داستی هرچه می بیند، می خواهد بردارد

داستی هرچه می بیند، می خواهد بردارد

داستی امروز قرار است پیش مادربزرگ و پدربزرگ باشد.

از لحظه ای که می رسد، چشمش به هر چه می افتد می خواهد بردارد. عینک مادربزرگ، کلاه پدربزرگ و حتی چاقوی آشپزخانه. ناگهان خانه ساکت ساکت می شود. پدربزرگ فکر می کند داستی در جایی خوابش برده. واقعاً همینطور است؟ پس با هم سری به اتاق های دیگر می زنیم، چون مادر آمده و می خواهد او را با خود ببرد.

حس کنجکاوی در کودکان بسیار زیاد است و شناخت محیط پیرامون از نیازهای اساسی او. کودکان زیر پنج سال به خصوص، خود را در این کتاب باز می یابند و همراه «داستی» لذت می برند. در این داستان ارتباطی که بین کودک، و پدربزرگ و مادربزرگ وجود دارد و نیازهای خاص هردو طرف در نهایت سادگی و ایجاز مطرح شده است.

متن اینگر سندبری و همراهی تصاویر هنرمندانه همسرش لسه سندبری اثری را به وجود آورده که موجب شده به زبان های مختلف ترجمه و در ایتالیا، امریکا، کانادا، و استرالیا بارها تجدید چاپ شود.

 

 

گزیده‌هایی از کتاب

در آشپزخانه چیزهای زیادی هست که داستی می خواهد بردارد.
داستی می پرسد:" این را بردارم؟"
اما پدربزرگ جلو می پرد وچاقو را از دست او می گیرد.
او می گوید:" هر وقت بزرگ شدی، می توانی از چاقو استفاده کنی."

ديدگاه شما