رنگ ِبهار زرد شد از ترس

رنگ ِبهار زرد شد از ترس

آن خانه باغ سبز فرو ریخت

خاموش شد ترانه‌ی روشن

ای آب ها! چگونه گذشتید؟

ازکوچه‌های ِکودکی من

ای آب ها که زمزمه بودید

در گوش ِگلّه؛ خرم و جاری

لالایی زلال علف‌ها   

در دشت های پاک بهاری

ای رودخانه از سر ِبازار

هرگز لباس عید خریدی؟

آیا به نام  بازی و شادی

بر ترک یک دوچرخه پریدی؟

سیل آمد و شکوفه تلف شد

گُلدان پشت پنجره افسرد

رنگ بهار زرد شد از ترس

دیدی چگونه باغچه پژمرد؟

نام تو چیست؟ «کرخه» و «کارون»؟

«گاماسیاب» و «سیمره» یا «دز»؟

دیگر خدا کند که نبینم

خشم تو را به چشمم، هرگز!

مهدی مرادی

 

اطلاعات:
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸-۰۱-۲۴ ۱۱:۱۷
نویسنده:
مهدی مرادی
دسته‌ها:
متن سفارشی:

عضویت در کانال تلگرام