جهان من را روشنی بخش!

فدراسیون جهانی ناشنوایان از ۲۱ تا ۲۷ سپتامبر (۳۰ شهریور تا ۵ مهر) سال ۲۰۰۹ را به عنوان هفته جهانی ناشنوایان اعلام کرده است. انگیزه اصلی از این کار این است که مردم عادی و جامعه هایی که ناشنوایان در آن زندگی می کنند بتوانند با فرهنگ و نیازهای ناشنوایان آشنا شوند.

روز جهانی ناشنوایان چندین دهه پیشینه دارد. فدراسیون جهانی ناشنوایان برای نخستین بار در سال ۱۹۵۸یک روز در هفته پایانی سپتامبر را برای توجه به موضوع حقوق و نیازهای ناشنوایان اختصاص داد. کمی بعدتر این روز به هفته جهانی ناشنوایان تبدیل شد. برخی از کشورها همواره یکشنبه آخر ماه سپتامبر را به عنوان روزی برای توجه به حقوق ناشنوایان و توجه همگان به موضوع های مربوط به ناشنوایان  و هفته پیش از آن هفته جهانی ناشنوایان درنظر گرفته اند و در این روز جامعه های ناشنوایان و آموزش و پرورش و نهادهای وابسته مراسم گوناگونی به مناسبت این روز و هفته برگزار می کنند.

اکنون بیش از ۴۰۰ سال از زمانی می گذرد که برخی از آموزشگران برجسته اروپایی به موضوع آموزش کودکان ناشنوا توجه کردند  و در این زمینه کارهای گوناگونی را انجام دادند. اما در حقیقت از سده هژدهم بود که آموزش سازمان یافته کودکان ناشنوا مورد توجه قرار گرفت. نخستین کسی که در جهان پس از رنسانس به موضوع ناشنوایان توجه نشان داد کشیش انسانگرا و آموزشگر آلمانی رودلف اگروکولا Rudolf Agricola بود که در  سال ۱۵۲۱ با ایمان به این که می شود کودکان ناشنوا را خواندن و نوشتن یا زبان آموخت بخشی از زندگی خود را وقف این کار کرد.

  پس از او دوره ای از توجه پزشکان به توانایی های شنوایی کودکان و کار روی این موضوع جلب شد. همزمان به جنبش روشنگری در اروپا، در سال ۱۷۶۰نخستین موسسه رسمی که به آموزش کودکان ناشنوا و گنگ اختصاص داشت در پاریس آغاز به کار کرد. پس از آن نخستین مدرسه ناشنوایان به سال ۱۸۱۷ در امریکا از سوی ماسون کاگسول، ‌توماس کالودت و لورنت کلرک پایه گذاشه شد. این پدیده سرآغاز آموزش و پرورش ناشنوایان بود. در ایران کار آموزش به ناشنوایان به فداکاری های آموزشگر برجسته روزگار نوگرایی ایرانیان جبار باغچه بان از سال ۱۳۰۳ پایه گذاشته شد و پس از آن او برای بیش از چهل سال زندگی اش را در این راه گذاشت. در این چهل سال کار فردی او سرانجام به نهادی اجتماعی و فرهنگی تبدیل شد و اکنون هزاران کودک ناشنوا در ایران آموزش های ویژه خود را دارند.

نویسنده
محمد هادی محمدی
Submitted by editor6 on