تصاویر هالیس وودز

تصاویر هالیس وودز

هالیس وودز کودکی است سرراهی در سنین نوجوانی که مفهوم تعلق داشتن به خانواده برایش معنا می‌گیرد. نوجوانی دقیق و حساس و علاقمند به نقاشی که روحیات خود را در نقاشی‌هایش به تصویر می‌کشد و با خانواده هایی که مددکاران اجتماعی برایش درنظر می گیرند، سازگاری ندارد و مرتب دست به فرار می‌زند.

او حتی از خانه‌ی "پیرمرد" هم که به او علاقه دارد، می‌گریزد زیرا خود را مسئول اتفاقات رخ داده می‌داند. اما جوزی، معلم سابق هنر، فرق دارد. این بار به اتفاق جوزی از دست مددکاران فرار می‌کند تا آنها را از هم جدا نکنند. داستان در فصولی جداگانه پیش می رود؛ اوقاتی که هالیس با جوزی سپری می‌کند (زمان حال) و تصاویری که خاطرات گذشته‌ی او را تشکیل می‌دهند.

راوی اول شخص و هنرمند، داستان زندگی و دغدغه‌های روحی_روانی هالیس را از طریق تصاویر ذهنی پیش چشم ما زنده می‌کند و تصویر ما نیز از خود هالیس، درست مثل مجسمه‌ای که جوزی از او می‌سازد، به تدریج کامل می‌شود. کتاب اساسا بر شالوده‌ی بیان تصویری بنا شده است و کاغذهای نقاشی شده‌ی هالیس که برش‌های خاصی از زندگی اوست، یکی یکی پیش چشم ما ورق می‌خورد و هریک گوشه‌ای از تصویر نهایی و کامل شده‌ی زندگی او را می‌سازد. خود هالیس نیز در پایان داستان، با قرارگرفتن در مقابل مجسمه‌ی خودش، موفق به کسب شناخت تازه‌ای از خود می‌شود. مشخصه‌ی داستان ذوق و عشق به هنر نقاشی و به کارگیری آن در بیان احساسات است.

 

کاربردها و فعالیت ها

درباره ی کتاب تصاویرهالیس وودز
هالیس وودز، دختر بی سرپرستی است که برای پیداکردن خانوادهای دائمی تلاش می کند. او از یک پرورشگاه به پرورشگاه دیگر می رود تا سرانجام با خانواده ی ریگان و نیز دو زن سالخورده و بی نظیر آشنا می شود که به او چیزهای زیادی درباره ی عشق، دوستی و وابستگی عاطفی می آموزند.
او یک کودک سرراهی است و تا ۱۲ سالگی از یک پرورشگاه به پرورشگاه دیگر منتقل می شود. از نظر موُسسه ی خدمات اجتماعی، هالیس "کوهی از مشکلات" است، از مدرسه  فرار می کند و حتا از خانواده ی ریگان که می کوشد به او خانه و پناهگاهی واقعی بدهد هم گریزان است. وقتی با جوزی، هنرمندی سالخورده که دچار فراموشی شده است، آشنا می شود، برای نخستین بار احساس می کند که کسی به او نیاز دارد. بنابراین، دلش نمی خواهد این زن عجیب و سالخورده را که چیزهای زیادی درباره ی عشق و دوستی می داند، ترک کند. موُسسه ی خدمات اجتماعی تصمیم می گیرد جوزی را از او جدا کند. هالیس، هراسان از این تصمیم، برای فرار خود و جوزی نقشه ای طرح می کند. این بار او جوزی را همراه خود به برانچز که خانه ی تابستانی خانواده ی ریگان است، می برد. هالیس تمام تابستان را با این خانواده می گذراند، از زندگی با آن ها لذت می برد و هر لحظه ی کنار آن ها بودن را در رنگین کمانی از تصویرها در ذهن خود ثبت می کند.

پیش از شروع به خواندن چه باید بکنیم؟
از دانش آموزان بپرسید که در مورد این عبارت بحث کنند: یک تصویر ارزش هزاران واژه را  دارد.
سپس، از آن ها بخواهید تصویری از خانواده ی خود بکشند یا از آن ها عکسی بگیرند در حالی که سرگرم انجام یک فعالیت ویژه یا اجرای رسم و آیینی خاص هستند. از آن ها بخواهید تصویرها و عکس ها را به یک دیگر بدهند. تشویق شان کنید درباره ی این که چرا این لحظه اهمیت خاصی در خانواده دارد، به گفت و گو بپردازند.

موضوع هایی در رابطه با درونمایه داستان:
  وابستگی (تعلق داشتن):
  هالیس پس از چند روز زندگی با جوزی در می یابد که هرگز در گذشته نه کسی به او نیاز داشته و نه بودن با او خواسته ی کسی بوده است. چه تفاوتی میان دو پدیده ی "نیاز داشتن" و  "خواسته شدن" وجود دارد؟ چگونه "نیاز داشتن" و "خواسته شدن" به احساس "وابستگی" کمک می کنند؟
چگونه می فهمید که هالیس به راستی می خواهد به خانواده ی ریگان وابستگی داشته باشد؟ از اعضای کلاس بخواهید با هم دیگر در این باره گفت و گو کنند که آیا هالیس به این دلیل از مدرسه فرار می کند که به آن "وابستگی" ندارد؟
  خانواده:
 خانواده ی ریگان را بررسی و توصیف کنید. چرا هالیس در باره ی رابطه ی استیون با پدرش این قدر سردرگم است؟ چرا فکر می کند که او در تصادف مقصر بوده و تمام خانواده را به هم ریخته است؟ هالیس چه زمانی پی می برد که استیون می خواهد برادر او باشد؟ بحث کنید چرا هالیس پدر استیون را "پیرمرد" می نامد؟ چگونه عکس (آ) هالیس در پایان داستان تغییر می کند؟ چگونه ساختار داستان به ویژه فصل های شماره گذاری شده ی مربوط به عکس ها (تصویرها) آرزوی هالیس را برای این که عضوی از خانواده ی ریگان باشد، نشان می دهد.
  دوستی:
از کودکان بخواهید نظر بدهند که چرا برای آلیس دوست پیدا کردن دشوار است؟
 چرا و چگونه استیون نخستین دوست واقعی هالیس شد؟ جوزی و بئاتریس چه چیزهایی درباره ی دوستی به هالیس یاد می دهند؟ هالیس نهایت وفاداری را به جوزی ابراز می کند. او برای این که با جوزی باشد، حتا تصمیم می گیرد به مدرسه برود. چرا وفاداری یک عنصر مهم در دوستی به شمار می آید؟ چگونه هالیس پس از پیوستن به خانواده ی ریگان هم چنان دوست جوزی باقی می ماند؟  از کودکان بخواهید در باره ی این دو پرسش باهم گفت و گو کنند.
  رها شدن و تنها ماندن:
 والدین هالیس او را پس از تولد رها کردند و تنها گذاشتند. از آن پس، او در پرورش گاه های مختلف زندگی کرده است. زن گچبری او را "کوهی از مشکلات" می نامد ولی هالیس خودش را "سرسخت" می داند. تفاوت "کوهی از مشکلات" بودن و "سرسختی" در چیست؟ از کودکان بخواهید نظر بدهند که چگونه سرراهی شدن هالیس و جست و جویش برای عشق و دوست داشتن، از او انسان سرسختی ساخته است؟ چرا هالیس زمانی که از خانه ی ریگان ها رفت، خودش هم خودش را ترک کرد؟ چرا هالیس این قدر اصرار دارد که جوزی را رها نکند؟
 حقیقت:
از دانش آموزان بپرسید منظور بئاتریس چیست که به هالیس می گوید:
" تو باید به جست وجویت برای یافتن حقیقت ادامه بدهی."
چگونه جوزی و بئاتریس، هالیس را برای لحظه ی رسیدن به حقیقت آماده می کنند؟ از کودکان بخواهید در باره ی حقیقتی که هالیس در پایان داستان کشف می کند، بحث کنید.
 امید:
در زندگی هالیس لحظه های ناامید کننده ای وجود دارد. هالیس امید را چگونه در هنرش نشان می دهد؟  بئاتریس می گوید: "تو در آینده چیزی خواهی شد، تو و زبانی که با آن در کاغذهایت حرف می زنی...."
 چگونه این جمله ها هالیس را امیدوار می کنند؟ چگونه آخرین فرار هالیس، او را به زندگی مطلوبش رهنمون می شود.

 

برگردان: سودابه افتخاری فر

 

شناسنامه کتاب:
ناشران
نویسنده
Patricia Reilly Giff, پاتریشیا ریلی گیف
ویراستار
  • مژگان کلهر
ویژه نامه ها
برگردان
  • شهلا انتظاریان
خانواده
سال نشر
۱۳۸۶

دیدگاه ها

کتاب جالب و جذابی است.


این کتاب از بهترین کتاب هایی است که من خوانده ام، (آخر من خیلییییییییییییییییییییییی کتاب می خوانم) نکات آموزشی در آن بسیار ظریف و زیبا گفته شده و در حالی که آن ها را می آموزی اشک هم از چشمانت جاری می شود و هیچگاه نمی توانی کتاب را زمین بگذاری و یا نیمه تمام بگذاریش.
من به داوران دهنده ی مدال نیوبری و کتابک تبریک و سپاس بسیار می گویم چون همه ی کتاب های برگزیده اشان فوق العاده بوده است.


عضویت در کانال تلگرام