بچه‌های روزنامه

بچه‌های روزنامه

هوگو و جاسپر، خواهر و برادری با اختلاف سن کم، متوجه می‌شوند که شهردار شهرشان قصد دارد با کمک پولداران و افراد بانفوذ شهر تنها پارک محله را خراب کند و به جای آن برج بسازد.

بچه‌ها با کمک یکی از دوستان خود روزنامه‌ای چاپ و علیه شهردار افشاگری می‌ کنند و سرانجام موفق می‌شوند هم پارک را نجات دهند و هم سازمان‌های مسئول را مجبور سازند فکری به حال افراد مسن و بیماری کنند که قادر به بیرون آمدن از خانه نیستند.

این داستان بلند واقعی به یکی از مسائل اجتماعی و نیز محیط زیستی می‌پردازد. کنجکاوی، ماجراجویی، شرکت کردن در امور جامعه، مسئولیت پذیری در قبال جامعه، اتحاد، چاره‌جویی، پیدا کردن راه‌کار و ... از نکات بارز مطرح شده در این داستان است و مخاطب را تشویق می‌کند که بدون حضور بزرگ‌ترها هم می‌توان عمل کرد و به پیروزی رسید.

گزیده‌هایی از کتاب

اما این حقیقت نداشت! زمین اسکیت فرو نریخته بود باید
قبل از این که خیلی دیر می شد کاری می کردم.
قبل از این که پارک برای همیشه بسته شود!

شناسنامه کتاب:
نویسنده
Juanita Phillips, جوانیتا فیلیپس
برگردان
  • نوشین ابراهیمی
سال نشر
۱۳۸۴

عضویت در کانال تلگرام