایی کودکان با جشن‌های ایرانی، جشن دی‌گان
واژه «دی» یکی از صفات خداوند یگانه و بزرگ و به معنی آفریننده و دادار است. در ایران باستان سردترین ماه سال را به نام خدای بزرگ نام‌گذاری کردند تا در گذراندن سرمای سخت یاری‌بخش مردم باشد. جشن دیگان به...
لبخند نهنگ
زیردریایی توی آب پایین و پایین و پایین‌تر رفت… اون قدر پایین که رنگ آب، آبی تیره شده بود… نزدیک به رنگ سیاه. سارا و چاد از پنجرهٔ زیردریایی بیرون رو نگاه کردند.
زبان جهانی لالایی‌ها
به گفتهٔ «کری استمپر» و «میریام وبستر»، واژهٔ «lullaby» (لالایی)، از دو واژهٔ «lulla» و «bye» گرفته شده که در طول تاریخ بشر، هر دوی این واژه‌ها برای آرام کردن کودک، به‌کار رفته‌اند. این دو واژه در...